تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - وظیفه مادری بر عهده کیست؟

وظیفه مادری بر عهده کیست؟

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله الرحیم الرحمن


 سلام به همه دوستان وبلاگ نویس و وبلاگ خوان قدیم و جدید. من برگشتم :) دلم برای همه تنگ شده بود.

 "چوب خدا" همون چوب خداست؛ (ان شاء الله که بهتر از قبل شده باشه)، با این حال منتظر نقد و نسیه!! های دوستان هستم :)

اما پست اول:

حضور خانواده طلبه جوان که هشت شیعه به نسل شیعیان اضافه کرده بودند و موضع گیری های مختلفی که نسبت به ایشون و خانواده شون صورت پذیرفته بود بهانه ای شد تا اولین پست وبلاگ چوب خدا بعد از یک وقفه نسبتا طولانی به این موضوع اختصاص پیدا کنه.

حوصله پست های مطول رو ندارم بنابراین تلگرافی می نویسم و به فراخور کامنتها به متن اضافه می کنم.

اما پست اول:

مقدمه شماره 1:

جهان آفرینش مجموعه ای هماهنگ و منسجم در مسیر نیل به هدفی والاست. در هر مجموعه ای هر جزئی وظیفه و کارایی خاص خود را دارد که به تناسب آن وظیفه، از یک سری استعدادها، ابزار و کارکردها برخوردار است. طبیعتا داشتن یک استعداد خاص به منظور انجام یک وظیفه خاص، جای قیاس با اعضا و استعادادهای دیگر را ندارد. اینگونه نیست که اگر عضوی از جامعه که تکلیف ویژه ای دارد از استعدادی بهره نبرد که عضو دیگری -بنا به وظیفه شخصی خود- از آن برخوردار است، نقصی برای او قلمداد نمی شود.  بلکه ارزش در این است که هر فردی از افراد یک مجموعه، به تناسب وظایف و استعدادهای خود به ادای تکلیف بپردازد.

مقدمه شماره 2:

در مکتب اسلام، وظیفه تربیت جامعه ابتدائا بر عهده "مادر" گذاشته شده است. وظیفه مادری مانند هر وظیفه دیگر، به استعدادها و لوازمی نیاز دارد. در بین تمام مخلوقات، این استعدادها و لوازم -اعم از فیزیکی و روانی- بیش از همه در جنس مونث یافت می شود. توانایی زادآوری، بیشترین انس با مولود، عاطفه و مهر، تونایی تغذیه و پرورش، حوصله و علاقه غیرقابل تصور به فرزند همه و همه در وجود زن به ودیعه نهاده شده تا بتواند نقش مادری را بهتر از هر مخلوق دیگری انجام دهد.

*بدین ترتیب خداوند حکیم و علیم، در قانونی که برای هدایت بشر نگاشته شده، شرایطی را برای زن مهیا کرده تا هرچه بهتر به وظیفه خود عمل کند: وظیفه مرد به عنوان یکی دیگر افراد جامعه، در جهت انجام وظایف خود به منظور گام برداشتن در مسیر رسیدن به هدف واحد، مهیا ساختن تمامی شرایط لازم برای آرامش زن است تا بدون دغدغه معاش به تربیت نسل بپردازد.

در قاموس اسلام زن ملکه است. و مرد، اعم از پدر و همسر و برادر و حتی حاکم شرع، همه وظیفه دارد تا آرامش و آسایش زن را فراهم کند. (گواه این مسئله، وجود استعداد های لازم برای انجام این وظیفه در وجود مرد است).

* اصل مطلب:

اولین و مهمترین و حیاتی ترین و اختصاصی ترین وظیفه زن، "مادری" است.

هرچیزی که این وظیفه رو کم رنگ کنه برخلاف جهت طبیعی نظام جهانه و محکوم به فناست.

دیدن طلبه جوان و همسر عالمه ایشون که هشت فرزند به دنیا اورده بودند و توی زندگیشون هم هیچ مشکلی از این بابت به وجود نیومده بود امید رو در دلم زنده کرد که هنوز هم هستند افرادی که فریب بازی های دنیای هزار رنگ رو نخوردن و انجام وظیفه ای که خدا ازشون خواسته براشون توی اولویته. اعتماد به خدا، توکل و ایمان رو توی زندگی اینها دیدم. خدا برای اسلام و تشیع حفظشون کنه ان شا ء الله.

=====

پ. ن.





Ali javaheri
جمعه 22 آذر 1392 03:26 ب.ظ
سلام خسته نباشیم خواهرم
منم تلگرافی نظر بدم میگم:
عالی بود
پاسخ صالحه : علیک السلام
خواهش می کنم
لطف دارید
خادم القرآن
یکشنبه 30 تیر 1392 03:55 ب.ظ
سلامممممممممممممممممممممممممممممم
عزیزدلمممممممممممممم
خوبی؟ خوشی؟

چشام دو تا میبینه نمیتونم بخونم :دیییییییییییییییییییی

فقط گفتم بیام و بگم خوش اوووووووووووووووووومدی/ دلم تنگ شده بید/ بععععععععععععله
پاسخ صالحه : علیک السلااااااااااااااااااااااااااام
خوشحالم که خوشحالی :)
من خوبم
شما خوبی؟ بی ما خوش می گذره؟ :D
ما هم دلمان تنگ شده بید :)
موزون
شنبه 29 تیر 1392 04:18 ب.ظ
باسلام به استاد سعیدی راد عزیزم.
ابتدا عرض می کنم که بنده نه «حضرتم» و نه «بسیار» گرامی.
اما بعد...
تنها به دلیل اینکه شخصیتی چون جناب سعیدی راد بنده را قابل دانسته تا در محضر عام نصیحت کند که بسی مایه افتخار بنده است که تحت آموزش حضرتعالی باشم.
و بی ادبی است اگر درس خود را به این نصیحت پس ندهم.
اجازه میخواهم از شما یک سوال داشته باشم :
پاسخ این نصیحت مشفقانه ی شما را در دیسون بدهم؟
یا همینجا؟
کوتاه بدهم یا مطول؟
پاسخ ارزشی بدهم؟ یا پاسخ گل و بلبل؟
==
میدانم یاد داستان آن شخصی افتادید که برای سرودن شعر میگفت : مثنوی بگویم یا غزل؟
دو بیتی بگویم؟ یا..
==
به هر روی بیصبرانه منتظر پاسخ شما هستم.
سعیدی راد
شنبه 29 تیر 1392 08:57 ق.ظ
سلام. خیلی خوش آمدید.
راستش با عرض معذرت برخلاف نظر حضرت موزون بسیار گرامی، از شما می خواهم شیر نباشید و دیگران کفتار و دیگر جانوران نباشند. انسانی بزرگ باشید با دلی بزرگ که نه تنها همه حرفها و ناملایمات را بتواند تحمل کند بلکه با صعه صدر و ادب کامل و حسن خلق راهنما و پناه دیگران باشید.
طاعاتتان قبول و رمضانتان مبارک.
پاسخ صالحه : علیک السلام
ممنون از لطف شما برادر بزرگوار

در مثل مناقشه نیست جناب سعیدی راد. چیزی که آقای موزون فرمودن صحیحه
در هر صورت من قراره اینجا فقط به تکلیف عمل کنم.

ان شاء الله همه ما عاقبت به خیر بشیم
طاعات و عبادات شما هم قبول حق ان شاء الله

طلوع ماه
شنبه 29 تیر 1392 12:24 ق.ظ
سلااااام
دیوونه ببین با چه پستی برگشتی
خوشحالم که هستی
راستشو بخوای دلم برای اینجا تنگ شده بود
پاسخ صالحه : علیک السلااااااااااااام
مگه چشه مطلبم؟
:D
خوشحالم که خوشحالی که هستم :D
واقعا؟؟؟ دلت برام تنگیده بود؟ :D ممنون :)
☫ رزمنده سایبری ☫
جمعه 28 تیر 1392 06:47 ب.ظ
سلام
خدا قوت
ان شاء الله عاقبت بخیر باشید
پاسخ صالحه : علیک السلام

ممنونم
همچنین
با افتخار لینک شدید
حسین
جمعه 28 تیر 1392 02:07 ب.ظ
سلام علیکم.
با اجازه میخوام عرض ارادتی بکنم خدمت این شخص ترسویی که از شدت وحشت اسمش رو هم یادش رفته بنویسه.
اول اینکه وقتی اسمت رو نمی نویسی یعنی یا اسمی نداری یا ترسیدی اسمت رو بنویسی بنابراین خودم برات اسم میذارم و صدات میکنم «هیچ»
ببین «هیچ» عزیز کاملا قابل درک هست که زیر فشار زندگی له شدی و برای اینکه کمی از عقده هات رو خالی کنی و سبک بشی میای توی وبلاگ هایی که حرصت رو درمیارن و شروع میکنی به چرت و پرت گفتن. اما یه نکته رو باید بدونی و اونم اینه که باید توی وبلاگهایی کامنت بذاری که یه چیزی ازشون حالیت بشه. وبلاگهایی مثل اینجا از سطح فکری تو بالاتره چیزی ازش نمیفهمی. و مطلب آخر اینکه حواست رو جمع کن چون پیدا کردنت از طریق دوستان پلیس سایبر یا رفقای اطلاعات سپاه کار ساده ایه. بای بای
پاسخ صالحه : علیکم السلام

حضور این فرد توی وبلاگ چوب خدا به ماجراهای سال 89 و نود مربوط میشه
کلا عددی نیست
همون "هیچ" که شما فرمودین هم براش زیاده

همونطوری هم که آقای موزون فرمودن از این به بعد کامنتهایی از این دست تایید نمیشه
ادبیش میشه: باید به هیچ انگاشته شوند
:)
سیـــد شصـــت و پنـــج
جمعه 28 تیر 1392 02:06 ب.ظ
سلام احوالتون عبادادتون قبول سالروز وفات بزرگ بانوی جهان اسلام حضرت خدیجه کبری (س) را خدمت شما تسلیت عرض می نمایم
خوشحال شدیم دوبار اومدین
ممنون از حضورتون در وبلاگ خودتون بروزم ومنتظر حضور سبز شما
پاسخ صالحه : علیک السلام
طاعات شما هم مقبول ان شاء الله
موزون
جمعه 28 تیر 1392 07:04 ق.ظ
سلام آبجی.
وقتی یک شیر به شکار میره همیشه چنتا کفتار 50 اونطرفتر دنبالش می کنن تا بتونن از قِبَلش به نوایی برسن.
وقتی اعلام کردی که برگشتی می دونستم این نانجیبان باز هم میان و اسائه ادب میکنن. وبلاگت رو مثل شیری به میدان بیار که حتی یک نگاه هم به این کفتارها نمی کنه. کامنتهاشونو نه تنها آپ نکن بلکه حتی نخونشون.
این جانوران(که یکی درمیون پدر و مادر خودشون رو هم قادر به شناسایی نیستن) روحشون قدرت و توان «یخرجون من الظلمات الی النور» رو نداره.
بی توجه باش همشیره.
الان این جانور کلی ذوق کرده که شما کامنتشو آپ کردی.
اینها یا خود تخم شیطانن یا اذنابش.
پاسخ صالحه : علیک السلام

شما درست می فرمایید. اونو هم آپ کردم که آب پاکی رو بریزم رو دستشون
دیگه کامنتاشون تایید نمیشه

ان شاء الله قوی تر از قبل ادامه میدم :)

آقا سعید
جمعه 28 تیر 1392 02:08 ق.ظ
سلام ممنون که سر زدین ...
وبلاگ زیبایی دارید ...
پاسخ صالحه : علیک السلام

ممنون
جمعه 28 تیر 1392 12:13 ق.ظ
امیدوارم یکی از درسهایی که از گذشته گرفتی این باشد که بی خود و بی دلیل به صرف حرفهای دیگران خودت را در مسئله یا مسائلی که به تو هیچ ربطی ندارد دخالت ندهی و تا وقتی که مستقیما خطاب قرار نگرفته ای در مسئله ای اظهار نظر نکنی سرت را بینداز پایین و مثل یک شهروند خوب کار خودت را انجام بده
پاسخ صالحه : به به!
سلامُن علیکم!
طاعاتتون قبول باشه ان شاء الله!!!

یکی از درسهایی که از گذشته گرفتم این بود که وسعت دایره مسائلی که به یک انسان شیعه ایرانی مربوط میشه خیلی گسترده تر از چیزیه که توی ذهن تاریک شما می گذره!

ما حالا حالاها با هم کار داریم جناب!
اتفاقا این دفعه با انرژی بیشتری اومدم!

بعله! اینجوریاس!
میثاق
پنجشنبه 27 تیر 1392 12:14 ب.ظ
سلام
وقتی که با وبلاگتون اشنا شدم شما رفته بودید همیشه برام سوال بود چرا رفتید ؟
ولی خوشحالم بر گشتید.
موفق و موید باشید
پاسخ صالحه : علیک السلام

اون روزهای تلخ گذشته
الان ان شاء الله قوی تر از قبل و با دستی پرتر از قبل خواهم بود :)
از خوشحالیتون خوشحالم
شما هم موفق باشید
خورشید عالم تاب
پنجشنبه 27 تیر 1392 02:31 ق.ظ
چه مباحثه ای راه انداختید با دختر بابا. خدا اجرتون بده. یه مطلب نوشتم در مورد شجریان
به وبلاگ همشهریتون یه سری بزنید.
خوشحال میشم.
پاسخ صالحه : چشم. حتما :)
ن.خ
پنجشنبه 27 تیر 1392 02:25 ق.ظ
سلام صالحه جوووون
خوش اومدی خواهر.خیلی خیلی خیلی خوش اومدی
خواستم در ادامه صحبتهات با دوست عزیز دختر بابا اضافه کنم که با داشتن دو تا بچه علی رغم اینکه مجبور شدم کار بیرون از خونه رو رها کنم فوق العاده احساس خوشبختی میکنم. میشه سبک زندگی رو تغییر داد و همزمان از عهده مخارج حداقل دو تا بچه براومد.
پاسخ صالحه : علیک السلااااااااااااااام
شاهد از غیب رسید :D
ان شاء الله همیشه احساس خوشبختی بکنی عدیدم
جوجه کوچولوهای منو ببوس :)
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 02:31 ب.ظ
چه کسی باید این مشکلات رو رفع کنه ؟
من می تونم جلوی واردات بی رویه رو بگیرم ؟
می تونم بذر و سمموم مورد نیازکشاورز رو با قیمت مناسب بدون واسطه و دلال به دستش برسونم ؟
شاید اگر این مردم با هم بودن میشد کاری کرد اما نیستند
مثلا همین برنج رو تحریم کنن نخرن..والله با برنج نخوردن هیچ کس نمی میره ..
اصلا چرا راه دور بریم همین لبنیات که اول ماه مبارک گرون شد رو تحریم کنن..
بدبخت باغ دار بارون نیاد باید تنش بلرزه ، بارون و باد زیاد بیاد از ترس خسارت باید بترسه و ... نهایتا محصول باغش مفت ( تو شمال اقوام مادریم باغ کیوی دارند )محصول رو مفت ازشون می خرن بعد تو سردخونه نگه می دارن شب عید کیلویی 7-8 هزار تومن بهمون می فروشن .فکر می کنید از باغ دار کیلویی چند می خرن ؟؟؟ 200 یا 300 تومن
پاسخ صالحه : موافقم
مردم اگه کنار هم باشن و دست به دست هم بدن می تونن مشکلات رو از سر راه بردارن
ولی ما همه منتظریم که یه نفر دیگه شروع کننده باشه
اینه که من باهاش مخالفم
من نمی گم "من" به تنهایی می تونم مشکلات رو رفع کنم. حرف من سر انجام وظیفه است
این داستان رو شاید بارها توی نت خونده باشید:
مکانی دچار آتش سوزی شده بود. لا به لای شعله ای آتش یک گنجشک گرفتار شده بود.
گنجشک دیگری مرتب تا دورها پرواز می کرد و نوک کوچک خود را پر از آب می کرد، مسافت را برمی گشت و آب را روی آتش می ریخت.
به اون گفتند چرا چنین می کنی؟ مگر می شود این حجم آتش با این مقدار آب خاموش کرد؟
گنجشک گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، ولی وقتی خداوند از من بپرسد "زمانی که دوستت در آتش گرفتار بود تو چه می کردی؟" می گویم هرآنچه از من بر می آمد.
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 02:25 ب.ظ
انسان به این دنیا اومده که زجر بکشه ؟ ریاضت بکشه ؟

من می دونم که سقط جنین گناهه اما بدنیا اوردن بچه ای که کسی نمی خوادش هم گناهه ، به وجود اوردن انسانی و درگیر این دنیا کردنش هم گناهه
اون نظرم رو پرسید گفت اگه تو بودی چی کار می کردی منم صادقانه جواب دادم
پاسخ صالحه : انسان به دنیا نیومده که زجر بکشه
همونطور که برای خوش گذرونی هم نیومده
ولی درد و الم جزء لاینفک زندگیه

حتی اگه به دنیا اوردن فرزند ناخواسته گناه باشه -که نیست- راهش سقط جنین هم نیست
خوبه که آدم صادق باشه ولی بهتره قدری بیشتر خواسته های خدا از خودمون رو بشناسیم تا جواب صادقانه مون مخالف با امر پروردگار نباشه
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 02:17 ب.ظ
من مهندس صنایع ام
اما اگه یه تیکه زمین داشتم قطعا کشاورزی هم می کردم ...
ما خانواده ی شلوغی نبودیم اما دیدم مشکلات خانواده های پرجمعیت رو .
خیلی از مسائل از عهده جامعه ی کوچک خانواده خارجه..
به عنوان نمونه مسائل می زنم
( به عینه این موارد رو دیدم)
کاشت برنج خیلی سخته ،بذر و سموم گرانه ... دلال بازی زیاده ...با همه ی این سختیه ها کشاورز بیچار برنج رو می کاره و دلال میاید ارزون ازش می خره از اون طرف دولت برنج پاکستانی و هندی وارد می کنه مردم هم نمی تونن برنجی که ده دست چرخیده و قیمتش بالاست رو بخره میره سراغ برنجی هندی..
کشاورز هم یه سال دو سال کاشت می کنه و نهایتا زمینه ها رو می فروشه و شمال کشور میشه پر از ویلا .
پدر بزرگم زمین برنج و چای داشت تقریبا 70 درصدشون رو فروخته و پولش تو بانکه و با سود پولش داره راحت زندگی می کنه
پاسخ صالحه : قبول
اما آیا اینها قابل رفع نیست؟
باز هم می خواین به جای مبارزه با مشکل، تسلیمش بشین و نحوه زندگی تون رو با یه "مشکل" وفق بدین؟
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 01:59 ب.ظ
اصلا تا بحال به خانواده های شلوغ دقت کردید ؟؟؟
مادری خسته و عصبی ، پدر همیشه خسته تر از مادر، خونه ای شلوغ و پر سر و صدا
حتی نمی تونم خودم رو تصور کنم که مثلا مادر دو یا سه تا بچه باشم ...
ترم گذشته یکی از همکلاسی هام ناخواسته باردار شده بود و گفت به نظرت چی کار کنم ؟ تو دلم گفتم فکر کردن داره خب برو سقطش کن اما با زبون گفتم نمی دونم با همسرت مشورت کن.
گفت اگه تو بودی چی کار می کردی ؟ گفتم سقطش می کردم گفت اگه نمی ذاشتن ، نمیشد و ... چی ؟ گفتم خب خودمو می کشتم ...
ترسید گفت : نــــه حالا که شده چیکار کنم به جهنم نگهش می دارم
تازه به نظر من باید سقط جنین هم آزاد و قانونی بشه
پاسخ صالحه : عصبی بودن ربطی به شلوغی و سر و صدا نداره وگرنه تمام مدت دانش آموزی یا کلا حضورمون توی سطح جامعه باید عصبی باشیم! آیا اینطوره؟
خیر!
عصبی بودن پدر و مادر دلیلش چیز دیگه است دخترم :)

بارداری ناخواسته اصلا خوب نیست برای اینکه باید برای بچه دار شن برنامه تربیتی حتی قبل از ازدواج داشت! ولی توصیه به سقط جنین هم خلاف حکم صریح خداست. مطئنم اگه این رو می دونستین که خداوند مهربان چقدر از این توصیه شما خشمگین میشه هیچوقت همچین چیزی به دوستتون نمی گفتین
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 01:50 ب.ظ
یعنی شما می فرمائید حالا که حاکم شرع و ... به فکر زن نیست زن چشمش رو همه ی کاستی ها ببنده ، شغلش /تحصیل رو رها کنه
مثل سرخوشها دامن گل منگولی بپوشه و بچه بدنیا بیاره ... که چی بشه ؟؟؟ چه چیزی تغییر می کنه ؟
من فکر می کنم بهتره به تحصیلاتش ادامه بده ، به رده های بالای اجتماعی برسه ، دیرتر ازدواج/بچه دار بشه ، نهایتا دو تا که به نظر خودم زیاده 1 دونه اگه راه داشت نصف دونه حتی بچه بدنیا بیاره . در عوضش با ارامش بیشتری با خانواده اش زندگی کنه از درامدشون لذت ببرن، وقت بیشتری برای رسیدگی ، محبت ، اموزش همون یه بچه داشته باشن.
پاسخ صالحه : چرا فکر می کنید بچه به دنیا اوردن با تحصیل و کار منافات داره؟
چه خیری توی ازدواج دیرهنگام و بچه دار شدن دیرهنگام هست؟
رده های بالای اجتماعی چه امتیازی برای زن داره؟
من توی متن هم نوشتم: خداوند استعداد و لوازم لازم برای وظیفه مادری رو توی وجود زن قرار داده
برای چی سرسختی می کنید؟
دیر ازدواج کنه که وقتی اوج جوانی فرزندش هست اوایل میانسالی و احیانا مادر باشه؟
دیر ازدواج کنن تا زمانی که بیشترین انرژی رو دارن -یعنی جوانی- به جای اختصاص به تربیت فرزند به اموری بگذره که بعدها هم میشه دنبالشون رو گرفت؟
بعد هم یه بچه بیارن که توی عصر بیماری های جدید و مرگ های زودهنگام به خاطر تصادف و بیماری قلبی و سرطان، همون یکی هم توی جوانی از بین بره و ... علی بمونه و حوضش!
اینها بهانه است عزیزجان!
خودتون درونیاتتون رو که شاید خودتون هم ازش بی خبرید لو دادید: نوشتید "از درآمدشون لذت ببرن..."
مگه انسان توی این دنیا اومده که لذت ببره؟
پس تفاوت مکتب اسلام با مکتب الحادی اومانیسم چیه؟
اتفاقا دیر ازدواج کردن و دیر بچه دار شدن و شاغل بودن مادر هنگام بچه داری یعنی وقت و انرژی کمتر برای رسیدگی آموزش و محبت به حتی یک بچه!
چهارشنبه 26 تیر 1392 01:43 ب.ظ
امت کوچکتر اما در عوض تحصیل کرده ، سالم و تندرست ، پاک و باخلاق بهتره یا امتی بزرگ بیمار ، بیکار ، پر از گناه ( احیانابه واسطه ی فقر فرهنگی و اقتصادی ) ؟؟؟؟
کدوم امت باعث خوشحالی پیامبر خواهد بود ؟
نمی تونم بپذیرم اگه پیامبر فرموند: بهترین زنان ... برای زمان حال هم صدق می کنه ..
پاسخ صالحه : با روندی که الان در پیشه چند نسل دیگه توی همین ایران خودمون شیعه میشه اقلیت و به مرور کم و کمتر میشه
جالبه بدونید این دلایلی که شما برای "فرزند کمتر زندگی بهتر" میارید از دید بنیانگذاران خود این برنامه نه تنها مردود و منتفیه بلکه مسخره و مضحک هم هست. که اگه اینطور نبود الان صهیونیست ها با وجود اینهمه مشکل اقتصادی و امنیتی و ... که دارن اینهمه سودای پرورش نسل رو نداشتند
کی گفته امت کثیر منافاتی با امت سالم داره؟
پیشتر هم گفتم
کسی که بلده یک فرزند خوب تربیت کنه معنیش اینه که علم تربیت صحیح رو داره!
آقای سعد که دزفولی ها خوب میشناسنشون می گفت "ما ده تا بچه ایم. همه هم تحصیل کرده و موفق (البته دو یا سه تا از برادران ایشون شهید شدن ولی باقی یا طلبه موفق هستند یا استاد دانشگاه یا دارای تحصیلات عالیه). اون هم توی زمانی که مشکلات اقتصادیش به مراتب بیشتر از الان بود
اینکه نمی تونید بپذیرید فرموده پیامبر برای زمان حال هم صدق می کنه من کاریش نمی تونم بکنم. فقط اینو بدونید که پیامبر بدون قید زمان این حدیث رو فرمودن.
دختر بابا
چهارشنبه 26 تیر 1392 01:37 ب.ظ
بله تربیت فرزند یه مهارته ...اما وقتی زن و مرد پا به پای هم کار می کنن چه کسی باید به امور بچه ها رسیدگی کنه ؟
با اینکه چشم و هم چشمی و ... زیاد شده موافقم اما انسان باید برای شرایط بهتر، رفاه بیشتر تلاش کنه
با این اوضاع و اقتصادی درسته که چند تا بچه ی قد و نیم قد بیاریم و به هیچ کدوم درست و حسابی نتونیم برسیم ؟
شیر خشک نیست ، واکسن نیست ، دارو نیست ، شغل نیست، امنیت نیست ، آرامش نیست ، فضای آموزشی کافی نیست ( کلاسهای 30-40 نفره )و ... صحیحه که جمعیت بیشتر بشه؟؟

پاسخ صالحه : مخالفم

خیلی از ماها توی خانواده پرجمعیت به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم. نه امکانات رفاهی سطح بالا داشتیم، نه اتاق مجزا، نه رایانه شخصی، نه اسباب بازی های متنوع، نه گردش و مسارفت هفتگی و ماهانه... نه پارک بازی...
تربیت صحیح پدر و مادر من باعث شده عقده هیچکدوم از اینا رو نداشته باشم
اینه که میگم تربیت یه مهارته!
چند درصد نوزادها ناچارن با شیرخشک تغذیه بشن؟ کی گفته واکسن برای نوزادها نیست؟؟؟؟ چرا تغذیه مون رو سالم نکنیم که به هزار درد بی درمون مبتلا نشیم؟ چرا به مشاغل سنتی قانع نمیشم و بچه هامون رو طوری بار میاریم که هدف اولشون رزق حلال نیست بلکه کار راحت و پردرآمد هدفشون میشه؟ چرا بچه هامون دیگه مشاغلی مثل کشاورزی و دامداری رو افت کلاس می دونن؟
خواهر خوبم
برای همه اینهایی که فرمودین راه چاره هست
این همون دور باطلیه که خدمتتون عرض کردم گرفتارش شدیم و به جای رها شدن ازش، داریم سعی می کنیم مختصات زندگیمون رو باهاش وفق بدیم!
اگه فکر می کنید امنیت و آرامش نیست بزرگترین مقصرش خودمون و نحوه غلط زندگیمونه
سهراب چقدر زیبا گفت که چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
من اما میگم ذهن ها را باید رُفت، جور دیگر باید اندیشید...
محمد مجیدی راد
-
سلام
رسیدن بخیر
یه موضوع خیلی مهم تو بحث فرزند آوری دیدگاه دنیایی یا اخروی داشتنه
فرزند زیاد رو خیلی ها بدلیل مسائل مادی رد می کنند و ته حرفهاشون بهم خوردن برنامه ها و مسائل شخصی خودشونه
در این دیدگاه فداکاری برای فرزند خیلی کم رنگ شده است
پاسخ صالحه : علیک السلام

ممنون از شما

خداوند در آیه 25 و 26 سوره مرسلات می فرماید آیا ما به زمین گنجایش و فراگیری حمل زندگان و مردگان را نداده ایم؟
این به دور از حکمت خداست که توانایی زادآوری رو به انسان ها بده -اونم نه فقط یکی و دو تا- و تعهد تامین رزق مخلوقات رو هم بده ولی این کار رو نکنه!
برای یک انسان مومن همچین تصوری هم نباید پیش بیاد
اما همونطوری که توی جواب یکی از کامنتهای قبل نوشتم، ما نحوه زندگیمون غلطه که کارمون به اینجا رسیده
کی گفته اتاق بچه باید مثل مغازه اسباب بازی فروش باشه؟ کی گفته انواع و اقسام لوازم رفاهی باید از بدو تولد برای بچه فراهم باشه؟
ما حتی در احادیث داریم که وقتی بچه شیر می خواد و گریه می کنه کمی صبر کنید و با حوصله به سمت بچه برید تا برای مواجهه با ناملایمات زندگی آمادگی کسب کنه.
خداوند فرمود ما انسان را در رنج آفریدیم. خیلی کوته فکریه که انسان ضعیف، تصور کنه می تونه خلاف اراده خدا و سنت الهی و طبیعت و خلقت کاری بکنه و رفاه دنیوی رو برای خودش تضمین کنه.
همون طوری که شما فرمودین حرف همون راحت طلبی و ترس از به هم خوردن برنامه ها و مسائل شخصیه خودشونه
غیر از این نیست. شک نکنید!
-
هر چند دوستی عزیز و مخلص تشیع همیشه سفارش می کرد شیعه علی از مادری سیده باید خیلی بیشتر باشد..
و در اخر ..
عده ای قانون " پیاده " کردند تا خود " سوار " شوند ...
در این کشور نه قانون و نه قانون گذار /حاکم شرع به فکر ارامش و اسایش و امنیت زن نیست ..
بیچاره دختری / زنی که پدر ندارد ... برادری بزرگتر از خود نداره تااز او حمایت و دفاع کند ( با اشک نوشتم با آه بخوانید )
پاسخ صالحه : من از حکم و اصل و قانون صحبت کردم.
اگه دیگران رعایت نمی کنند دلیل نمیشه که ما هم به وسع خودمون انجام وظیفه نکنیم!
بحث مصداق از مفهوم جداست خواهر خوبم.
من از اصل صحبت کردم و کاری به این کشور و اون کشور ندارم. اما با این حال هم سر حرف خودم هستم
ما توی یه دایره غلط گیر افتادیم و به جای رها کردن خودمون از این دور باطل، داریم سعی می کنیم وضعیت اطراف رو با خودمون وفق بدیم! این نه تنها غلطه بلکه خطرناک هم هست.
نحوه زندگی ما غلطه. باید از اساس درست بشه نه اینکه بگیم "حالا که وضعیتمون اینجوریه پس باید برای وضع موجود فکری کنیم" نه! من این رو قبول ندارم! مثل این می مونه که یه عده اسیر یه حاکم جائر شده باشن و به جای رهایی از دست اون، بخوان شرایطی پیش بیارن که ظلم اون براشون قابل تحمل باشه.
من حرفم اینه: حتی اگه قانون و قانون گذار و حاکم شرع به فکر زنان نباشند، ما باید با تصحیح روند غلط زندگی خودمون تا هرجایی که توانش رو داریم به فکر این باشیم که این دور باطل رو منتفی کنیم

تند تند با چشمانی ابری و ذهنی پریشان نوشتم. امیدوارم منظورم رو رسونده باشم
-
در مورد طلبه و 8 فرزند...
صلاح مملکت خویش خسروان داند..
شاید این اقای طلبه اعصاب فولادی و کنج قارون داره ..
چه خبره 8 تا بچه !!!اضافه کردن شیعه برعهده ی ایشون و همسرشون گذاشته شده ؟؟
اضافه کردن انسان که هنر نیست مهم تربیت فرزنده، حالا چه شیعه چه سنی یا هر دینی و مذهبی ..
محض اطلاع عرض می کنم از سادات موسوی هستم و اگر عمری باقی ماند قطعا و فقط مادر یک کودک خواهم بود نه بیشتر ...
ادامه
پاسخ صالحه : پیامبر از این تصمیم شما راضی نخواهند بود دوست من!
ارجاعتون میدم به حدیث نبوی که فرمود: انَّ خیرَ نسائِکمُ الوَلودُ الودود العفیفةُ العزیزةُ فی اهلها...
براستی که بهترین زنان شما زنی است که زیاد فرزند به دنیا بیاورد...

پیامبر توی احادیث بسیاری فرمودند که روز قیامت به کثرت امتشون مباهتت می کنند

راستی
تربیت فرزند "علم و مهارته". کسی که علم و مهارت تربیت یک فرزند رو داره مسلما می تونه فرزندان بیشتری تربیت کنه
خیلی خیلی عذر می خوام، ولی لطفا برای راحت طلبی خودتون بهونه نتراشید :)

-
قرآن تأمین هزینه زندگی خانواده از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و آن‌چه برای رفاه و آسایش همسر و فرزندان ضرورت دارد را برعهده مرد گذاشته است.
اما با زندگی و شرایط اقتصادی امروز ایا مرد به تنهایی می تونه از پس هزینه های زندگی بربیاد ؟؟؟
ضمن اینکه جامعه ی حال با وجود دختران و زنان تحصیل کرده با اعراب 1400 سال پیش خیلی تفاوت وجود داره ..
ادامه
پاسخ صالحه : 1- قبول دارم زندگی امروز به این شکله که کار کردن یک نفر، کفاف زندگی یک عائله رو نمیده. اما چه زندگی؟ مسلما زندگی که بر مبنای "رفاه محوری" شکل گرفته باشه با کار کردن فقط یک نفر سخت می چرخه!
2- این رو بپذیرید که نحوه زندگی کردن الان ما نحوه صحیحی نیست! نه خوراکمون نه پوشاکمون نه نحوه رفتار اجتماعیمون (منظورم چشم و هم چشمی ها و فاصله گرفتن از ارزش های واقعیه)... ما داریم توی یه دایره غلط دور خودمون می چرخیم و می خوایم همه قواعد رو تغییر بدیم تا با نحوه غلط زندگی ما جور در بیان! در صورتی که یک راه ساده تر وجود داره: باید شکل زندگیمون رو تغییر بدیم!

3- قواعد اسلام فرازمانی هستند دوست من. ربطی به اعراب 1400 سال پیش نداره.
دختر بابا
-
سلام
طاعات قبول
به توصیه اقای بابا موزون برای مطالعه وبتون خدمت رسیدم.
در طول تاریخ حقوق حقهزنان ضایع شده و این مسئله دلایل مختلفی من جمله عدم آگاهی زنان از حقوقشون و روحیه گذشت و فداکاری که خداوند در ذات و روح لطبف زن قرار داده .
در قران امده که زن و مرد از یک سرشت هستند و برابر.
ووجود زن برای مرد خیر است ، مایه سکونت و آرامش دل اوست .
ادامه ....
پاسخ صالحه : علیک السلام
موزون
-
سلام و صدسلام همشیره... بسیار به موقع برگشتید. قدمتون بر روی چشمان فضای مجازی دزفول. لطفا سری به وبلاگ در حال احتضار رضا صائبی نیا بزنید. شاید تونستید با نفس مصنوعی برش گردونید. برگشتن شمایی که قربانی توهین هستید میتونه امید بهش بده. سپاس.
پاسخ صالحه : علیک السلام

شاید بنده جزو اولین افرادی بودم که متوجه مسئله شدم. برادرزاده ایشون دوست صمیمی بنده هستند. از طریق ایشون پیگیر ماجرا بودم ولی اونطوری که از ظاهر قضیه برمیاد اذیت و آزاری که به ایشون رسیده ناراحت کننده تر از این حرفاست. خدا باعث و بانیش رو هدایت کنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.