تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - شیوه یابی صحیح امر به معروف و نهی از منکر

شیوه یابی صحیح امر به معروف و نهی از منکر

 

نوشته شده توسط:صالحه

مقدمه اول:

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

«ولتكن منكم امّه یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و أولئك هم المفلحون»

باید از میان شما، جمعی دعوت به نیكی، و امر به معروف و نهی از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند. آل عمران، 104

برخی نکات استخراجی از آیه طبق تفاسیر:

* امر به معروف و نهی از منكر واجب كفائی است. چون فعل امر «تكن» دلالت بر وجوب می‌كند، و «منكم» مِن تبعیضیه است. یعنی دلالت بر كفایی بودن این واجب دارد. (تفسیر المیزان)

* در امر به معروف و نهی از منكر تنها یك نفر تأثیر گذار نیست. لذا قرآن می‌فرماید: «امّه» (ترجمه تفسیر المیزان)

* امر به معروف و نهی از منكر باید استمرار داشته باشد. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)

* امر به معروف بر نهی از منكر مقدم است. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)

* ما مأموریم كه هر آنچه كه خیر و معروف است، انسانها را به آن دعوت كنیم. (الف و لام "الخیر" و "المعروف"، ال جنس است، یعنی تمام خیر و معروفها. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)

* ما مأموریم كه تمام منكرات را نهی‌ نمائیم؛ لذا می‌فرماید: «و المنكر» كه الف و لام آن دلالت بر تمام منكرات دارد. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)

* عاقبت آمران به معروف و ناهیان از منكر رستگاری است. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)

* از اینكه شاخصه‌ی یك امت خوب و بهتر، امر به معروف و نهی از منكر كردن آنان قرار داده شده است، دلیل بر اهیمت این دو فریضه‌الهی است. (جامع البیان- عیاشی)

(برای آشنایی بیشتر با آیاتی از قرآن که بر امر به معروف و نهی از منکر و وجوب و شیوه ها و نکات پیرامون آن دلالت دارند کلیک کنید)

مقدمه دوم:

 وقتی با یک عمل غیرقانونی یا غیرشرعی در سطح جامعه مواجه می شویم چه برخوردی شایسته و لازم است؟

1- تذکر سازنده (تذکری که موجب تغییر رفتار فرد خاطی شود)

2- جنجال و دعوا و مشاجره (تذکری که با تندخویی و بداخلاقی همراه است؛ شاید بحق باشد ولی نه تنها موجب تغییر رفتار نخواهد شد بلکه لجبازی فرد خاطی را نیز در پی دارد)

3- نق زدن!! (اعلام اعتراضی که به گوش فرد خاطی نمیرسد و در نتیجه فایده ای نخواهد داشت)

4- بی تفاوتی (بی رگ و بی غیرت بودن نسبت به سلامت محیط پیرامون)

قطعا فقط شیوه اول منطقی، عقلانی، و موردقبول و نتیجه بخش است.

مطلبی که در ادامه ارائه می شود به نکاتی ابتدایی پیرامون شیوه های صحیح و نتیجه بخش امر به معروف و نهی از منکر اشاره دارد.

ابتدا باید بررسی کرد که چرا گاهی اوقات امر به معروف و نهی از منکر پذیرفته نمی شود! چه می شود که تذکر افراد ناصح و مشفق برای عده ای قابل پذیرش نیست؟

برای پاسخ دادن به این پرسش و با کند و کاو در سیره معصومین که بزرگترین آمرین به معروف و ناهین از منکر بودند به نکات زیر خواهیم رسید:

* پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از بعثت، در میان مردم به درستکاری شناخته میشدند. پاکدامنی، کردار نیک، عدالت، و خُلق مهربان ایشان باعث میشد تا حکمیت ایشان پذیرفته شود و مردم امانات خود را به او بسپاردند. اثر خلق و خوی بزرگوارانه و مهربانی ایشان به حدی بود که جایگاه اجتماعی و خوشنامی یک موحد در میان مردم عامی بت پرست تا جایی بالا رود که یک جامعه منحط شده -از لحاظ اخلاقی و ارزش های انسانی- به وی اعتماد کرده و از آداب و رسوم و عقاید زننده و خرافی خود بازگردند.

خیال باطلی است که تذکر دادن با چهره ای عبوس، توسط کسی که حسن شهرت نداشته و یا خود عامل به نواهی و دور از انجام معروفات است پذیرفته شود. پس:

1- منصفانه ترین و مشفقانه ترین توصیه ها و نصایح نیز با بداخلاقی منتج به نتیجه نخواهد بود.

2- اگر انتظار داریم توصیه های ما توسط فرد خاطی پذیرفته شود باید خود مزین به اخلاق نیکو و به دور از انجام منکرات باشیم.

3- پیام های انسانی و ارزنده دین مبین اسلام به تدریج و طی بیش از بیست سال به جامعه عرب جاهلی منتقل شد. پس تصور نکنیم که با یک بار و دوبار و یا یک روز و دو روز تذکر دادن به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.

* هیچکس بی دلیل و یک شبه گرفتار منکرات نمی شود. یا محیطی که در آن پرورش یافته نتوانسته معروف و منکر را به وی بشناساند و یا به هر دلیل دیگری نتوانسته تعریف صحیحی از ارزش ها و ضد ارزش ها، و هنجار ها و ناهنجاری ها داشته باشد. فرد تذکر دهنده باید بتواند با همذات پنداری صحیح و وقوف به شرایط زندگی فرد خاطی، بهترین و اثربخش ترین نوع گفتمان و شیوه امر و نهی را به کار ببندد.

مثال:

مشغول تحصیل در مقطع اول دبیرستان بودم. مدیر، والدین یکی از بچه های نه چندان درس خوان و همیشه مشکل ساز مدرسه را به خاطر همراه داشتن لوازم آرایشی احضار کرده بود. دختری که درباره او می نویسم همیشه برای مدرسه حاشیه درست می کرد. یک بار به خاطر رفت و آمد به مدرسه با دوست پسرش، یک بار برای همراه داشتن عکس های ...، و این بار هم که لوازم آرایشی که قطعا جای آن خارج از مدرسه است...

در عوالم نوجوانی فکر می کردم با نصیحت کردن می توانم کمکش کنم. اصلا درک نمی کردم که چرا باید یک دختر پانزده ساله گرد چنین کارهایی بگردد... تا فرصتی پیدا میشد و گوشه ای تنها پیدایش می کردم سر صحبت و نصیحت باز میشد! غافل از اینکه او نمی تواند صحبت های من را درک کند! این را زمانی فهمیدم که مادرش به مدرسه آمد...

قطعا زنی که لباس پوشیدنش در اواخر دهه هفتاد، از برخی لباس پوشیدن های حال حاضر زننده تر بود نمی توانست دختری غیر از این تربیت کند. بعدها فهمیدم که وقتی برای شیرین از خدا و پیغمبر و زشتی کارهایی که می کند صحبت می کردم هیچ درکی از حرف های من نداشت. قطعا دو نفر که هیچ اشتراکی در دنیای ذهنیشان با هم ندارند حرف همدیگر را نخواهند فهمید.

* فراموش نکنیم که ما با گناه مشکل داریم نه با گناهکار! سرنوشت نهایی و بهشتی و جهنمی بودن هیچکس در این دنیا قطعی نیست. کسی چه می داند؟ شاید کسی که مورد نهی از منکر قرار می گیرد توبه کند و عاقبت به خیر شود ولی کسی که نهی از منکر می کند خود گرفتار منکری شود و عاقبت به شر گردد. باید همیشه و در همه حال کرامت و حرمت اشخاص حفظ شود؛ و در عین حال نسبت به فعل حرام و خطایی که صورت گرفته برخوردی جدی و قاطع صورت گیرد.

جمع بین این دو اگرچه سخت به نظر میرسد ولی شدنی است. عدم استفاده از الفاظ توهین آمیز و برخورد زننده و در عین حال قاطعیت و جدی بودن کلید مسئله است.

* فرد تذکر دهنده باید به ابعاد مختلف زشتی منکر و خوبی معروف واقف باشد. فردی در اتوبوس شروع به کشیدن سیگار می کند. کسی به او تذکر میدهد ولی فرد خاطی مدعی است که کارش اشتباه نیست. اگر فرد تذکر دهنده به تصریح قانون نسبت به جرم بودن استعمال دخانیات در مکان های عمومی واقف باشد مسلما قاطعانه تر از تذکر خود دفاع خواهد کرد.

برخی مصادیق...

بدپوششی: متاسفانه به گمان غلط جامعه، تنها کاربرد امر به معروف و نهی از منکر در تذکر به افراد بدپوشش خلاصه میشود. اگرچه لزوما منکری که در جامعه گسترش بیشتری دارد، نیاز به نهی بیشتر هم خواهد داشت اما هیچگاه نباید علت و معلول را خلط کرد. فراموش نشود که پدیده بدپوششی خود معلول عوامل متعددی است. به زبان ساده: بهتر نیست به جای سطل گذاشتن زیر چکه سقف، پشت بام را ایزوگام کرد؟

امر به معروف و نهی از منکر درخصوص بدپوششی مراتب مختلفی دارد که تذکر به فرد خاطی آخرین حلقه آن محسوب میشود. اگر می بینید تا کنون نتیجه ای از امر به معروف و نهی منکر به افراد بی حجاب حاصل نشده، تنها یک دلیل دارد: به ریشه و حلقات ابتدایی توجه نشده است.

تولید و توزیع لباس های غیرمتعارف و زننده، تبلیغات ضدفرهنگی صدا و سیما و سینما، عدم آموزش چرایی حجاب در مدارس و مکان های آموزشی، بها دادن به افراد بدپوشش در عرصه های مختلف اجتماعی، بد جلوه دادن حجاب، و ... همه و همه دست به دست هم داده اند تا جوان امروز جامعه اسلامی ما نه تنها ماهیت و لزوم حجاب را درک نکند بلکه با تعریف غلطی که از حقوق شخصی انسان ها در جامعه رواج یافته، دلیلی منطقی برای عمل خود داشته باشد: آزادی!

بنابراین در وهله اول متولیان فرهنگی و اقتصادی بیشترین سهم را در این خصوص بر عهده دارند. اما نباید از این مسئله برداشت نادرستی داشت. قطعا تولید و توزیع لباس های مناسب و همچنین بهسازی فرهنگی، خود به خود موجب تغییر در پوشش سطح جامعه می گردد. اما آیا باید تا نتیجه بخش بودن این فعالیت ها دست روی دست گذاشت؟ آمدیم و سالها طول کشید تا بالاخره متولیان اقتصادی و فرهنگی به خود بیایند و وظایفاشان را انجام دهند؛ آیا زمان منتظر می ماند و مضرات این پدیده شوم متوجه جامعه نخواهند شد؟

پرواضح است که نمی تواند چنین باشد!

تذکر به فرد بدپوشش با رعایت حرمت و کرامت انسانی وی، با اشراف کامل به اهمیت قانونی، شرعی و عقلانی حجاب، استفاده از روش های آگاهی بخشی نوین، و پرهیز از خشونت و بی احترامی وظیفه فرد فرد مسلمانانی است که می توانند این تکلیف را به خوبی انجام دهند. به عنوان نمونه توزیع پوسترهایی نظیر تصاویری که در ادامه می بینید:


(قطعا زنان یا دختران اندکی از نگاه های مستقیم و هوس آلود استقبال می کنند)


(هیچکس یک دارایی ارزشمند و گرانقیمت را در معرض خطرات قرار نمیدهد. هرچه این دارایی با ارزش تر باشد با وسواس بیشتری از آن محافظت خواهد شد)


(بدون شرح)


پ.ن1: مصادیق امر به معروف و نهی از منکر بسیار بسیار بیشمارند. در واقع به تعداد تمامی اعمال منکر و معروف مصداق وجود دارد. به همین دلیل ترجیح داده شد  بیشتر به اصول کلی اشاره شود. شیوه یابی صحیح، با توجه به نکاتی که ارائه شد امر دشواری به نظر نمی رسد.

پ.ن.2: تصاویر وشرح آنان نیز فقط مِن باب مثال بود. قطعا این روش ظرافت های خاص خود را می طلبد که لزوما به پشتوانه هنری والایی نیازمند است.




امین
یکشنبه 13 مرداد 1392 08:12 ب.ظ
سلام.
یه خاطره: یه روز توی یه مینی بوس نشسته بودم داشتم از یه جایی میرفتم خونه. سوار که شدم دیدم راننده که مرد تقریبا پا به سن گذاشته ای بود ضبط ماشین رو روشن کرد و آهنگ هم ترانه یکی از خواننده های زن دوره شاه بود. خلاصه هر چی صبر کردم کسی اعتراضی نکرد. با خودم گفتم راننده حداقل 20 و خورده ای سال از من بزرگتره و چون قلق راننده ها رو میدونستم فکر کردم اگه وسط جاده بهش بگم عمرا قبول کنه. منم صبر کردم تا آخر مسیر که همه رو پیاده کرد. ولی من پیاده نشدم. گفتم ببخشید اگه اجازه بدین یه صحبتی باهاتون داشتم. گفت بفرمایید. در حین حرکت سر صحبت رو باهاش وا کردم و گفتم که اولا من آدمی هستم که سر سفره پدر و مادرم بزرگ شدم و معنی بزرگ و کوچیکی و این چیزها رو میفهمم. اونم گفت زنده باشی خدا حفظت کنه. بعد کلی جر دادن تعارفات رفتم سر اصل مطلب و گفتم: حقیقتش حاجی خواستم بگم شاید بهتر باشه تو ماشین ترانه های اینجوری گذاشته نشه و بعدش سریع گفتم: البته ببخشید من جای پسر شمام شما این مسادل رو بهتر از من درک میکنید. طرف هم که هندونه ها زیر بغلش سنگینی میکرد گفت: نوکرتم کوچیکتم آره شما درست میگی راستش مسافرا بهم اصرار میکنن وگرنه من خودم سی دی مداحی هم خیلی دارم و اونا رو میذارم. خلاصه اون راننده کاملا قبول کرد و بسیار هم اصرار کرد تا در خونه برسوندم با مینی بوس! تشکر و خداحافظی کردم و تو دلم گفتم: اگه میخواستی تو مسیر بهش بگی قبول که نمیکرد هیچ بعضی مسافرای پررو هم بهت اعتراض میکردن.
پاسخ صالحه : علیک السلام
اینم یه شاهد که خُلق خوش چقدر تاثیرگذاره :) ممنون
جمعه 11 مرداد 1392 11:31 ق.ظ
سلام
این مشاره به نظرم از همه مهمتر باشه و اگر این را درست کنیم،خیلی قضایا حل میشوند.
2- اگر انتظار داریم توصیه های ما توسط فرد خاطی پذیرفته شود باید خود مزین به اخلاق نیکو و به دور از انجام منکرات باشیم.
در ضمن به اقا حسین و شما اعلام میکنم با افتخار طرح شما را دزدیدم و در یک پست به ان میپردازم،خاطرات امر به معروف و نهی از منکر
در دغدغه لینک شدید
یاحق
پاسخ صالحه : علیک السلام
ممنون
ان شاء الله ثمر داشته باشه
خادم الشهداء
پنجشنبه 10 مرداد 1392 06:48 ب.ظ
سلام
یک خاطره از امر به معروف
روزی جلوی یکی از بقاع معروف شهرمان داشتم رد می شدم.دیدم یه پسری یک کاغذ مچاله شده رو به زور توی کیف یک دختر خانم با اوصاف معلوم گذاشت.حدسی زدو و بعد دیدم که درسته.رفتم دنبال اون پسر کهوارد بقعه شده بود.دستش روگرفتم نبضش به شدت میزد بهش گفتم چرا اینکارو کردی اول انکار کرد و بعد گفت دوست داشتم بهتو رنداره. من دیدم این منطقش خاصه بهش گفتم مگه خودت خواهر نداری اونم زود جواب داد چرا دارم ولی برام مساله ای نیست که کسی باهاش دوست باشه منم فوری گفتم خوب شمارش رو بهم بده منم می خوام.....اینو که گفتم برق از چشماش پرید عذر خواهی کرد و رفت.اینو گفتم نه اینکه اون از کارش دست کشیده یا نه، من باب تجربه مثل برادرم موزون
پاسخ صالحه : علیک السلام
ممنون
برام جالبه که عذرخواهی کرده
البته فکر کنم شما خیلی خلاصه نوشتین
حسین
چهارشنبه 9 مرداد 1392 09:22 ب.ظ
سلام علیکم.
بنده به جای مدیر محترم وبلاگ درخواست دارم کامنت گذاران گرامی خاطرات خودشون از امر به معروف و نهی از منکر رو بنویسن.
پاسخ صالحه : علیک السلام
درخواست خوبی بود :) به اشتراک گذاشتن دیدگاه ها کمک بزرگی به پیدا کردن روش های صحیح و روفع نواقص موجود می کنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.