تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - چشمانمان را کمی بیشتر باز کنیم!

چشمانمان را کمی بیشتر باز کنیم!

 

نوشته شده توسط:صالحه

وارد راهروی ساختمان بهداشت شدم. پوسترهایی تمام رنگی و در ابعاد بزرگ به در و دیوار خودنمایی می کرد. در یکی از پوسترها خانواده ای ترسیم شده بود که فلاکت از سر و رویش می بارید. یکی از بچه های بالای یخچال بود و مشغول شیطنت! یکی دیگر دفتر مشق خواهرش را پاره و خط خطی می کرد. دختری که دفترش پاره شده بود گریه می کرد. یکی از بچه آویزان مادر باردارش بود. پدر و مادر مغموم و دلمرده وسط خانه نمور و مخروبه ای که دیوارهایش در حال فروریختن بود ایستاده بودند و به حال زار خود افسوس می خوردند.

اما در پوستر دوم یک خانواده متشخص و با کلاس!! ترسیم شده بود. پدری عینکی در حال مطالعه. مادری خوشپوش و زیبا؛ دو بچه که در حال نقاشی و خندیدن بودند و خانه ای تمیز و شیک و نونوار!

این تصاویر مدتهای طولانی نوازنده چشم برخی ها و سوهان روح امثال بنده ی متحجر!! بود

اینگونه بود که کم کم مُد تک فرزندی و دو فرزندی باب شد. و اگر کسی بیش از دو فرزند داشت توسط برخی ها برچسب باران میشد.

من مُنکر این مسئله نیستم که فرزندآوری و تربیت صحیح نیاز به لوازمی دارد. می فهمم مسائل اقتصادی هم دخیل هستند. متوجه هستم یک کارگر روزمزد گنجشک-روزی اجاره نشین نمی تواند رفاه چند سر عائله را فراهم بیاورد...

اما از طرفی می دانم روش زندگی حال حاضر ما روش صحیحی نیست.

دوستی داشتم که افتخارش این بود: اتاق پسر چهارساله من از شیک ترین اسباب بازی فروشی ها لوکس تر و شیک تر و پر و پیمان تر است.

خب که چه؟ آیا رفاه ذاتا ارزش است؟ اصلا رفاه را برای چی می خواهیم؟ مگر برای تن آسایی به این دنیا آمده ایم؟

رفاه -آن هم رفاه نسبی- فقط برای این است که بتوانیم بدون دغدغه و یا با دغدغه کمتر در جهت رسیدن به اهداف والای زندگی قدم برداریم.

به جرأت می گویم: اگر روش زندگی رفاه طلب و دنیاگرای خود را تغییر دهیم بسیاری از مشکلات حال حاضر را نخواهیم داشت.

زمانی لباس برای ستر بدن و محافظت از گرما و سرما بود و مشکلی هم نداشت اگر کسی سلیقه به خرج میداد و لباس زیبا می پوشید. اما الآن پوشیدن لباس های فاخر و متعدد و مدگرایی برای چیست؟ چه فایده ای دارد؟ چرا اسیر این دور باطل شده ایم؟

زمانی غذا خوردن برای قوت گرفتن بود. برای اینکه بتوانیم به امورات روزمره بپردازیم. اما الآن اینهمه غذاهای متنوع که بعضا فقط برای ارضای شهوت شکم تناول میشود و جز ضرر و زیان رهاوردی نداشته است برای چیست؟ چرا نمی توانیم اینها را از زندگی مان حذف کنیم؟

رفاه خوب است اما رفاه طلبی نه!

گاهی احساس می کنم جلوگیری از زادآوری فقط از ترس این است که فرد مجبور می شود از برخی رفاهیات دل بکند.

اما آیا درست است که فقط به رفاه خودمان فکر کنیم؟ آینده نسلهای بعدی کشورمان که از نسل خود ما هستند چه؟ مهم نیست؟

سازمان ملل پیش بینی کرد جمعیت بالای ۶۰ سال ایران طی سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۵۰ با رشد ۲۶ درصدی به ۳۳ درصد کل جمعیت این کشور برسد و ایران از نظر سرعت پیر شدن جمعیت رتبه سوم جهان را به خود اختصاص دهد.

جمعیت جهان در حال پیر شدن است. افزایش سن جمعیت در جوامع انسانی تبعاتی همچون افزایش هزینه های درمانی و کاهش تعداد نیروی کار مولد را در پی دارد. این تبعات،  هشدار هایی جدی برای بخش های اقتصادی و صنعتی کشورها به شمار می روند. اما تاثیرات پیری جمعیت همگی قابل پیش بینی نیستند. بالا رفتن سن جوامع چالش های جدی و ریشه ای غیر قابل پیش بینی را به وجود می آورند، زیرا افرادی که در جامعه از سن بیشتری برخوردارند، علاوه بر عدم برخورداری از پتانسیل افراد جوان جامعه برای کار و تلاش، نیازهای متفاوتی نیز دارند.

افزایش بار وابستگی سالمندان ، کاهش جمعیت در سن کار، کاهش حجم جمعیت در سطح ملی ، افزایش ورود مهاجران خارجی به کشور ، کاهش رشد اقتصادی و بهره وری ، نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد ، بلکه در عرصه امنیتی و سیاسی نیز کشور را دچار مشکل می کند.

افزایش جمعیت سالمند باعث می شود چتر حمایتی دولت در زمینه بیمه بازنشستگی ، تامین اجتماعی و غیره افزایش یابد و با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده ،بخش بزرگی از قوای اقتصادی کشور مصرف تامین هزینه های حمایتی می شود.

راستی!

خبر دارید اگه وضع به همین منوال پیش برود به زودی جمعیت اهل سنت در ایران -که هشیار بودند و فریب طرح ضد ایرانی و ضد شیعی کاهش نسل را نخوردند- بیش از جمعیت شیعه خواهد شد؟

اگر تمایل دارید ذره ای از عمق فاجعه را درک کنید کلیک کنید +

اصلا همه اینها به کنار!

دلم به حال نسلهای بعدی می سوزد... نمی دانم چه چیزی جایگزین روابط خانوادگی خواهد شد.


برای خانواده های تک فرزند هم به شدت نگرانم.

تصورش هم برای من -و حتما برای شما- دردناک است:

سن ازدواج بالارفته... یعنی اختلاف سنی بین والدین و فرزند اول به حدود سی سال و یا بیشتر رسیده. این یعنی درست در اوایل جوانی تک فرزند خانواده پدر و مادر سالهای اولیه پیری را تجربه می کنند.

از دست دادن پدر و مادر برای جوانی که هنوز از آب و گل در نمیاده و از عمو و عمه و خاله و دایی هم بی بهره مانده قابل تصور است؟

همان پدر و مادر اگر زبانم لال تک فرزند خود را از دست بدهند آیا می توانند در زمان پیری فرزند دیگری داشته باشند؟

چرا کمی به آینده فکر نمی کنیم؟ چرا چشمانمان را کمی بیشتر باز نمی کنیم؟



پ. ن. 1: مطلبی که خواندید صرفا نظر من در این خصوص بود و قطعا نقد و ایراداتی به آن وارد است.

پ. ن. 2: نظر رهبر معظم انقلاب درباره وضعیت جمعیتی کشور (کلیک کنید)

پ. ن. 3: قابل توجه عزیزانی که مطالب قبلی رو نخوندن: عاقتون می کنم دیگه خود دانید

شیوه یابی صحیح امر به معروف و نهی از منکر (+)

امر به معرف و نهی از منکر؛ فرهنگ مطالبه گری صحیح (+)

مردم سالاری، بهترین گزینه از سر ناچاری! (+)

وظیفه مادری بر عهده کیست؟ (+)



دختر بابا
شنبه 16 شهریور 1392 12:25 ب.ظ
اگه سی سال پیش خدا پیمان شکنی کرد و دندون داد ولی نون نداد، اکنون وضعیت فرق دارد؟
پاسخ صالحه : سلام
خدا پیمان شکنی کرد؟ استغفرالله! من که نفهمیدم منظورت چی بود آجی!
یکی مثل همه
یکشنبه 20 مرداد 1392 10:46 ب.ظ
سلام

نظرات خانم دختر بابا رو خوندم | اعتراف میکنم همشو نخوندم ! | از یک جهت دیگه هم میشه نگاه کرد که درست هم هست بنظرم :

فکرشو کنید یک خانواده چهار پنج تا بچه داشت از همون سال که شعار " دوتا بچه کافیه " در نیومده بود !

وضعیت اینطور بود که :
مرفح زدگی بوجود نمیومد چون مردم به فکر تربیت بچه بودن تا خوش گذرونی ها و ... !
در نتیجه بازار به سمت مصرفگرایی صرف نمیرفت یا بازار ارز بگیر سکه بده و ...
موضوع کار : وقتی افراد به کار احساس نیاز کنن حتی میرن دنبال عملگی و کارگر بنایی چه برسه به اینکه اولویتشون پشت میز نشینی باشه !!
در مشاغل دیگه وقتی من در یک خانواده چند نفر باشم احتمال اینکه کار بهتری "بسازم" برای خودم تا اینکه یک نفر باشم و مدام زیر افکار بطالت بار باشم خیلی بیشتر نیست ؟
به اینصورت فشار روی مسدولین برای ایجاد کار بیشتر نیست ؟
پاسخ صالحه : علیک السلام
کاملا باهاتون موافقم
افق
یکشنبه 20 مرداد 1392 05:58 ب.ظ
سلام
این یک برنامه ریزی دقیق بود. هم وارد کتابهای درسی دانشگاهی شد، هم وارد محیط کار، استخدام خانمها برای کار، اجباری که ایجاد میشد برای کمتر بچه دار شدن، شعارهای عجیب و غریبی که روز به روز تعدادشون زیادتر شدو بیشتر سر زبونها افتاد، و ...
ما بلد نیستیم عبرت بگیریم. غرب خیلی مسائل خوبی داره که میشه استفاده کرد، همینطور چون به لحاظ پیاده کردن مدلهای مختلف اقتصادی و اجتماعی از ما جلوتره، میشه از نتیجه مدلهاش عبرت گرفت. ما الان داریم پا جای پای اقتصاد غرب میذاریم، پا جای پای مدلهای اجتماعی غرب میذاریم که خودشون به اشتباه بودنشون معترفن. الان دارن تلاش میکنن وانواع و اقسام جایزه رو قرار میدن که اول یه خانواده تشکیل بشه، بعد خانواده بچه دار بشه، ولی ما داریم چی کار می کنیم؟ اول راه غلط اونها رو میریم، بعد چاره ای که اونها در پیش گرفتن رو پیش میگیریم که مشکل رو حل کنیم!!!!
حبف!
مقاله های لینک شده رو خوندم خیلی دلم گرفت...
پاسخ صالحه : علیک السلام
هم دولت ما پیرو فرهنگ و دولتداری غربی شده (البته مدل منسوخ شده ای که به زیرکی بهمون قالب می کنند) هم مردممون چشم بسته دنباله رو فرهنگ منحط غربی شدن
همه هم به حب دنیای دنی...
منم اونا رو که خوندم دلم گرفت
تازه اون یک از هزاران بود
یه چیزایی رو چون یه جورایی توی سطح جامعه ایجاد تشنج میکنه نمیشه گفت
دختر بابا
یکشنبه 20 مرداد 1392 02:47 ب.ظ
زندگی خرج داره ، هزار گرفتاری داره .مگه نگهداری از چند تا بچه کار هر کسیه؟
تو اروپا وقتی که قرار نوزادی بدنیا بیاد خانواده باید به خونه ای بزرگتر نقل مکان کنه و یک اتاق به فسقل بچه تعلق داره اونوقت تو ایران 6 نفر تو یه خونه 60-70 متری دارن زندگی می کنن. هیچ حریم خصوصی وجود نداره نه برای استراحت، نه برای درس خوندن ، نه برای پدر و مادر خانواده ...
(تو رو خدا نگید اگه بچه اتاق نداشته باشه مگه چی میشه / یا مگه ما داشتیم !!!)باید قبول کنیم که شرایط زندگی تغییر کرده.

خوشحالم که ملت تو این مورد خیلی خوب عقلشون کار می کنه و گول یک میلیون احمدی نژاد رو هم نخوردند.

کاربر تارک دنیا :
خدا فامیل شما حفظ و زیادتر کند ان شاالله.
ما هم داشتیم اما امان از مال دنیا ...
پاسخ صالحه : همه اینا رو قبول دارم
اما شما مضرات کاهش نسل و پیری جمعیت رو یه طرف ترازو بذارید، سختی های ازدیاد نسل ولی فوایدش رو هم یه طرف دیگه
ببینید کدومش میچربه
من که نگفتم کار ساده ایه
من که نگفتم سختی نداره
قطعا اونی که وضعیت اقتصادی بهتری داره ارجح تر هست نسبت به افراد کم بضاعت برای فرزندآوری
ولی مواظب باشیم خودمون رو اسیر رنگ و لعاب دنیا نشیم و از اصول فاصله نگیریم
تارک دنیا
جمعه 18 مرداد 1392 07:04 ق.ظ
سلام
بنده این رو قبول ندارم "گپته اوموز کوچوکت آموختس"!
یه ضرب المثل عامیانه که برگرفته از روابط انسانها در 40 یا 50 سال پیشه که نمیتونه ملاک تصمیم گیری های اجتماعی تو هر دوره ای باشه!
مثال ساختمان که مصداق نداره!!! ما انسانیم!
یادمه زمانی که ما کوچیک بودیم احترام به بزرگتر خیلی بیشتر از الان بود. خواه بزرگتر پدر باشه خواه برادر یا خواهر بزرگتر! ولی الان متاسفانه همچین احترامی حکم فرما نیست.
زمانی که ما بچه بودیم پدر و مادرهای ما وقت بیشتری واسه دور هم بودن با خانواده داشتن چون نیازی نبود صبح تا شب کار کنند. محیط اطراف ما هم بسیار سالم تر از الان بود. درنتیجه با این که پدر و مادر های ما سواد درست و حسابی نداشتن ولی به کمک جامعه سالمی که اون موقع حکم فرما بود تونستن راحت تر از الان فرزند صالح تربیت کنن.

کاربر دختر بابا : بنده با اونجای فرمایش شما مخالفم که فرمودید عمو و دایی و خاله به چه درد من میخوره؟
خودتون هم فرمودید: "خودم رو عرض میکنم"
برعکس یکی از خوشحالی های من تو زندگی فامیل بزرگیه که داریم. خدا رو شکر همه با هم خوبیم و به درد هم میخوریم!!!!!!
این دور هم بودنا و شب نشینی ها وخوشحال بودن با داشتن عمو و عمه و خاله ودایی ممکنه!
با غریبه ها هم میشه دور هم بود ولی خوشحال بودن اون برمیگرده باز به مسئله نجابت ها و حیا و آزرم ها!!!!!!!!!!!!
نتیجه::
داشتن بچه خیلی خوبه !
من کاملا موافقم!!!
ولی با توجه به مشکلات فرهنگی و مذهبی حاکم بر جامعه ما کار سنجیده ای نیست!
پاسخ صالحه : علیک السلام
اینکه اون ضرب المثل رو قبول ندارین، دلیلش اینه که فقط به چشم یه ضرب المثل عامیانه نگاهش می کنید نه یک تز تربیتی که امتحان خودش رو به خوبی پس داده.
توی خانواده هایی که رابطه بین پدر و مادر خوب و سالم باشه، یه الگوی عملی -که بیشترین تاثیر رو توی تربیت صحیح فرزندان داره- هست. این یعنی یه امتیاز فوق العاده.
بچه همیشه به بزرگتر از خودش نگاه می کنه. بیراه نیست که بچه رو به طوطی تشبیه می کنند.
اگه فرزند اول خوب تربیت بشه و الگوپذیری دقیقی از رفتار صححیح پدر و مادر داشته باشه، بچه های بعدی هم هر کدوم به همبازی بزرگتر خودشون نگاه می کنن و از رفتار اون تقلید می کنند
نیاز به اینهمه توضیح من نداشت. این چیزیه که عملا و به صورت تجربی ثابت شده. (البته این برای وقتیه که بچه هنوز پدر و مادر رو قهرمان زندگیش می دونه. یعنی تا اواسط نوجوانی)
برای بعد از اون هم باز برنامه های تربیتی دیگه ای هست ولی چون خشت ال صحیح و محکم گذاشته شده کار خیلی راحت تره
---
اما درباره فرصت پدر و مادرها...
قدیم اتفاقا فرصت ها خیلی کمتر بوده. چون امکانات رفاهی وجود نداشت
نه جاروبرقی بود نه ماشین لباسشویی نه غذاهای آماده و نیمه آماده نه وسیله حمل و نقل...
کارهای هرچند کوچیک هم زمان بر بود
الان که به یمن ورود تهوع آور مدرنیته که ناچار خوبی هایی هم داشته فرصت مادرها برای بودن کنار فرزندانشون بیشتر شده
حالا اگه خانمی مجبوره شاغل باشه و یا خلاف طبیعت، بدون اینکه ناچار باشه، کار بیرون منزل رو به تربیت فرزند ترجیح میده بحثش جداست
---
من قبول دارم تربیت فرزند سخته
ولی نشدنی نیست
با توجه به چیزی که توی متن نوشتم میشه گفت ناچاریم از تکثر نسل. ترس رو باید کنار گذاشت
پیدا کردن راهی برای تربیت صحیح شاید سخت باشه اما تکرار می کنم نشدنی نیست
موزون
پنجشنبه 17 مرداد 1392 03:42 ب.ظ
سلام
بحث شیرین تکثر فرزنده و من حسابی از این موضوع دفاع میکنم.
ولی دیالوگ بین دختر بابا و چوب خدا اونقدر سالم و قشنگ داره میره جلو که من حیفم میاد ورود کنم و ترجیح میدم شنونده باشم.
پاسخ صالحه : علیک السلام
خوشحالم که تعداد مدافعین داره بالا میره :)
دختر بابا
پنجشنبه 17 مرداد 1392 02:31 ب.ظ
واقعا اهمیتی داره ؟ چرا باید بچه دار بشیم و بچه ها زیادیی بیاریم ؟
که اونا هم به اندازه ی ما رنج بکشن ؟
چه میراثی داریم که براشون بزاریم ؟
پاسخ صالحه : اولا رنج همزاد انسان بوده از اول خلقت
این اراده خداست و توی قرآن هم اومده "لقد خلقنا الانسان فی کبد" همانا ما انسان را در رنج آفریدیم.
فکر می کنین اگه رنج های الان نباشه کلا رنجی نخواهد بود؟
نوع سختی ها برای هرکسی توی هر جامعه ای با هر حکومتی فرق داره. ولی توی "وجود سختی" هیچ تفاوتی بین فقیر و غنی و جامعه عادل و غیر عادل نیست
اشتباه نکنی ها
من از ظلم و از ظالم دفاع نمی کنم
من میگم باید پذیرفت که در هر صورت زندگی سختی داره. پس نمیشه به خاطر وجود رنج و مشقت بیخیال اهدافمون بشیم
میراثی هم که برای ذریه مون میذاریم خیلی چیزهاست
من براشون اخلاق نیک رو به میراث میذارم... مهربانی... دوست داشتن انسان ها... بیزاری از ظلم... و هرچیزی که برای انسان بودن و انسان ماندن لازمه :)
می تونی فکر کنی شعاره ولی من نمیذارم تلخی ذاتی قفس دنیا مانع از رسیدن من به اهدافم بشه
با نق زدن هم چیزی درست نمیشه گلم :)
دختر بابا
پنجشنبه 17 مرداد 1392 02:10 ب.ظ
تفاوت من و شما دقیقا همینه. شما میگین اوضاع خرابه پس بذار خراب بمونه. من میگم اگه من به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر داشته باشم با خوشحالی انجامش میدم
---------------
یعنی حرص خوردن من مشخص نیست !!!؟
خدا شاهده که تو کارم ، تو آموزش به کاراموزهایی که به شرکتمون معرفی میشن به اندازه ی سر سوزنی کم نمی زارم اما حرف من اینه که همه باید تلاش کنن و حمایت ها، برنامه ریزی ها،سرمایه گذاری و ... دولتی و در سطح کلان انجام بشه.
در مورد دیگ هم باید بگم واقــــــــــــعا برام اهمیتی نداره که بعد از من و یا از من نسلی ادامه داشته باشه یا نداشته باشه .
پاسخ صالحه : بله! همه باید تلاش کنند. و اگر تلاش هم نکردند وظیفه از ما ساقط نمیشه
ناامیدی هم تو کار ما نیست
بازم میگم... اینکه برای شما مهم نیست خیلی تفکر وحشتناکیه. ما در مقابل دنیایی که توش زندگی می کنیم مسئولیم. اصلا راز رسالت انبیا همین مسئولیته. اصلا تو کتم نمیره یک انسانمسلمان شیعه بگه "به من چه"!
اصلا اگه تفکرتون اینه، پس حق اعتراض نسبت به دیگرانی که اوضاع مملکت رو اینجوری رقم زدن ندارید
اصلا کلا هیچ حق اعتراضی ندارید چون بقیه هم مثل شما میگن "بقیه به من چه"
امیرابراهیمیان
پنجشنبه 17 مرداد 1392 12:45 ب.ظ
سلام بر شما.عید فطررا به شما تبریک میگم.مطلب شما را مطالعه کردم و قبول دارم.5سال پیش یه باجناق داشتم که خودش و پسرش که تنها اولادذکورخانواده بودندر تصادف اتومبیل فوت کردن.پسرش به یکی از فامیل گفته بود فقط از این میترسم که من و بابام در تصادف کشته بشیم و فامیل ما منقرض بشه.و از این فامیل دیگه اولادی بعمل نیاد.بنده خدا راست گفته بود.خدا رحمت کتد همه اموات را
پاسخ صالحه : علیک السلام. عید شما هم مبارک باشه
چقدر تلخ
اگه وضع به همین منوال پیش بره از این حوادث زیاد خواهیم داشت
سیـــد شصـــت و پنـــج
پنجشنبه 17 مرداد 1392 10:48 ق.ظ
سلام پیشاپیش فرارسیدن عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک
مطالبتون جالب وزیبا بود ومن الله توفیق
ممنون از حضورتون در وبلاگ بصیرت صادق بازهم منتظر حضور شما هستم
پاسخ صالحه : علیک السلام
به شما هم مبارک باشه
چشم
دختر بابا
پنجشنبه 17 مرداد 1392 09:10 ق.ظ
چه اهمیتی داره که اصلا خورشید طلوع کنه یا نکنه ؟؟؟؟
-------------
دقیق به این جمله فکر کن !!!
مصداق ضرب المثل " دیگی که برای من نجوشه ، سر سگ توش بجوشه " ست ..
مگه من جوان نیستم ؟ مگه شما جوان نیستی ؟؟؟
چرا قدر ماها رو نمی دونن ؟
چرا از نیرو و پنانسیل همین جوانهایی که داریم استفاده نمی کنند ؟
این مملکت باید آباد بشه ، اما با تحریم ، با بیکاری ، با اختلاس های خدا میلیاردی ..فکر می کنی بشه ؟؟؟
این خانه از پای بست خراب است ..
ادم نمی دونه حرص چیو بخوره !!!
همین مدیران و سیاستمدارن پیر دو دستی چسبیدن به میزشون .
تو همه جای دنیا دو سال درس می خونن یکسال کارآموز و دستیار میشن .اما ایران 4 سال درس می خونیم 2 ماه میرم کاراموزی !
معموله وقتی من ِ جوان کار عملی و مدیریتی بلد نباشم همون پیر و پاتلا باید کار کنن دیگه فردا هم که طرف باز نشسته شد و یا از دنیا رفت فردی کارآزموده نیست که جانشینش بشه ..
برای پیشرفت و ابادی خیلی راه/کار داریم
کاش از فکر و ایده جوانها بیشتر استفاده میشد .
پاسخ صالحه : واقعا معتقدین به اینکه "دیگی که برای من نمی جوشه می خوام سر سگ توش بجوشه"؟؟
:|
من نمی تونم جایی که تعریفمون از ارزش ها متفاوته درست بحث کنم چون زیادی حرص می خورم یه بلایی سرم میاد :D
خواهر خوبم
شما انقدر فقط نیمه خالی رو نگاه کردین که من واقعا نمی دونم چی بگم
ولی اتفاقا من به خاطر همون دلایلی که شما گفتین و از درست شدنشون ناامیدین به این چیزی که توی متن نوشتم اعتقاد دارم :)
تفاوت من و شما دقیقا همینه. شما میگین اوضاع خرابه پس بذار خراب بمونه. من میگم اگه من به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر داشته باشم با خوشحالی انجامش میدم :)
دختر بابا
پنجشنبه 17 مرداد 1392 08:57 ق.ظ
سلام
در پست های قبلی من و خانم صالحه خیلی در این مورد صحبت کردیم ...
کاربر تارک دنیا، با من مخالفید ؟
منم همون چیزایی رو گفتم که شما گفتید !!!!
بله شب نشینی خوبه ، مهمونی خوبه اما اونقدر گرفتاری زیاده که دیگه رفت و امدی نیست ..
در مورد نسل شیعه، خوشحالی پیامبر از بزرگ بودن امتش و ...در پست قبلی هم خیلی صحبت کردیم
دین یه راه و روشه برای انسان بودن و انسانی رفتار کردن یه رویه ست فقط همین.
پس فرقی نمی کنه چه دینی داشته باشیم مهم اینه که انسان باشیم ...
فکر نمی کنم حضرت علی و یا پیامبر از داشتن پیرو و امتی بزرگ که غرق ِ گناهه خوشحال باشه ..
پاسخ صالحه : علیک السلام
*فکر نمی کنین یکم زیادی اغراق می کنین؟
واقعا دیگه رفت و آمدی نیست؟
اتفاقا اگه شب ها بعد از ساعت 11 شب سری به پارک ها بزنید متوجه میشید عطش مردم برای شب نشینی ها و گپ و گعده های شبانه چندین برابر شده.
*مخالفم با اینکه "فرقی نمی کنه چه دینی داشته باشیم" چون هردینی راه و روش ضحیح و کامل انسان بودن رو نشون نمیده. این تفکرات پلورالیستی مال ما نیست :)
*من نگفتم کیفیت رو فدای کمیت کنیم. اتفاقا معتقدم کسی که بلده یه بچه خوب تربیت کنه، یعنی هنر تربیت صحیح رو بلده. چنین کسی می تونه بقیه بچه هاش رو هم خوب تربیت کنه
تارک دنیا
پنجشنبه 17 مرداد 1392 04:11 ق.ظ
با سلام!
بنده با طرز فکر کاربر دختر بابا مخالفم!!!
نه که قبول ندارم مشکل بیکاری رو!
نه که قبول ندارم مشکل ازدواج رو!
همه این مشکلات محسوس جامعه رو قبول دارم
ولی اینو میدونم که غالب نسل قدیم ما خوشحال تر بودن.
فکر کردید چرا؟؟؟
بعضیا میگن مملکت آزاد تر بوده!
بعضیا میگن کالاهای ضروری ارزون بوده!
بعضیا میگن مردم ساده و کم توقع بودن!
بعضیا میگن اون زمان نوع خوشحالی ها فرق میکرد!
همه اینا قبول!
ولی به نظر من این دور هم بودن ها ، شب نشینی ها ، به قول ما دزفولی ها(خونه یکی بودن ها)، نجابت ها و حیا و آزرم ها. همه و همه تونسته بود سهم زیادی تو خوشحالی مردم داشته باشه.
بچه خوبه!
هرچه بیشتر بهتر!
کیه که بدش بیاد؟؟؟؟
ولی تربیت بچه مهتر از داشتنه اونه
من فکر میکنم کسی که تمایلی به بچه زیاد نداره داره به تربیت اون فکر میکنه و این قابل احترامه! باید دست این پدر و مادر رو بوسید!!!!!
تربیت فرزند نیاز به حضور داره!
تو دنیای امروز از اونجایی که برای کسب حداقل درآمد باید از صبح تا شب کار کرد ، حضور خود به خود کمرنگ میشه!
این دوست عزیز که این مطلب رو نوشتن و دغدغه کاهش جمعیت شیعیان رو دارن به این موضوع باید توجه داشته باشن که در دنیای امروز نقش پدر مادر در تربیت فرزندان متاسفانه کمرنگ شده. چه تضمینی وجود داره که نسل آینده ما طرز فکر ما رو دنبال کنه؟؟؟؟
ادامه دارد ........................
پاسخ صالحه : علیک السلام
دو نکته
اول: گپته اوموز کچکت آموخته است. (بچه بزرگ رو خوب تربیت کن، بچه های بعدی هم خوب تربیت میشن)
دوم: تربیت فرزند یک هنره. و تربیت فرزند اول به واقع نیاز به مهارت و سختگیری و حساسیت بالاتری داره. کسی که بتونه یک فرزند رو خوب تربیت کنه معنیش اینه که هنر تربیت فرزند رو داره. کسی که می تونه یک ساختمان زیبا بسازه توانایی ساختن ده تا ساختمان رو هم داره. پس مهم داشتن مهارت این کاره. کسی که بلده فرزند خوب تربیت کنه دیگه تعدادش مهم نیست :)

راستی
ادامه کامنتتون رو ارسال نکردین چرا؟
عبدالله
چهارشنبه 16 مرداد 1392 11:12 ب.ظ
سلام مطلب خوبی نوشتید بخش مهم این معضل به وجود آمده بر میگرده به همون فرهنگ سازی غلطی که در مورد خانواده های پر جمعیت ایجاد شده یعنی شرایط طوری شده که حتی خانواده های متمکن هم به خاطر اینکه انگ امل بودن و بی فرهنگی بهشون نخوره حاضر به تشکیل خانواده ی پر جمعیت نیستند.
پاسخ صالحه : علیک السلام
معلومه متفکرین غربی خوب تونستن گرایشات اومانیستی رو توی لایه های عمیق جوامع مختلف نهادینه کنند
برای همینم هست که یکی پیدا میشه و میگه نسل های بعدی به من چه ارتباطی داره!!
سمانهـ
چهارشنبه 16 مرداد 1392 10:34 ب.ظ
واقعا درست نوشتین

خوشحال میشم به وبلاگ منو دوستمم سر بزنید
پاسخ صالحه : ممنون
چشم :)
منتظر
چهارشنبه 16 مرداد 1392 02:51 ب.ظ
سلام
مطلب قابل تاملیست اما برای حل این مسئله نیاز به سال ها کار و تلاش است. به اندازه سن ما برای برنامه کاهش جمعیت فرهنگ سازی شده، تغییر دادن این فرهنگ همت مسئولان و یاری ملت را می طلبد.
پاسخ صالحه : علیک السلام
درسته :)
حالا حالا ها تغییر نمی کنه :)
دختر بابا
چهارشنبه 16 مرداد 1392 01:59 ب.ظ
سلام
طاعات قبول
صالحه جاااان بازم خواهر من !!!!
اول از همه میرم سراغ فرمایشات اقا :
جوان می خوایم که کار کنه، مملکت ُ بسازه ؟؟
کو کار ؟!!!از این ور ما بسازیم و یه عده خرابش کنن!!!
جوان می خوایم که نسلمون منقرض نشه ؟؟؟ کو موقعیت ازدواج ؟؟!!! کاش مثل گیاهان میشد گرده افشانی کرد
والله !!!!
از لحاظ موقعیت جغرافیایی و زمین بله جا داریم اما امکانات و زیر ساخت نداریم
مثلا عمه و عموهای ما ( خودم رو عرض می کنم ) به چه دردمون خوردن جز اینکه بعد از فوت پدرم همراه مادربزرگ سهم الارث گرفتن !!!
یا خواهر و برادر یه چه دردی می خوره ؟ هر کسی گرفتار زندگی خودشه و نهایتا مشکلات و گرفتاریهای هر کدوم از ما باعث ناراحتی مادرم میشه .
ضمن اینکه چرا باید غصه ی آینده های دور رو بخوریم
خیلی نسل خوبی بودیم که نگران عدم ادامه نسلمون باشیم .
تازه وقتی من نباشم چه اهمیتی داره که اصلا خورشید طلوع کنه یا نکنه ؟؟؟؟
مثلا فکر می کنی با سبک و روال زندگی الانمون کوروش و داریوش خیلی از ادامه ی نسلشون خوشحالن ؟؟؟
پاسخ صالحه : علیک السلام

" تازه وقتی من نباشم چه اهمیتی داره که اصلا خورشید طلوع کنه یا نکنه ؟؟؟؟"

من از این طرز فکر وحشت دارم. ببخشید دختربابای عزیز
ولی این طرز فکر یک انسان مسلمان نیست
درضمن
من منکر سختی وضعیت معیشتی نیستم اما نمی بینی همون پولداراشم تریب روشنفکریشون "فرزند کمتر زندگی بهتره"؟
بله! زیرساخت ها باید آبا بشه
ولی کی باید آبادش کنه؟ پیر پاتالا؟
تفاوت فکری ما خیلی ریشه ای تر از اینهاست :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.