تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - با توام آیـــــــ حضرت باران...

با توام آیـــــــ حضرت باران...

 

نوشته شده توسط:صالحه

داری از قصد می زنی یک ریز
با سرانگشت خود به شیشه ی من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من
تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی
با توام آی حضرت باران!
ظهر روز دهم کجا بودی؟









فرزاد
سه شنبه 28 آبان 1392 10:58 ق.ظ
باز باران وای باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش ظهر کربلا را خواهد شست
ماهی!
پنجشنبه 23 آبان 1392 08:44 ب.ظ
من از باران گله دارم که چرا روز عاشورا نگریست...
التماس دعا...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.