تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - صبر و حوصله، اصل اولیه تربیت صحیح

صبر و حوصله، اصل اولیه تربیت صحیح

 

نوشته شده توسط:صالحه

مدتی است مرض خواندن وبلاگ های مادرانه* به جانم افتاده. بین مطالبشان می گردم و تجربیاتی را که مادرها درباره شیوه های تربیتی فرزندانشان می نویسند را با اشتیاق می خوانم. گاهی با خواندن مطلبی، بابت برخی تفکرات عجیب و غریب که درباره تربیت فرزند داشته ام  از خودم شرمنده می شوم. گاهی احادیث و روایاتی که درباره تربیت فرزند وارد شده را کنار برخی مطالب تجربی مادرها می گذارم و هزار بار خدا را شکر می گویم که تا به حال مسئولیت تربیت فرزند بر عهده ام گذاشته نشده وگرنه معلوم نبود چه گندی بالا می آمد...

نگین یکی از فرشته های کلاس من است. دختری بی نهایت زیبا که البته روی دومش را فقط من دیده ام!!
البته یک غریبه هم فقط در حد چند دقیقه فریب معصومیت چهره نگین را می خورد...

امروز با وجود تمام مطالب تجربی مادرها و توصیه های مذهبی و تذکرات دانشمندان علم روانشناسی، نتوانستم برخورد صحیحی با این بچه بیش فعال داشته باشم.
بالاخره از کوره در رفتم و به خاطر شیطنت ها و ورجه وورجه های بی اندازه اش تهدیدش کردم به اخراج از کلاس...
چند دقیقه ای آرام شد اما اگر جذابیت کلاس نبود و وعده جایزه و بازی و ... شاید برای همیشه پایش از مسجد بریده میشد.

درس بزرگی برای خودم بود: صبر و تحمل، حرف اول را در تربیت صحیح می زند!
این تندی بیجا می توانست باعث دلزدگی او از مکانی بشود که کمترین سودش، انس گرفتن بچه ها با یکدیگر در یک فضای پاک است(حتی اگر چیزی از آموزش های کلاس فرا نگیرند).

تجربه نشان داده عصبانیت، تهدید، کتک کاری و تنبیه هایی که فقط برای تخلیه عصبانیت انجام می شوند در طولانی مدت نتیجه کاملا عکس دارند.



محدثه ی عزیزم که نباید بذارم کسی از بچه های کلاس متوجه بشه بیشتر از همه دوستش دارم





فاطمه خانم گل، خواهر محدثه

این دو تا بچه هوش بی نظیری دارند. خدا حفظشون کنه ان شاء الله




این هم چندتا دیگه از فرشته های من



* وبلاگ های مادرانه (اسمی که خودم برایشان انتخاب کرده ام، ولی از قضا بهترین وبلاگی که دیده ام همین نام را دارد) وبلاگ هایی هستند که مادرها حتی گاهی با آغاز دوران بارداری افتتاح می کنند و از تجربیات مادرانه خود می نویسند.

پ. ن. 1: تجربه شخصی خودم ثابت کرده هرچه رابطه مربی و متربی دوستانه تر باشد، با اینکه کار جذب بچه ها ظاهرا راحت تر صورت می گیرد، اما مدیریت کلاس را سخت تر می کند. امروز با بدبختی مانع از این شدم که بچه ها دنبالم راه نیفتند! نگین می گفت می خواهم خانه شما را یاد بگیرم که اگر دیر آمدید خودم بیایم دنبالتان!!!

پ. ن. 2: امروز زیبا من را کشید کنار و گفت می خواهد چیزی را نشانم بدهد. دیدم روی یک تکه کاغذ پاره نوشته: "خانم به خدا قسم خیلی دوست دارم"! می پرسید بعد از مدرسه ها هم کلاس ها برقرار است؟ گفتم بله. ناراحت شد... گفت ما بعد از مدرسه ها می رویم قشلاق...

==============

بی ربط نوشت:
مردها از نظر من سه دسته هستند:

نامردهایی که می شناسم
مردهایی که هنوز نامردیشون برای من اثبات نشده
مردهای واقعی

نکته =» دسته سوم جزو استثنائات هستند!!


عسل
یکشنبه 17 آذر 1392 11:12 ق.ظ
من خاله مو موخام
پاسخ صالحه : سلاااااام عسلم
به فاطمه گفتم شماره ام رو بهت برسونه
گفت تو ادلیستت نیست
درخواست دوستیشو قبول کن که شماره ام رو بهت بگه گلم
بوس
فاطمه
یکشنبه 10 آذر 1392 07:51 ب.ظ
سلام نفسم
ای جونم مربی قرآن

من به عنوان خواهرزاده حرفای دایی به قول خودشون استثنا رو تایید میکنم

حال احوال کردم باخانمشون -کلی ازشون الکی تعریف کردم

یازهرا
پاسخ صالحه : علیک السلام
واقعا؟؟؟؟
خخخخخخ
من اگه بودم زیرآب میزدم
صبا افضلی
چهارشنبه 6 آذر 1392 12:57 ب.ظ
ما بالاخره نفهمیدیم مردم درصدد بیدار شدن هستن یا قصد خوابیدن دارن!؟
از طرفی میگن تو که لالای بلدی چرا خودت خوابت نمیگیره و از طرفی میگن خفته خفته را ککی کند بیدار!!!
یکی برام توضیح بده
پاسخ صالحه : خودتو خسته نکن آجی
توضیحش سخته
ریحون
سه شنبه 5 آذر 1392 08:33 ب.ظ
سلام

شما مربی هستی و من متربی
درست گفتم؟
:دی

شوما بگو چ کنیم
پاسخ صالحه : علیک السلام
من مربی بچه کوشولوها هستم
اگه لالایی بلد بودم که خودم خوابم می بُرد
مهدی
سه شنبه 5 آذر 1392 09:03 ق.ظ
سلام.بروز هستم.
پاسخ صالحه : علیک السلام
خدمت می رسیم
احسان
دوشنبه 4 آذر 1392 07:10 ب.ظ
سلام
ممنون که به وبلاگ من آمدید.
وبلاگ عالی و ارزشمندی دارید.
خوش حال می شم تبادل لینک کنیم.
یا حسین
پاسخ صالحه : علیک السلام
من قبلا شما رو لینک کرده بودم
ریحون
دوشنبه 4 آذر 1392 02:24 ب.ظ
خعلی هم خوبببببببببببب

کی و چجوری شروع کنیم خو:|

شکلک اونی که پیشنهاد رو رو هوا میزنه...
پاسخ صالحه :
پیشنهادی نداری خودت؟
ماهی!
یکشنبه 3 آذر 1392 08:31 ب.ظ
سلام. عکس اخری اونی که از بقیه بزرگتره بیچکه؟:دی
چه مسجد با کلاسی:/
نگین کدوماشونه؟
پاسخ صالحه : بیچک؟؟؟؟؟ بیچک با دو متر و نیم قد پا میشه بیاد تو کلاس من؟؟
اون که خودش مربی بوده
نگین اونیه که قرآن رو بالاتر از بقیه گرفته
به عبارتی بین اونها که تکیه شون به دیواره میشه نفر اول از سمت راست
یکشنبه 3 آذر 1392 12:31 ق.ظ
خانمم با فاطمه خان یه گپی زده

اگر جزء دسته سوم نبودم باهاش گپ نمیزد

از فاطمه خانم بپرسید به شما میگه
پاسخ صالحه : آقا میلاد شمایین؟
واقعا خانمتون با فاطمه صحبت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عجب دل و جرأتی دارین :|
باید زنگ بزنم به خواهر زاده تون ببینم چیا بهش گفته...
صبا افضلی
شنبه 2 آذر 1392 07:16 ب.ظ
به نامش بی خاتمش
رهرووو شما هنوز هواپیماهاتون روشنن؟!!!
ما 4 تا بخاری روشن کردیم هنوز پاهام یخه!
پاسخ صالحه : اون جایی که شما هستین که از سیبری بدتره
کاش منم الان اونجا بودم...
صبا افضلی
شنبه 2 آذر 1392 07:12 ب.ظ
به نام پاک یزدان
آقا منم دورادور شاهدم که این رهرو سرکلاس چه کارا میکنه!!
البته حضوریش رو هم دیدم
کلی باید فکر کنی یادت بیاد کجا من سرکلاس دیدمت!:)

(یواشکی بخون: طفلی استاد!)
پاسخ صالحه : اتفاقا من سر کلاس خانم عروج خیلی خیلی بچه خوبی بودم
خدا رو شکر خانم ج.ز. وبلاگم نمیاد...
تازشم
سر اون کلاسایی که منو دیدی که اوج مثبت بازی من بود که
سونیا که بیشتر شیطونی می کرد
ریحون
شنبه 2 آذر 1392 06:13 ب.ظ
سلام
خانم اجازه
میشه منم شاگردتون بشم؟

اتفاقا میخوام حفظم رو ادامه بدم...
پاسخ صالحه : علیک السلام
ریحونم بیا با هم حفظ کنیم
منم بچه ها رو دیدم خودم هم شیر شدم حفظمو ادامه بده
محدثه توی حدود پونزده دقیقه نصف بیشتر سوره بلد رو حفظ کرد قربونش برم الهی
میلاد
شنبه 2 آذر 1392 12:00 ب.ظ
سلام
خب اول بگم همین که توی ویلاگ نوشتید کدوم رو بیشتر دوست دارید اگه به سمع و نظرشون برسه بازم متوجه تبعیض میشن و بده
دوم اینکه نباید معلم یا مربی بین شاگرداش تبعیض قایل بشه
سوم رو در مورد ابتدای بحثتون مینویسم که نظرتون کاملاً اشتباست دلیل نمیشهدیگران خطایی دارن شما نتونید فرزند تون رو خوب تربیت کنید
و در نیهایت اون من هم جزء اون دسته آخر ( استثنائات) مردان هستم
پاسخ صالحه : علیک السلام
خب قرار نیست به سمع و نظرشون برسه که
من جلوی بقیه بچه ها به هیچ وجه اینو نشون نمیدم، البته هر کدومشون فعال تر باشن بیشتر تشویق میشن و این ربطی به تبعیض نداره
در اون مورد هم منظورم به خطای دیگران نبود بلکه من تازه متوجه خطاهای خودم شدم.
===
ان شاء الله که جزء دسته سوم باشید البته خانمتون باید بگن
عروج
شنبه 2 آذر 1392 11:09 ق.ظ
چشمم روشن
شما و از کوره در رفتن
آنوقت که خودت سرکلاس یکجا نمی نشستی
یا امتحان نودادی یا ... چند بار از کلاس بیرونت ...
پس بار آخر باشه دختر گلم ...
پاسخ صالحه : یکی از مضرات اینکه استاد آدم خواننده وبلاگ آدم باشه همینه دیگه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.