تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - اراده یا اجبار، مسئله این است (3)

اراده یا اجبار، مسئله این است (3)

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله الرحمن الرحیم

روز آغاز یتیمی مسلمین و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام رو به همه -مخصوصا حضرت بقیة الله روحی لمقدمه فداه- تسلیت عرض می کنم.

اما پست درخواستی برادر خوبم جناب آقای حسین:

نوشته بودید:

یه شبهه:
درسته که خداوند به انسان اختیار داده اما به طور کلی بشر در یک پروسه جبر گونه که خودش در اون هیچ دخالتی نداشته به وجود اومده و محکوم هست در این دنیا براساس عقل و اختیار راه سعادت یا شقاوت رو طی کنه و اگه راه سعادت رو انتخاب کنه چه بسا باید سختی های زیادی رو تحمل کنه و در آخر جبرا یا به بهشت بره یا به جهنم. یعنی گزینه سومی نیست. با توجه به این مسئله آیا این حق برای انسان به وجود نمیاد که خواستار بودن یا نبودن خودش باشه؟ آیا انسان حق نداره در مورد وجود یا عدم وجود خودش تصمیم بگیره؟
درسته که پایان این جهان میتونه برای انسان منجر به بهشت بشه. اما به همون اندازه هم میتونه منجر نشه. بنابراین آیا انسان حق داره از دوراهی که خداوند جبرا جلوش گذاشته شکایت کنه یا نه؟

اما برای جواب باید چند تا مقدمه رو در نظر گرفت.

مقدمه اول: این تصور غلط، اشتباه و نادرسته که "انسان موجودی مختار است".

این جمله اگر به همین شکلی که نوشتم مبنای عقاید انسان ها رو تشکیل بده می تونه منجر به شبهاتی نظیر همینی بشه که نوشتید. اما درستش چیه؟

درست اینه که بدانیم اراده و اختیار انسان محدوده! یعنی اگرچه خداوند بهمون اختیار داده ولی این اختیار تام نیست!
بنابراین از اول می دونیم بین اختیار انسان و اختیار خدا تناقضی به وجود نمیاد. پس همیشه بگیم: "انسان در محدوده ی اختیاراتی که خداوند براش قرار داده دارای اراده و اختیاره"

مقدمه دوم: یه ضرب المثل فارسی شیرین هست که می فرماید دندون اسب پیشکشی رو نمیشمرن!

همونطوری که خواهر بزرگوار "سه نقطه" (خوشو اسمش!!) اشاره کردن، خداوند به ما نعمت وجود داده. عدم با وجود قابل قیاس نیست. وقتی خداوند انسان رو از عدم به هستی اورد نشون داد که براش ارزش قائله. تصور کنید وقتی بودن یا نبودن کسی علی السویه باشه، یه نفر پیدا بشه که به آدم بها بده. مثلا به یه مهمونی دعوتتون می کنن که همه غریبه هستن و هیچکس شما رو نمیشناسه و حتی کسی جواب سلامتون رو هم نمیده. اونی که دعوتتون کرده جلو بیاد، سلام کنه، با میوه و شیرینی ازتون پذیرایی کنه، کنارتون بشینه و باهاتون صحبت کنه تا احساس تنهایی نکنید، اگه گرمتون شد براتون کولر روشن کنه، اگه سردتون شد براتون بخاری بیاره...
بازم ازش می پرسید "خب من که خودم نمی خواستم بیام! خودت منو دعوت کردی!"؟


با استفاده از مقدمه اول و دوم نتیجه می گیریم اولا اصلا قرار نبوده انسان هیچوقت اختیار تام داشته باشه که حالا بابت تناقضش با اراده خدا برامون بین جبر و اختیار شبهه پیش بیاد. دوما خدا بهمون نعمت *وجود* داده! حالا ما بیایم و اعتراض کنیم؟
خدا خداست! ما هم بنده هاش هستیم. کی و کجا عبد اجازه داره به مولی اعتراض کنه؟ اون هم مولایی که خالق و پرودگار عبد هست.
خداوند به واسطه خدا بودنش می بایست تمامی صفاتی که سزاوارش هست رو داشته باشه. یکی از همون صفات هم خالقیت هست
و اصلا وجود ما توی محدوده ای تعریف نشده که حق اعتراض داشته باشیم که خدایا! تو چرا خدایی؟ چرا خالقی؟!



البته این استدلالی که نوشتم احتمالا فقط خودم رو قانع می کنه و مخصوصا برای افرادی که هنوز درگیر نوع رابطه بین خودشون و خدا و مرتبه ی خودشون توی جهان هستی هستند اصلا مناسب نیست. (حالا نمی خوام بگم من خیلی آدم مومن و معتقدی هستم ها! ولی یه سری مسائل به صورت وجدانی و قلبی برام حل شده است.)

نکته مهم: اگر کسی می تونه بهتر از من توضیح بده خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم که این کار رو انجام بده


(مسئله ای که توضیح بحث رو سخت می کنه اینه که خداوند فقط یکیه! مثالی توی دنیا وجود نداره که شبیه نوع رابطه ی انسان و خدا باشه تا به وسیله ی اون مثال بشه توضیح بهتر و بیشتری داد. ولی ما ناچار مثال های پیش پا افتاده و دم دستی می زنیم تا شاید یه جوری بشه مطلب رو منتقل کرد)

-------

اینو یادم رفت بگم:

اختیار انسان اینطوری تعریف میشه:
مادرتون به شما دا حسین هه پیل، رو اَ مش مَحَد علی یَه کیلو بحتیه خِر

شما در هر حال باید این کار رو انجام بدید (این قسمت نشون دهنده ی محدودیت اختیاره)
دو تا گزینه وجود داره: از مسیر مستقیم برید یا راهتون رو دور کنید و از دو تا خیابون اونورتر برید (این قسمت اشاره داره به اختیار انسان)

و از اونجایی که قبول کردیم اختیار انسان محدوده، نه مطلقا جبر رو می پذیریم و نه قائل به اختیار تام هستیم.



سه نقطه
شنبه 28 دی 1392 11:37 ب.ظ
دینگ دینگ

خواستم اعلام کنم که الان 4 روزی از 24 دی میگذره ها

آقای حسین گویا در جریان امتحانات شهید شدن!
پاسخ صالحه : سلام
از اونجایی که ما به طرقی که شما نمی دونید به ایشون دسترسی داریم، مطمئنیم كه شهید نشدن و كما فی السابق در عرصه نبرد جبهه هاى حق علیه باطل به خدمت مشغولند
حامد
شنبه 21 دی 1392 12:16 ق.ظ
اگه انسان بخواد به خداوند اعتراض کنه به خاطر خلقت، قبل از اون باید از پدر و مادرش شکایت کنه! مسئله ولایت، جان جهان و فلسفه خلقت است... که خداوند در طول رسول و امام و والدین و ولی فقیه و تا حدی شوهر و غیره قرار داده؛ کار میخواد تا بفهمیم یا بفهمانند...
پاسخ صالحه : بله
درکش کمی سخته
حسین
پنجشنبه 19 دی 1392 01:30 ب.ظ
سلام. به شدت درگیر امتحانات پایان ترم هستم. ان شا الله بعد 24 دی خدمت میرسم.
پاسخ صالحه : علیک السلام
درک می کنم
هرموقع فرصت شد تشریف بیارید
سه نقطه
یکشنبه 15 دی 1392 01:48 ب.ظ
حضوری جوابتو میدم
اینجا زن و بچه رد میشه زشته!
پاسخ صالحه :
یکشنبه 15 دی 1392 10:05 ق.ظ
سلام عزیزم
قرار بود درباره خواستگاری اسلامی بنویسی.
درمورد اراده بحث کردی، رد شبهه نوشتی، اما ارتباطش با خواستگاری به حاشیه رفت.
حالا که ماه ربیع الاوله از خواستگاری بنویس که ان شاء الله عقدش بیفته میلاد پیامبر (ص)
راستی اون وبلاگو که می خواستی درست کنی چی شد؟ منصرف شدی؟
پاسخ صالحه : سلام
منتظر جونم خودتی؟
چرا گمنام میای؟!
آره بحث به حاشیه رفت
بعدشم دیگه اعصاب و حال و حوصله نوشتن درباره خواستگاری رو نداشتم
مخلص کلوم اینه که ما باید به وظایف بندگیمون عمل کنیم و بقیه رو بسپریم به خدا
چون اراده ما در مقابل اراده خدا هیچی نیست
قانون جذب و اینا هم کشکه
قانون جذب اسلامی میگه تو بندگیت رو بکن و فقط نسبت به خدا خوش گمان باش
=====
می خواستم وبلاگ رو درست کنم اما خودت گفتی نمی خواد
یادت رفت؟ وگرنه من که از خدامه
کارم خیلی راحت میشه
مهدی
شنبه 14 دی 1392 08:29 ب.ظ
سلام
خوبین ؟
جالب بود و خوب توضیح دادین
البته این مسائل در حوزه های غیر کلامی هم مطرح میشه مثل فلسفه و عرفان و اونجا جوابهای کاملتری هم می تونه داشته باشه اما خیلی کار نیاز داره
موفق باشید
در هر حال
ما نبودیم و تقاضامون نبود
لطف تو ناگفته ما می شنید
لذت هستی نمودی نیست را
عاشق خود کرده بودی نیست را
پاسخ صالحه : علیک السلام
تا کلام نباشه فلسه و عرفان معنی نمیده
شعر خیلی قشنگ بود
ممنون
سه نقطه
شنبه 14 دی 1392 07:18 ب.ظ
چشه اسمم؟؟
اسم به این خوبی!
***
لطفا آقای حسین جواب خودشون رو هم بنویسن
منتظریم!
پاسخ صالحه : ما معمولا وقتی می خوایم چیز بدی رو به زبون نیاریم به جاش سه تا نقطه می نویسیم

===
ما هم منتظر جواب ایشون هستیم
حسین
چهارشنبه 11 دی 1392 12:37 ب.ظ
سلام
با تشکر از شما برای پرداختن به این بحث.
مقدمه (1) رو خودم در کامنت اول پست قبلی بهش اشاره کردم و مقدمه دوم رو هم وقتی خانم سه نقطه اشاره کردن بنده در کامنت دوم تاکید کردم که موضوع بر سر حق داشتن یا نداشتن هست. همه میدونیم که انسان حق نداره از خدا شکایت کنه اما این دلیل میخواد. یکی از محصولات قدرت تعقل تشخیص حق از ناحق و اعتراض هست.
چرا انسان حق ندارد بابت وجود خود به خدا اعتراض کند؟

(نگرانم اگه این بحث رو کش بدم خدا منو معدوم کنه بنابراین در صورت زنده موندن، بعد از داغ شدن بحث توسط کامنت گذاران محترم جوابی رو که خودم بهش رسیدم مینویسم.
پاسخ صالحه : علیک السلام
جان کلام من این بود که انسان اصولا توی مرتبه و جایگاهی قرار نداره که "حق"ی در برابر خدا براش تعریف شده باشه!
دلیل اینکه انسان حق اعتراض نداره همینه: چون مخلوقه! چون جایگاهش توی جهان هستی و نسبتی که بین اون (انسان) و خدا هست با این حق کذایی منافات داره
(و همونطوری هم که گفتم با هیچ مثال دقیقی نمیشه بحث رو روشن کرد چون فقط یک خدا توی عالم وجود داره و بنابراین "مثال"ی نداره)
ظالمانه هم نیست چون عقل حکم می کنه وقتی چیز خوبی از کسی دریافت کردیم ازش تشکر کنیم نه اعتراض
===
حالا بفرمایید جوابی که خودتون بهش رسیدین چیه؟
منتظر
چهارشنبه 11 دی 1392 08:45 ق.ظ
اوردن مصداق برای تقریب به ذهن بوده وگرنه می شه بحث رو به صورت کلی در نظر گرفت.
برای رفع شبهه باید از برهان استفاده کرد همون طور که می دونی برهان از مقدمات یقینی تشکیل شده به قول شما متسالم علیه! ( البته اون تو بحث فقه بود) اما مقدمه دوم شما از مشهوراته و این باعث دوران بین برهان و جدل می شه. شایدم مغالطه بشه
نمی دونم اینجا بحث از خالقیت صحیح تر باشه یا از حکمت ولی به نظر من حکمت راه رو کوتاه تر می کنه.
پاسخ صالحه : برهان رو ه نمیشه برای همه استفاده کرد
ناچاریم از جدل
بعدشم کاری به معنی اصطلاحیش که نداشتم منظورم این بود که چیزیه که همه پذیرفتنش
درباره حکمت هم که گفتم. اون از بدیهیاته
منتظر
سه شنبه 10 دی 1392 10:16 ب.ظ
سلام گلم
جوابت خوب بود اما من که قانع نشدم!!
تو کامنت های پست قبلی هم گفتم اراده الهی در کنار حکمت معنا پیدا می کنه.
اول اینکه خداوند چون وجود بی نقصیست و کمال مطلقه، می دونه که به وجود آمدن چه انسانی خیره و چه انسانی شره. البته وجود شر یکی از ویژگی های اجتناب ناپذیر دنیای مادیه ولی خداوند هر چیزی رو که می خواد خلق کنه یا هر کاری رو که می خواد انجام بده، خیر غالبی اونو در نظر می گیره. یعنی من که الان وجود دارم و خلق شدم، بودنم خیر غالبی بوده و زمانی که نبودنم خیر غالب باشد از خدمتتون مرخصم می کنه!
البته باید توجه کنیم که ما خیلی وقتا نمی تونیم خیر را تشخیص بدیم.
آیه 216 سوره بقره می فرماید:شاید چیزی را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد. خدا می داند و شما نمی دانید.
دوم اینکه خداوند علاقه به زنده بودن رو در همه موجودات قرار داده و انسانها بر اساس فطرتشون دوست دارن به حیاتشون ادامه بدن، هر چقدر هم این زندگی سخت باشه. درسته که بعضی از انسان ها به جایی می رسن که دست به خودکشی می زنن اما اونا از نظر روانی مشکل دارن وگرنه آدم سالم هیچ وقت چنین کاری نمی کنه حتی اگه به هیچ دینی اعتقاد نداشته باشه. حالا بگذریم که اگه به خدا ایمان داشته باشه زندگی رو هر چقدر هم سخت باشه نعمتی از طرف خدا می دونه.
پاسخ صالحه : سلام عدیدم
من ممکنه از حکمت اسم نیورده باشم ولی تصور می کنم این مسئله بدیهی و متسالم علیه باشه
اما اینی که نوشتی "خداوند می دونه به وجود آمدن چه انسانی خیره و چه انسانی شره" تشور می کنم فعلا جایی توی بحث نداره
مسئله مصداقی نیست بلکه کلیه
انسان رو به معنای فرد در نظر نگیر. منظور کلا خلقت بشر هست نه شخص آقا حسین یا من یا شما
نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه
منتظر
سه شنبه 10 دی 1392 09:48 ب.ظ
سلام
با اومانیسم اسلامی به روزم.
پاسخ صالحه : علیک السلام
چشم گلم
سر فرصت میام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.