تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - یادش بخیر...

یادش بخیر...

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله

یك ثانیه از عمر دراز شب یلدا
باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه بگذشت
یك شب نشد از داغ فراقش بنشینیم
***
ما منتظر صبح شب یلداییم
آماده برای فرج فرداییم
روزی كه عزیز فاطمه(س) می آید
با خامنه ای به كربلا می آییم
***

حتما حتما حتما بخوانید: جدیدترین متن حاج حسین قدیانی(کلیک کنید)

بعد از این متن آقای قدیانی خیلی دلم می خواد بدونم نظرتون درباره ی صحت و قوت تحلیل آقای موزونی توی پست قبلی چیه.

آقای قدیانی با این متن دهان یاوه گویانی را بست که او را به تندروی محکوم می کردند. چه جوابی دارند افرادی که قدیانی را متهم می کردند که از رهبری جلو می زند؟ چه جوابی دارند افرادی که برادرمان را به انتقادناپذیری متهم می کردند؟ مگر ممکن است کسی انتقاد ناپذیر باشد و چنین نقدی را بر عملکرد خود داشته باشد؟ حسین قدیانی نشان داد که حرفش و اعتقادش تناقضی با هم ندارند؛ اسوه ی ما "مالک" است که اگر چه تا خیمه ی معاویه چند ضربت شمشیر فاصله داشت، اما ولایت پذیری اش او را برگرداند تا دهان حقیرانی که مفهوم ولایت را نمی فهمند از تحیر باز بمانَد.
حسین قدیانی انصاف و مردانگی و مظلومیت و ولایت پذیری اش را بار دیگر اثبات کرد.

دوستان و عزیزانی که مباحثه ادیبشناس با بقایی را دنبال میکنند، کمک فکری دهند تا پاسخ این سوال را بیابیم :
سوال : دیروز که پستِ سنگکوب در ادیبشناس آپ شد تمام لینکهای تصاویر قرار داده شده صحیح بود...ولی امروز نه!! یعنی اینکه وقتی به سایت الفبا میروید مطالب مربوط به اغلاط املایی آقای بقایی را نمی یابید...چرا؟؟؟

یه سوال دیگه:
به نظر شما "کامنت گذاشتن با اسم یه نفر دیگه" کار چه جور آدمی می تونه باشه؟؟؟
واقعا که!!

این بار طوفانی به سوی دشت، عازم بود
سهم حسن از کربلا، غوغای  قاسم بود

عطر مدینه لا به لای گیسوانش داشت
از بچه های کوچه های آل هاشم بود

از روز تشییع پدر تا کربلا بارید
باران تیر عشق یک ریز و مداوم بود

پیراهن اش غارت شد اما این که چیزی نیست
وقتی که انگشت عمو هم از غنائم بود

سر را جدا کردند اما عمه می پرسید
آیا برای بردن سر، نیزه لازم بود؟


زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است...

***

پیچید دربین عبای اش جسم اکبر را
"یا ایها المزّمّل" ی عین پیمبر را

صورت به صورت آیه هایش را تلاوت کرد
از بای بسم الله تا لبخند آخر را

دارد تمنا می کند  از چشم خونینش
یک پلک، یک گوشه و یا یک ناز دیگر را

شان نزول لحظه ی "امن یجیب" این جاست
اینجا که می بوسد لبش، لب های مضطر را

مانده است برگرداند از میدان شهیدش را
یا نه!  بگیرد زیر بازوهای خواهر را

زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است


امشب شب یلداست. و من هوای کاروان اسرا به سرم افتاده... "شب یلدا" شب اولین روز زمستان نیست... "شب یلدا" شام غریبان اهل بیت اسیر حسین بن علی(ع) بود در راه کوفه ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دو تا اول نوشت خیــــــــــــلی مهم:

1-  (( پس از یکماه فرصت، حجت بر آقای بقایی تمام شد....آغاز بررسی دلایل ادیب نبودن ایشان))
عزیزان دزفولی که مطالب ادیب شناس رو دنبال می کردید: کلیـــــــک کنید

2- دوستان خوبم! این لینک از رجا نیوز رو آقای موزونی پیشنهاد دادند. حتما بخونید. کلیک کنید


  یادش بخیر سال 88...
نه که سال خوبی بود؛ نه! ولی اون روزها اگه دلی میشکست از دست خودی نبود، اگه قلبی خنجر می خورد دشنه رو تو دست دوست نمی دیدیم، اون روزها صاعقه ی اعتراضمون بر سر دشمنی کوبیده میشد که تمام قد تو روی نظام مقدسمون ایستاده بود و به خیال خودش می خواست به چهره ی خورشید خاک بپاشه...
   اون روزها فتنه بود، جنگ نرم بود. جنگی که از هر جنگ سختی سخت تر گذشت. زخم دست و پا و سر و شکم خوب میشه. ولی زخمی که "دل" برداره به این راحتی ها التیام پیدا نمی کنه... ولی من دلم برای همون زخم ها تنگ شده. چون از طرف یار و همسنگری نبود که تا همین چند لحظه ی پیش شونه به شونه ی من می جنگید...
   الان از اون روزها زیاد گذشته و من دلم برای فتنه ی 88 تنگ شده. روزهای تلخی رو میگذرونیم!
 اتفاقاتی افتاد که ما  رو اینبار رو در روی همدیگه قرار داد. نامه ی اعتراضی نوشته شد، جواب نامه رو نه کتبی که با پاره کردن نامه دادن... موضع گرفته شد... طرف مقابل هم موضع گرفت... و ما یادمون رفت "جواب های، هوی است!" حرفهایی زده شد... دلهایی شکست که ایکاش نمی شکست...
   و من دلتنگ فتنه ی 88 هستم. دلتنگ روزهایی هستم که اگر چه گرد و غبار فتنه بلند بود ولی نور ولایتپذیری و بصیرت راه رو برامون روشن میکرد. دلتنگ روزی هستم که با اینکه گرگ لباس گوسفند پوشیده بود ولی دچار اشتباه نمی شدیم...
   اون روزها همه ی ما "یکی" بودیم. همه تو یه خط بودیم. اما حالا باید رو در روی "خودمون" بایستیم و دشمن هم به ما بخنده. دلم خیلی از این وضعیت گرفته... خسته ام از دعوای خودی با خودی...

اینا رو یادتونه؟ اینا رو برای دشمن گفتیم. برای فتنه گرها... یادم نمیاد شعری برای خودی ها هم گفته باشیم...
خسته ام از این اوضاع...

از حلقه‌هایمان به­ در افتاد رازها
با قیل و قال بی­ ثمر عشقبازها

دوشید فتنه ­ای شتران دو ساله را
بر دوششان نهاد به بازی جهازها

شوخی شده­ ست و عشوه نماز شیوخ شهر
رحمت به بی­ نمازی ما بی­نمازها

خیل پیاده­ ایم، کجا بازگو کنیم؟
رنجی که برده­ ایم ز شطرنج­ بازها

ماییم و زخم خنجر و دست برادران
ماییم و میزبانی این ترک تازها

در پیش چشم کوخ نشینان غریب نیست
از کاه، کوه ساختنِ کاخ­ سازها

قرآن به نیزه رفت...خدایا مخواه باز
بر نیزه­ ها طلوع سر سرفرازها

در گنبد کبود زمان ما کبوتران
بستیم چشم و بسته نشد چشمِ بازها

ما را ز جنبش خس و خاشاک باک نیست
بر خاکمان مباد هجوم گرازها

محمد مهدی سیار

***********

خیمه برچیده شب سرد، خروسان گفتند
سحر دهکده گل کرد، خروسان گفتند

همه گفتند و به تاکید، که آنک خورشید
گر ندیدید، ببینید که آنک خورشید

ای جماعت نه اگر بیش، کمی عار کنید
کی شما روزه گرفتید که افطار کنید

سرفرازی نه متاعی است که ارزان برسد
سحر آن نیست که با بانگ خروسان برسد

سحر آن است که بیدار شود اقیانوس
سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس

الغرض بیشتر از مائده مهمان دیدیم
رمه آنقدر ندیدیم که چوپان دیدیم

شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود
آب این جوی همان از ده بالا گل بود

آسیا بود، ولی راه عمل را گم کرد
آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم کرد

از درختی که چنین است، نچیدن بهتر
از چنین راه، به منزل نرسیدن بهتر

ظاهراً مرده که پوسید کفن می‌آید
نوح این قوم پس از غرق شدن می‌آید

با چنین بی‌نفسان حرف و سخن بیهوده است
ما نمی‌میریم پس فکر کفن بیهوده است

در کفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند
دست ما با تیغ از خاک برون خواهد ماند

هر که با عذر و بهانه است، خداحافظ او
هر که پابسته خانه است، خداحافظ او

چشم از آنسان نگشودیم که خوابش ببرد
بند از آنگونه نبستیم که آبش ببرد

خصم گفتند و دروغ است، که دیگر گشته
آنچنانی که توان گفت ابوذر، گشته

دل مبندید که صد فتنه در این پنهان است
این همان قصه اسلام ابوسفیان است

مثل بیمار که صد بار تب و نوبه کند
دم به دم توبه کند، بشکند و توبه کند

کفر کفر است اگر مسجد اگر قرآن است
خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

پای این طایفه جز در پی شیطان فلج است
قبله کج نیست، نمازی که نخواندند کج است

محو فرعون مشو، نیل شدن آسان است
سنگ پیدا کن ابابیل شدن آسان است

هر که با عذر و بهانه است، بهل تا برود
هر که پا بسته خانه است، بهل تا برود

محمد کاظم کاظمی

***************


تمام هم و غم ما ولایت مداری بوده و هست... نه تنها باعث و بانی این مسئله که حتی خودم رو نمی بخشم اگه این ماجرا باعث یک لحظه رنجش آقا شده باشه...

دیشب این طبع، بی‌قرار شما

خواست عرض ارادتی بکند

دست کم از دل شکسته‌تان

واژه‌هایم عیادتی بکند

چشم بد دور، عمرتان بسیار

کس نبیند ملالتان آقا!

ما نمردیم خون دل بخوری

تخت باشد خیالتان آقا!

چیست روباه در مصاف شیر؟!

چه نیازی به امر یا گفته؟!

تو فقط ابرویی به هم آور

می‌شود خواب دشمن آشفته

هست خاموشی‌ات پر از فریاد

در تو آرامشی است طوفانی

«الذی انزل السکینه» تو را

کرده سرشار از فراوانی

واژه‌ها از لبت تراویدند

پرصلابت، پرعاطفه، پرشور

آفریدند در دل مردم

عزت، آمادگی، حماسه، حضور

این حماسه همه ز یمن تو بود

گرچه از آن مردمش خواندی

رهبرا! تا ابد ولی محبوب

در دل عاشقان خود ماندی

سهم دلدادگان تو سلوی

قسمتِ دشمنان تو سجیل

رهبری نیست در جهان جز تو

که ز امت چنین کند تجلیل

نسل سوم چو نسل اول هست

با شعف با شعور با باور

جاری است انقلاب چون کوثر

هان! «فصل لربک وانحر»

گرچه در باغ سینه‌ات داری

لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها

گفتی اما نمی‌روی چو حسین

تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

ناگهان در نماز جمعه شهر

عطر محراب جمکران گل کرد

بغض تو تا شکست بر لب‌ها

ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

جان ایران! چه شد که جانت را

جان ناقابلی گمان کردی؟!

آبروی همه مسلمانان

اشک ما را چرا درآوردی؟!

جسم تو کامل است، ناقص نیست

می‌دهد عطر یک بغل گل یاس

دستت اما حکایتی دارد…

رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی




sina
جمعه 3 دی 1389 02:22 ق.ظ
سلام
صلوات خدا بر شهیدان اجرتان با صاحب شریعت
وبلاگ ما را با نظرات خود به روز کنید
علی وآل علی شفیعتان
پاسخ صالحه : علیک سلام
اگه فرصت کردم
ممنون از دعای خیرتون
راستی چطوره این سه تا کامنت آخری انقده به هم شبیه هستن؟
ابراهیم
جمعه 3 دی 1389 02:21 ق.ظ

سلام علیکم
سلام بر شهیدان
درود بر شما و راهتان
به وبلاگ من سر بزنید نظری هم بدهید
یا حسین ع مظلوم
پاسخ صالحه : علیک سلام
اگه فرصت کردم چشم
Hashem Hossaini
پنجشنبه 2 دی 1389 08:57 ب.ظ
Hi
پاسخ صالحه : علیک های
ببخشید
علیک سلام
فارسی را پاس بداریم دوست گرامی
فتنه گر
پنجشنبه 2 دی 1389 06:55 ب.ظ
درسته که اسلام مدافع حقوق زنهاست . اما این اسلام نیست که حکومت می کنه . این همان ظلم اموی است و شما مدافعانش هم با این ظالمان شریکید. یادتان باشه که یزید هم میگفت حسین و یارانش فتنه گر و خارجی و....هستند و هر کس با ما نیست بصیرت نداره و...
پاسخ صالحه : آهان! این شد یه چیزی!
پس تا اینجا با هم درباره ی دین مترقی اسلام اشتراک نظر داریم. ولی اختلاف نظر:
مسئله اینجاست که این خانم مثل من و شما درباره ی اسلام فکر نمی کنه! ایشون دلیل نارسایی های موجود در جامعه ی ما رو -که اتفاقا به علت دور موندن از احکام دین به وجود اومدند- اسلامی بودن جامعه می دونه! قبلا هم گفتم خلط مبحث نکنید
سید یحیی
چهارشنبه 1 دی 1389 08:26 ب.ظ
سلام
ممنونم که به وب خودتون سر زدین
وب جالب دارین
التماس دعا
پاسخ صالحه : علیک سلام
خواهش می کنم
محتاجیم به دعا
فرص الخیر
چهارشنبه 1 دی 1389 07:42 ب.ظ
سلااااااااااااااااااام عزیزدلم
دلم برایت تنگ شده بدجور

امیدوارم در این راهی که انتخاب کردی دست حق همیشه به همراهت باشه
پاسخ صالحه : علیک سلااااااااااااااااااام
وای خدا
چقد دل به دل راه داره
ممنووووووووووووووووووووون
البته اگه دعای خیر دوستام رو هم داشته باشم که دیگه غمی ندارم
فتنه گر
چهارشنبه 1 دی 1389 07:32 ب.ظ
آزادگی را از نسرین ستوده بیاموزید.
کسب مقام بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان بر جمهوری اسلامی مبارک باد.
پاسخ صالحه : بهتر بود می نوشتی حماقت را از نسرین ستوده بیاموزید.
ناراحت نشی فتنه گر عزیز!
می خواست یه ذره مطالعات دینی اش رو بالا می برد تا درک کنه که اسلام نه تنها ضد حقوق زنان نیست بلکه بیشتر از هر دین دیگه ای به زن و حقوقش احترام گذاشته. اگه یه ذره مطالعه اش رو بیشتر و غرض ورزی اش رو کمتر می کرد و بعض مشکلات داخلی رو با اصل دین خلط نمی کرد و از شیرین عبادی معلوم الحال هم دفاع نمی کرد، هیچ وقت زندانی نمی شد.
بعله!
پیرو ولایت
چهارشنبه 1 دی 1389 01:07 ب.ظ
صالحه خانم
من اصلا ناراحت نشدم
خیلی سعی کردم متنم رو طوری بنویسم که متوجه "ناراحت نشدنم" بشین اما مثل این که موفق نبودم
به هر حال من اصلا ناراحت نشدم
اصلا چیزی نشده که باعث ناراحتیم بشه
اتفاقا گفتم که، از وجود افراد دل سوز مثل تشخیص دهنده ی ویروس کلی خوشحال شدم
این خیلی مهمه که ما نگران هم دیگه باشیم و چیزهایی که به نظرمون می رسه رو به هم تذکر بدیم
تشخیص دهنده ی ویروس هم دقیقا همین کا رو کرد
این خوبه که
پاسخ صالحه : ممنون از کامنت روشنگرانه شما
خدا رو شکر که ناراحت نشدید
یه دزفولی
چهارشنبه 1 دی 1389 12:05 ب.ظ
خانم صالحه متوجه شدید؟
مهران بقایی به همین سادگی به دختران شهرمون حمله میکنه :
((سركار خانم شما با تایید كامنت یك دزفولی پایتان را به مرحله بعدی ! گذاشتید ...))
این یعنی اینکه بقایی از این به بعد به خودش اجازه میدهد تا به خانم محترمی چون شما حمله و هتاکی کند.
مشخص نیست این موجود در چه فضایی بزرگ شده است که دختران شهر دزفول را جزو نوامیس این دیار محسوب نمی کند؟
برادر ارزشی جناب آقای افشار
لطفابه گندزدایی خودادامه دهید که ما همه ناظر و شاهد این کار زیبا و ارزشی شما هستیم.
ضمنا جناب افشار مطلع باشید که بقایی عادت دارد وقتی در برابر شیر ژیانی چون شما قرار میگیرد در سوراخ خود پنهان می شود تا مثلا تمام حرفهای شما تمام شود.
اگر دستش به مشخصات شخصی و خانوادگی شما رسید که تمام عقده ی قلمش را بر سر و روی آبروی شخصی شما خواهد ریخت. بی هیچ حیایی. بی هیچ شرمی.
اگر نرسید و نتوانست شما را به لحاظ شخصی شناسایی کند آنوقت سکوت خفت بار خود را شکسته و شروع به داد زدن کارنامه مثلا ادبی خودمیکند :
که ای وای من مظلومم
ای وای من کتاب چاپ کرده ام
ای وای من انجمن قصه دارم
ای وای من چندین سال است که...
جناب افشار
بقایی آنقدر....است که از زدن تهمت ناموسی به هیچ کس رویگردان نیست.
داستان آبادان و خانم..... را بپرسید تا بدانید این دیو سیرت بخاطر خودخواهی خویش پشت سر زن مردم چه چیزهایی گفت.
متاسفانه شما فقط به الفبا اکتفا کرده اید وبس.
خارج از سایبر این موجود پرونده سنگینی نزد ادبای شهر دارد.
خواهشن فقط به اهانت های ناموسی در الفبایش بسنده ننمایید.
وای بر مسئولین شهر و وای بر حزب الله شهر که اجازه میدهند چنین کسی با تنفسش هوای شهر را آلوده کند.
می بینید جناب سهراب؟
به همین سادگی بقایی در ملاعام دختران شهرمان را تهدید میکند.
وای بر غیرت دزفولی ها....کجایند مردان مرد.
خواهرم صالحه جان
کوچکترین خللی در کار ارزشی ات احساس مکن و ما را پشتیبان و حامی خود بدان.
کار خفت بار بقایی نیز از دیدگان هیچ کس پنهان نمی ماند.
منظورم جابجایی صفحات الفبا و حذف برخی صفحات آن برای پنهان کردن تعفن غلطهای املای اش از چشم من و دوستان من است.
پاسخ صالحه : یه دزفولی عزیز
شخصیت آقای بقایی خارج از نت مورد بحث ما نیست(هرچند خیلی مهمه). دلیل آقای افشار برای مباحثه با آقای بقایی رو به زبان ساده میشه توی این یه جمله خلاصه کرد:
درست نیست که کسی به اسم دزفول و دزفولی تو فضای سایبر جولان بده و به آبروی ادبی و فرهنگی شهر چوب حراج بزنه.
متاسفانه قبلا شاهد بودیم که ایشون برای دوستی چندین و چند ساله هم ارزشی قائل نیستند. وقتی دوستشون رو اونطور "می نوازند" واضحه که با آقای افشار یا من یا بقیه ی افراد حامی ادیب شناس چطور رفتار خواهند کرد. البته بنا به دلایلی نباید پیشداوری کرد.
بعیده که شاهد یه بی ادبی تازه از ایشون باشیم(این هم حتما از دستش در رفته!!)
وقتی صفتی به انسان نسبت داده میشه عقل حکم می کنه که شخص مواظب باشه با کردارش برای اون صفت دلیل مهیا نکنه! متوجه منظورم هستید؟ آقای بقایی اگه بی ادبی بکنه فقط یه دلیل و سند بیشتر برای صحبت های آقای افشار مهیا کرده!
مطمئنم ایشون باهوش تر از این حرفهاست!
نگران نباشید.
پیرو ولایت
چهارشنبه 1 دی 1389 10:57 ق.ظ
سلام به همه
مخصوصا صالحه و تشخیص دهنده ی ویروس

مسلما همه این رو می دونن که دنیای نت پر از ویروس و کرم و ... هست و این مسئله ی عجیب یا ترسناکی نیست

ویروس یک وبلاگ (که من با این اصطلاح مخالفم) وقتی خطرناکه که مدیر وبلاگ عمدا کدی رو توی وبلاگش قرار بده تا با اون بتونه کامپیوتر بازدید کننده ها رو کنترل و هک کنه
خوشبختانه من همچین کدی رو در وبلاگم قرار ندادم! و تا کنون هم هک نشدم که بگیم کسی من رو هک کرده و کد رو در وبلاگ قرار داده

در ضمن حدود 2 سال هست که با با لپ تاپم این وبلاگ رو مدیریت می کنم و تا حالا هیچ مشکلی برام پیش نیومده (با وجود آنتی ویروس قوی و معروف نود 32 که همیشه آپ دیتش می کنم)

در این دو سال هم که برخی نزدیکان به وبلاگم سر می زن براشون مشکلی پیش نیومده

نمی خوام خدای نکرده این شائبه پیش بیاد که من نگران از دست دادن بازدیدکننده و آمار هستم
چون با خدا عهد کردم حتی اگه بازدید کننده ای نداشته باشم به کارم که اشاعه ی فرهنگ ولایت فقیه هست و اون رو خیلی مقدس می دونم ادامه بدم

فقط برای اطلاع و رفع نگرانی دوستان این مطالب رو نوشتم

جناب صالحه
چه به ما سر بزنی چه نزنی لینکت کردم!

از تشخیص دهنده ی ویروس هم خیلی خیلی تشکر می کنم به خاطر اینهمه دقت
واقعا این دل سوزیت قابل تقدیره

راستی
شاید از اون دو ملیون آنتی ویروس، بالاخره یکیش یک ویروس هم توی وبلاگ چوب خدا پیدا کنه!
پاسخ صالحه : "پیرو ولایت" گرامی
امیدوارم دلخور نشده باشید
اون فرد تو یه کامنت خصوصی برای من کامنت گذاشت که وبلاگ شما ویروسیه. مقصر من بودم که بی هوا یه جای دیگه عمومی نوشتمش(عمدی نبود. جدی می گم).
من در هر صورت مطلب شما رو خوندم و لذت بردم. و از اینکه همسنگرهایی مثل شما دارم بارها خدا رو شر کردم و می کنم
بدون کنایه می گم که اون تشخیص دهنده ی ویروس هم فرد دلسوزیه. خیالتون راحت
باز هم میگم امیدوارم دلخور نشده باشید
در ضمن ممنون از لینک
لطف کردید
شاخه طوبی
چهارشنبه 1 دی 1389 10:11 ق.ظ
هیچکس یادش نبود که شب 17 محرم یعنی 7 شب است که مولا نداریم
محمد حسن
چهارشنبه 1 دی 1389 08:54 ق.ظ
به این کسی که به نام (...) کامنت می گذارد عرض می کنم:
شما دغدغه زیادی ندارید که به همه برچسب بزنید.
اگر بسیجی ها هم به جای جمع کردن بساط آشوب گران، باتوم های شان را می گذاشتند زمین و دوربین برمی داشتند، ما الان آنقدر فیلم و کلیپ داشتیم که امثال شما بفهمید کی وحشی و کتک کار و ... است.
همه آن کلیپ هایی که به دین و ایمان سبزها تبدیل شده به اندازه یک کلیپ لخت کردن ان بسیجی زخمی شنیع هست؟
نه آقا جان!
بدجور سوراخ دعا را گم کرده اید. اگر یک جنبش یا یک حرکت می خواهد بقا پیدا کند راهش بند شدن به چهارتا کلیپ و عکس از دعواهای خیابانی نیست. اینها کار عوام الناس است. کسی به ما بگوید حرف حساب اینها چیست؟ اصلا گروهی که یک سرش اسرائیل است و یک سرش گروه ریگی می تواند یک حرف واحد داشته باشد؟
شما فقط تکرار می کنید که چه چیز را نمی خواهید. ایرادی ندارد. بگویید چه می خواهید بلکه ما هم چیزی دستگیرمان شود.
اگر شما حرف تازه ای داشتید نه در ایام انتخابات آنهمه سلبی و نافی برخورد می کردید نه الان.
شما اسیر حصارهای توهم هستید. جریانی که فقط به مدد اینترنت زنده باشد همان بهتر که بمیرد.
یاحق
پاسخ صالحه : بخون آقای چند نقطه!
بخون!
هرچند...
بی نام و نشان
چهارشنبه 1 دی 1389 08:42 ق.ظ
سلام
وبلاگ خاکیان ناسپاس پس از یک سال و نیم سکوت به مناسبت سالگرد رحلت شیخ رضا ابوالقاسمی بروز شد.
www.sajjade.parsiblog.com
پاسخ صالحه : علیک سلام
خدا رحمتش کنه
کار خیلی خوبی انجام میدید
ممنون
...
چهارشنبه 1 دی 1389 04:24 ق.ظ
این حرف های تکراری!
خنده داره. درد و رنج مردم تکراریه؟
گیرم 4 نفر سوت کف زدن اونم تو یه کلیپ. شما اون روز بیرون بودی و بی حرمتی دیدی؟
من گفتم شادی کنیم؟
اگه خبر داشته باشی قبل از انقلاب هم بعد عاشورا تیتر روزنامه ها این بود:"هتک حرمت به عاشورا"
واقعا متاثر کنندس که شما حتی درصدی فکر نمیکنی که دیگران درست بگن...
البته این سر زیر برف کردن گاهی اوقات به نفعه انگار.
تو که به یه کلیپ سوت و کف قناعت میکنی اون هم کلیپ کتک و کاری و وحشی گری رو نمیبینی؟
شما یا آدم فوق العاده فرصت طلبی هستی یا فوق العاده دگمی.
در هر دو صورت برات متاسفم.
میتونی تایید هم نکنی....ولی خودت خوب میدونی که یه روزی که حق آشکار میشه.
پاسخ صالحه : چرا تایید نکنم؟
میذارم تا همه بخونن. نیازی هم به جواب نیست! ماه خیلی وقته که از پشت ابر بیرون اومده
مهران بقایی
چهارشنبه 1 دی 1389 01:55 ق.ظ
سركار خانم شما با تایید كامنت یك دزفولی پایتان را به مرحله بعدی ! گذاشتید عیبی ندارد فقط لطفا از دوستتان كه ویرگول به ویرگول الفبا را خوانده اند بپرسید كجا به شیخ انصاری توهین كرده ام؟ كجا به ناموس شهر توهین كرده ام ؟ ناموس شهر چه كسی است ؟ چه توهینی شده است؟ با آبروی كدام خانواده بازی شده است؟ بیین خانم جان این روشها خیلی وقت است كهنه شده بلاخره الفبا هست كسی كه بیاید آن را بخواند خیلی زود به دروغ های شما پی میرد من كه باكی ندارم شما كه ادعای دینداری دارید این دروغها را كجای دینتان جای می دهید من هنوز یك كلمه حرف نزده ام شما به دشنام گویی افتاده اید پس روزی كه حرف بزنم چه خواهید كرد یلدای خوبی داشته باشید فرصت مناسبی است كه الفبا را با دقت بیشتری بخوانید
پاسخ صالحه : ای بابا!
قرار بود سکوت کنید ها!
بعد هم وقتی آدرس های اغلاط املایی بعد از یک روز و به طرز اعجاب آوری ناگهان اشتباه درمیاد بعید نیست بعضی از پستهای الفبا غیبشون بزنه!!! البته اصلا ناراحت نباشید. ایراد فنی(!!!) سایت شما نمی تونه خللی به مباحثه وارد کنه. تمهیدات لازم قبلا اندیشیده شده اند.
آقای بقایی! خیلی خیلی خیلی مواظب باشید. آقای افشار قبلا به شما فرمودند که تیغ ایشون خیلی تیزه! بهتره تکون نخورید! در ضمن حواستون باشه!!شما تهمت"دروغگویی" به ما نسبت دادید. تهمت اصلا چیز خوبی نیست!
راستی منتظر "روزی که حرف بزنید" هستیم. فقط یه چیزی! قبلا بهتون اخطار داده شده اگه با قوانین ادیبشناس جلو نرید دودش تو چشم خودتون میره!! از ما گفتن.
مثبت اس ام اس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:04 ب.ظ
یلدا، شب خوردن و خندیدن نیست! شب برخاستن و خواستن است؛ برخاستن از خواب غفلت، و خواستن “خیر” از خدای بزرگ.
پاسخ صالحه : عالی بود
تشخیص دهنده ویروس
سه شنبه 30 آذر 1389 10:43 ب.ظ
سلام بر پیرو ولایت
و سلام بر همسر مهندستون.
عرض شود که همسر گرامی تون میدونن که اگر مثلا دو میلیون آنتی ویروس در جهان وجود داشته باشه ( نورتون ، مک آفی و....) و فرض کنیم که یک میلیون و نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه تاش ، وبلاگ شما رو ویروسی تشخیص ندن و فقط یکی شون اعلام کنه که وبلاگ شما آلوده اس ، باید گفت که وبلاگ شما ویروسیه و مشکل از اون یک میلیون و .....بوده که تشخیص ندادن.
این رو عرض کردم که قاعده و قانون سکیوریتی رو در شبکه خدمتتون عرض کرده باشم.
آنتی ویروس kaspersky بنده بطور اتوماتیک وبلاگ شما رو ویروسی تشخیص داد.
الباقیش با خودتون.
موفق باشید و به خانم محترمتون سلام برسونید.
پاسخ صالحه : عجالتا من علیک سلام میگم
خوب شد احتیاط کردم و دوباره به وبلاگ پیروان ولایت نرفتم
امیدوارم مشکلش زود حل بشه
...........
ممنون از شما
پیرو ولایت
سه شنبه 30 آذر 1389 10:24 ب.ظ
سلام دوست عزیز
بهم خبر رسیده که گفتین وبلاگم ویروسیه
نگران نباشین همسرم مهندس هست, روی وبلاگم نظارت داره و گفت مشکلی نداره
تازه تا مدیر وبلاگ نخواد و یک سری کدها توی وبلاگ نذاره, وبلاگ ویروسی نمی شه
پاسخ صالحه : علیک سلام
مونده بودم چطور به خودتون بگم این رو
خدا رو شکر خودتون مطلع شدید
و ممنون از اطلاع رسانی
بالاخره گفتیم احتیاط شرط عقله!
خدا رو شکر که مشکلی نیست
باز هم ببخشید اگه من هنوز هم احتیاط می کنم
خوشبختانه اومدم و نظرم رو هم دادم
چوب خدا
سه شنبه 30 آذر 1389 10:06 ب.ظ
به "یه دزفولی عزیز":
لازم بود ازتون به خاطر تاخیر در تایید کامنتتون معذرت خواهی کنم.
بقیه ی دوستانی هم که منتظر تایید کامنت هاشون موندن من رو ببخشن لطفا؛ سرم یکم شلوغه.
یا علی
نم نم باران
سه شنبه 30 آذر 1389 09:40 ب.ظ
دوباره سلام .راستی ویروسیه یعنی چه؟چه اتفاقی می افته ؟ خیلی به این وب سر می زنم .به هر حال ممنون از هشدارتون
پاسخ صالحه : دوباره علیک سلام
خودم هم هنوز نمی دونم چی میشه. یه نفر اینو بهم گفت که بیشتر از من و شما سر در میاره. منم فکر کنم وب جالبی بود. حیف که ویروسیه...
نم نم باران
سه شنبه 30 آذر 1389 09:37 ب.ظ
سلام،همیشه ارادت داریم وسر می زنیم
پلاکفا خصوصی نداره فعلا.وقتی خصوصی ها را می خونم حذفشون می کنم البته اگه زرنگتر از بنده نخونده باشندش!
پاسخ صالحه : علیک سلام عزیزم
حالا پاکشون کردی؟
...
سه شنبه 30 آذر 1389 09:24 ب.ظ
واقعن سرتونو کردید تو برف..کدوم برهم زدن نظم عمومی؟
جواب الله اکبر خالی که شد باتوم برقی و کتک اختشاش هم میشه.
من بودم و دیدم که مردم تو آرامش تجمع کردند.
میشه فلسفه عاشورا رو بگید؟
قرار هر سال بیایم بزنیم تو سر و صورت خودمون که چی؟
فکر نمیکنید هدفی بود از این همه تاکید به بزرگداشت این روز؟
به فرض که این انقلاب با خون به دست اومده.
اگر یک عده فکر کردند ناحق داره پیش مبره چه روزی بهتر از عاشورا؟
من خودم اعتقادات شدید مذهبی دارم ولی با این رویه نظام مخالفم.
و حق مخالفت دارم تو چارچوب همین دین.
در مورد اسم هم منو ببخشین چون واقعن از همه چیز ترس دارم.
پاسخ صالحه : دوست عزیز اول خود جنابعالی سر مبارک رو از برف بیار بیرون!!!
پاسخی به قسمت اول صحبت هات نمی دونم چون از بس تکرار شده دیگه تکرارش حالم رو بد میکنه!!
اما درباره ی عاشورا صحبت هاتون من رو یاد یکی از هم دانشکده ای هام انداخت. ایشون اعتقاد داشتند که روز عاشورا رو باید جشن گرفت چون مبدا پیروزی اسلام بوده!!!!!!!!!
یادمه وقتی این صحبت رو بیان کرد فقط یه جمله بهش گفتم: تمام سال برای جشن گرفتن وقت ندارین که باید عدل روز عاشورا جشن بگیرین؟؟؟؟
همینجوری یاد این افتادم دست خودم نبود!؛))
اما از اینکه شما هم به این نتیجه رسیدید که هدفی برای بزرگداشت روز عاشورا بوده واقعا خوشحالم. بالاخره یه نقطه ی مشترک پیدا شد! ولی یه سوال:
گیرم جریان سبز برحق بود. گیرم تجمع اون روز قانونی بود و برای احقاق حقوقی که این نظام ظالم!! ازتون ضایع کرده(دوستان ولایی لطفا جلوی خنده شون رو بگیرن!)، ولی آیا نمی شد کسی سوت نزنه؟ کسی دست نزنه؟ کسی شادی نکنه؟ کسی جایی رو به آتیش نکشه؟ نکنه اون هم کار بسیجی ها بود؟ آیا حرمت روز عاشورا این رفتارها رو بر می تابید؟
این کامنتتون رو فقط برای این تایید کردم که گفته بودم نظرات مخالف رو هم تایید می کنم. وگرنه دیگه حالم از این حرفهای تکراری به هم می خوره.
سید یحیی
سه شنبه 30 آذر 1389 08:36 ب.ظ
سلام وب قشنگی دارین به منم سر بزنین
پاسخ صالحه : علیک سلام
یه دزفولی
سه شنبه 30 آذر 1389 06:49 ب.ظ
پاسخ جناب سعیدی راد
استاد گرامی.
دغدغه شما ستودنی است.
لیکن مانده ایم مات که چرا وقتی آقای بقایی در وب سایتشان به نوامیس شهر دشنام میدهند صدایی از شما و دوستان شنیده نمیشود؟
وقتی آقای بقایی به اسم یک دزفولی در وبسایت سخیفش به شیخ انصاری دشنام میدهد حضرتعالی به او نمیگویید که این کارا چیه؟
استاد معزز
امثال افشار و چوب خدا
چوب محافظه کاری کسانی را میخورند که بخاطر حفظ وجهه ی ادبی خویش و در حاشیه ی امن ماندن خودشان ترجیح میدهند تا به کسی مانند مهران بقایی بگویند : سلام مهران جان.
تا اینکه از وقت نازنین خود مایه بگذارند و گوش این نابکار را بپیچانند و تقاص حمله این نانجیب به نوامیس شهر را با اخراجش از صحنه ادب دزفول بگیرند.
شما را به خدا اگر ترجیح تان همان کنج عافیتی است که دارید.. باشید استاد.
باشید و دزفول را با غم های بیشمارش تنها بگذارید.
قدمتان روی چشم اخوی
صدسال دیگر زنده باشید و به شهر بیایید و ما را سرافراز کنید.
بی دغدغه ی آنکه ملحدی چون بقایی چگونه بااعصاب و آبروی خانواده های شهر بازی میکند.
چه بد پارادوکسی است این پارادوکس که استاد عبدالرحیم سعیدی راد در باره شهدا و جبهه کتاب بنویسد و از سویی هتاک به شهدا را با سلام و علیک تحویل بگیرد و برایش کامنت بگذارد.
پوزش میخواهم از اینکه اینگونه سخن راندم.
اما از چون شمایی انتظار بسیار بیش از اینهاست.
مستدام باشید
پاسخ صالحه : خدا کنه آقای سعیدی راد این رو بخونه
حس غریب
سه شنبه 30 آذر 1389 01:48 ب.ظ
سلام
عزاداریهاتون قبول
ببخشید دیر دیر میام سر میزنم آخه سرم خیلی شلوغه
پاسخ صالحه : علیک سلام
عزاداریهای شما هم قبول باشه
می دونم عزیزم، راحت باش!
رحمت خدا
سه شنبه 30 آذر 1389 01:01 ب.ظ
سلام. مختصر و مفید: یادش بخیر!!
پاسخ صالحه : علیک سلام
آره والا!
یادش بخیر...
...
سه شنبه 30 آذر 1389 10:05 ق.ظ
سلام.متاسفم براتون.
بحث این نیست که کی درست میگه.
مهم اینه که هرکسی حق حرف زدن داره.
اگر مخالف، محارب و حکمش اعدام.
ما با شاه چه فرقی داریم؟
اگر اسمم رو نمینویسم دلیلش این فضایی که باعث و بانیش امثال شما هستن.
کمی به خودت بیا و به دیگران حق بده مخالفت باشن.
پاسخ صالحه : علیک سلام
بله، من هم میگم همه حق حرف زدن دارند. اما هیچ کس حق بر هم زدن نظم عمومی و ایجاد رعب و وحشت بین مردم رو نداره. هیچ کس حق نداره مسجد آتیش بزنه، هیچ کس حق نداره حرمت روز عاشورا رو بشکنه. هیچ کس حق نداره با دروغ و سیاهنمایی مردم نسبت به انقلاب و به نظامی که با "خون" به دست اومده بدبین کنه. مخالفت به خودی خود مشکلی نداره. ولی مطمئنم اگه شما هم جای پدر و مادر اون جوان هجده ساله بودید که خونش به ناحق ریخته شد به جز محاکمه باعث و بانی اون قتل خواسته ی دیگه ای نداشتید.
مخالف یکیه و محارب یکی دیگه است. اشتباه نکنید
شما هم می تونید مخالف باشید. هیچ مشکلی نیست. من برای نظر مخالف احترام قائلم و تا وقتی توهینی توی کامنت شما نبینم هر مخالفتی باشه درجش می کنم. منتها با اسم بیاید بهتره
سعیدی راد
سه شنبه 30 آذر 1389 09:42 ق.ظ

تو رو به اباالفضل این کارا چیه؟
پاسخ صالحه : آقای سعیدی عزیز
لطفا پست های ادیب شناس رو کامل و با حوصله مطالعه بفرمایید. منظور آقای افشار کاملا واضح بیان شده: دفاع از وجهه ی ادبی و فرهنگی دارالمؤمنین دزفول!
عشقستان اسماعیل
سه شنبه 30 آذر 1389 08:30 ق.ظ
سلام
الان دارم چند تا کار رو با هم انجام میدم
پس فقط
پاسخ صالحه : علیک سلام
ممنون از هدیه ی قشنگت
خودت گلی خانم معلم
فترمه
سه شنبه 30 آذر 1389 08:16 ق.ظ
سلام
بله
بقول آقای کاظمی قبله کج نیست نمازی که نخواندند کج است
درود بر شما
پاسخ صالحه : علیک سلام
آقای کاظمی اون رو برای طرفداران تفکر هاشمی گفته بود
و چقدر هم قشنگ گفته بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30