تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - سالروز حماسه ی ماندگار نه دی مبارک باد

سالروز حماسه ی ماندگار نه دی مبارک باد

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله
سالروز حماسه ی ماندگار نه دی مبارک
اول نوشت:

دو مطلب رو شدیدا مشتاقم که بدونم:
1- میرحسین موسوی امروز چه حالی داشته؟
2- جناب استوانه دیشب چه خوابی دید؟
شما می دونید؟

من و شهدا
   ساعت هفت و نیم جمع کردیم و رفتیم شهیدآباد (مزار شهدای دزفول) برای قرائت زیارت عاشورا. موکت ها را نزدیک مزار مرحوم شیخ رضا ابوالقاسمی پهن کردیم و منتظر شدیم تا مداح زیارت را شروع کند. سرم پایین بود و چادرم را روی صورتم کشیده بودم. حال و هوای شخصی خودم و هوای مطبوع صبحگاهی و حس لطیفی که منشأ آن، حضور شهدا بود امیدوارم کرده بودند که یکی از "باحال ترین" زیارت عاشوراهای عمرم را داشته باشم. ضدحال اول، خراب شدن سیستم صوتی بود! ازدیاد جمعیت و سروصدای خودروهای عبوری و هواپیماها، و نرسیدن صدای مداح مزید بر علت شد تا خیلی زود از جمع بکَنم و در تفکرات خودم غرق شوم و مرثیه ی دل خودم را بخوانم. یادمان شهدای جاویدالاثر رو به رویم بود. جاوید الاثر... چه معنای ژرفی دارد این واژه... جاویدالاثر نه تنها از جانش که از نام و نشانش هم گذشته است. خجالت زده شدم. از همه ی شهدایی که جانشان را و جسمشان را و آرزوهایشان را برای حفظ اسلام داده بودند شرمنده شدم. من کجا و شهدا کجا؟ اصلا من آنجا چکار می کردم؟ چطور به خودم اجازه دادم در جمع آنان و در کنار آنان حاضر شوم؟  با چه رویی؟ حتی شاید نفس "آلوده به دنیا"ی من باعث آن ضدحال بود...
   باید توبه میکردم؛ توبه از تمام نفسانیت های روزمره. توبه از گناهان گذشته و آینده... توبه از هرچه که حجاب بود بین من و خدا... من و شهدا... اما تلخی همیشگی "دست خالی" بودن عذابم می داد. با کدام آبرو از خدا طلب بخشش کنم؟ مگر شهدا به دادم می رسیدند. مثل همیشه...
   شروع کردم به خواندن فاتحه برایشان. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک... از کار خودم خنده ام گرفت. سکوت کردم تا شهدا برای من فاتحه بخوانند...

پی نوشتز:
1- بی لیاقتی یعنی اینکه دو بار از نزدیک محل گرامی داشت سالگرد نه دی بگذری و نتونی توش شرکت کنی. خداااااااا...
2- می دونستید نی ساندیسم رو زدم به دیوار اتاقم؟ بهترین تزیین دیوار اتاق کنار تصویر شهدا همین نی ساندیسه!
3- پوستر ها و عکس های زیر رو از اینترنت گرفتم به جبران عکس نه چندان جالب پست قبلی. پوستر های گرافیکی مربوط به سایت مفید نیوز هستند.













شهید آینده
جمعه 10 دی 1389 01:17 ق.ظ
سلام علیکم
شب شهادت سید الساجدین(ع) را به شما تسلیت عرض می کنم
تازگی ها خیلی قلبم تیره شده; دعام کنید تا چپ نکردم
ما هر چقدر هم که بد باشیم باز عاشق سید علی هستیم
به همین عشق مقدس قسمتون می دهم که دعام کنید
اگر همینجور پیش برم و تا موقع ظهور نتوانم خود را اصلاح کنم...
دعام کنید
پاسخ صالحه : علیک سلام
خدا خودش می فرماید لا تقنطو من رحمة الله!
هیچ وقت فراموش نکنیم که اگه یک قدم به سمت خدا برداریم خدا ده قدم به سمت ما میاد. فقط کافیه وقتی دستش رو به طرفمون دراز می کنه بی درنگ قبولش کنیم و با گناهانمون پسش نزنیم. و این رو هم یادمون باشه کسی که توبه می کنه مثل اینه که هیچ وقت گناهی مرتکب نشده؛ و حتی بالاتر از اون: مثل اینه که به جای گناه کار نیک انجام داده!
با وجود خدای به این مهربونی؛ و با اراده ای که در وجود یه "سرباز" هست حتما می تونیم خودمون رو اصلاح کنیم. فقط باید از همین الان شروع کرد. از همین لحظه...
وارث
پنجشنبه 9 دی 1389 09:30 ب.ظ
سلام صالحه جونم.
گلم داشتیم شادی میکردیم برای حماسه آفرینی 9 دی، با این متن قشنگت بازم شرمنده مون کردی. و باز شرمندگی شما برای ما موند.
پاسخ صالحه : علیک سلام
لطف داری عزیز
بصیرت صادق
پنجشنبه 9 دی 1389 07:21 ب.ظ
سلام احوالتون عزای شهادت سید و ساجدین(ع) تسلیت باد
مطلب زیبا و جالبی بود
منتظرشما در وبلاگمون هستیم
پاسخ صالحه : علیک سلام
منم شهادت امام سجاد رو تسلیت میگم
و البته بریک نه دی سر جای خودش هست
محمد حسن
پنجشنبه 9 دی 1389 06:35 ب.ظ
ما فکر می کردیم فقط شیخ بی سواد است که کلا مرخص است. اما دیدیم مهندس هم دست کمی از رفیقش ندارد. یک جایی فرموده: «این حکومتیا راهپیماییای عظیم مارو توی 25 و 30 خرداد نمی بینن و دلشونو به تجمعات مهندسی شده خوش کردن»
بعد دیدم بنده خدا خودش را لو داده! گفته تجمعات "مهندس"ی شده!
کافر همه را به کیش خود پندارد!
نه عمو!
اگر ما "مهندس"ی بودیم که الان شیخ شده بود مقام معظم رهبری!
یاحق
پاسخ صالحه : من که تفاوتی بین میرچیز و شیخ بی سواد نمی بینم. دو روی یک سکه اند اینان!
داماد لرستان
پنجشنبه 9 دی 1389 03:55 ب.ظ
سرکار خانم
میشه دست از سر من بردارین؟
به شما چه من الان چه حالی دارم.
عجبا!!
آدم تو خونه ی خودش ، آخر هفته یی اجازه نداره پای منقل خودش بشینه؟؟؟
چه گیری کردیم؟
میشه بسه؟؟؟
آهای عروس آذربایجان..بیا ببین این صالحه چی میگه شرشو از سر منو منقلم کم کن.
ببین خانم چوب خدا....زیادی ش.رش. دربیاری میدم استوانه بخورتت ها!!
پاسخ صالحه : جناب داماد لرستان! مزاحم عروس آذربایجان نشو. طفلی داره رو تئوری عجیب الخلقه اش کار می کنه شاید خودش چیزفهم شد چی گفته!!
استوانه هم یحتمل الان داره برای نجات مهدی جونش راهزنی... ببخشید! رایزنی می کنه. فکر نکنم وقت اضافی داشته باشه!
؛)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.