تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - غیرت دزفولی هنوز زنده است!

غیرت دزفولی هنوز زنده است!

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله
1- پست جدید انشاءالله امروز عصر آپ میشه(یه یادآوریه که طرفداران موسوی حتما خوششون میاد!!).
2- دو بزرگواری که به نام های mehran و mm تو پست های قبلی کامنت گذاشته بودند و پرسش های خودشون در رابطه با ولایت فقیه رو مطرح کرده بودند هم تا فردا(دوشنبه شب) انشاءالله به پاسخ می رسند. فقط ببخشید که دیر شد.

3- بخش "بسیجی ها بخوانند" ربطی به مباحثات ادیب شناس نداره. این قسمت از متن(بخوانید خون دل) رو در جواب اونهایی نوشتم که در دفاع از بقایی، بی دلیل از بسیجی بودن و مذهبی بودنشون خرج کردند تا فضای ادبی مباحثه رو تحت تاثیر قرار بدهند. درحالیکه حرف ما همچنان همونیه که بوده:
آقای بقایی! شما ادیب نیستید!

ـــــــــــــــــــــــ

ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب

مهم نیست آقایان "یکی به میخ و یکی به نعل زن"!
راحت باشید آقایان خنثی!
از آقای بقایی دفاع کنید!

   از "رعیص عنجمن خسوثی غصه دزفول" که حتی املای صحیح واژه ها را بلد نیست دفاع کنید. از بقایی دفاع کنید و اصلا هم نگران ریشخند دزفول و دزفولی در فضای مجازی نباشید. بگذارید همه ی دنیا بدانند رئیس انجمن قصه ی دزفول به جای حدس، حدث می زند و حاضر را حاظر می نویسد و اراذل را ارازل! آفرین به انصاف و به حسن سلیقه و به عرق وطنی شما! دزفول به شما می بالد که اینگونه به دفاع از ادب و فرهنگش برخاسته اید.

بسیجی ها بخوانند:
   از بقایی دفاع کنید. غیر از شما باز هم هستند بسیجیان!! و غیر بسیجیانی که از او دفاع می کنند. و نقطه ی اشتراک همه ی شما یکی است: این طور نیست که فقط به وقت دفاع از بقایی پیرو اندیشه های او نباشید؛ شما حتی وقتی در سایت الفبا به شهدا، به شیخ انصاری که افتخار هر دزفولی است، به اندیشه های امام راحل و به نظامی که برخاسته از خون هزاران شهید  است اهانت می شود باز هم پیرو اندیشه های او نیستید و نیازی به ابراز مخالفت هم نمی بینید. دوستی که این حرف ها را بر نمیدارد. دنیا دو روز است! بگذار یکی هم اینگونه آبروی شهرمان را حراج کند. مگر چه عیبی دارد؟
سهراب افشار را دروغگو می نامید. اما من به صداقت شما شک دارم. پیرو اندیشه های بقایی هتاک نیستید و او را مهران جان خطاب می کنید!!
با هم دوست باشید! ما بخیل نیستیم! فقط اگر امکان دارد نوع رابطه ی خود با آقای بقایی را برای ما تشریح کنید. نه مخاطب جدی ادبیات هستید و نه همفکر او! و در عین حال از او دفاع می کنید. چه دوستی جالبی!

   و شما برادر عزیز که کارت بسیج خود را گم کرده ای. دنبالش نگرد! به اعتقاداتت رجوع کن و به قلبت. مهران بقایی به خواندن پست جدید الفبا دعوتت کرده. اینجا را بخوان و پیرو اندیشه های بقایی نباش! و از او دفاع کن! و خودت را بسیجی بدان! و در این اجتماع نقیضین که برای خود تعریف کرده ای غرق شو. خیالت آسوده. دزفول به این مظلومیت کهنه عادت دارد.



اما دزفول قهرمان!
تو نیک می دانی که غیرت دزفولی هنوز زنده است...

با تشکر از آقای افشار بابت این شعر(اینجا):

دل ات برای ادب تنگ می شود گاهی
دل برخی به خدا سنگ می شود گاهی
به تو سهراب، ادیبانه گفت سخنی
به جایی دگر، چرا جنگ می شود گاهی
گِلاشوب تا کنی زلال رود ادب
فریب و وعده ی تو ننگ می شود گاهی
دل برخی ز حق بریدگان ( ! ) چه شود
که «دل شکسته» ی این رنگ می شود گاهی؟
نگاه سرخ تو، با عاشقانه ی سیاه ( ! )
دو ضد و نقیض، چه همرنگ می شود گاهی
در ایستادن او، شرمنده گشتنِ تو
اراده نیز هماهنگ می شود گاهی
بیا و صراط ادب، بگیر و رهرو باش
به چپ! به راست!  قرز« لَنگ» می شود گاهی
به اهل ادب، دروغ بستی و بد گفتی
زلال دزت چه قشنگ می شود گاهی
ببوس و کنار نِه ادب را که می دانم
دل ات برای ادب تنگ می شود گاهی



110
سه شنبه 5 مهر 1390 03:36 ب.ظ
سلام اینترنتو تمام وبلاگاشو سایتاش ظاهرا غروق دزفیلیان هر وبلاگی میرم مدیرش دزفیلیه این دزفیلیها انقدر بیکارن که همه وقتشون پای کامپیوترو اینترنت میگذره
پاسخ صالحه : علیک سلام
دزفولی ها جایی رو قرق نکردن برادر (یا خواهر!) عزیز
بیکار هم نیست
توی دنیای مجازی هم فضا به اندازه ی کافی هست هم مطمئنا وقت شما بهتون اجازه ی فعالیت میده که الان اینجایین
بسم الله!
بچه دزپیل خوتون
سه شنبه 14 دی 1389 01:37 ب.ظ
سلام وعرض ادب خدمت
سرکار خانم صالحه
تشکر از درک وفهیم بودن جنابعالی.
ماادبیاتی هاراهم درگروه حامیان جناب آقای افشار قرار دهید.

زبان طنز دراین مواقع بهترین نکنه هارادرخود جای می دهد.

بدرودوصدالبته پایدار باشید.
پاسخ صالحه : علیک سلام
امیدوارم دیگه هیچ وقت از این سوءتفاهم ها پیش نیاد
منتظر طنزهای بعدی شما هستیم
موفق باشید
منظره
دوشنبه 13 دی 1389 04:15 ب.ظ
صالی جون یه سر برو الفبا کامنتای بقولی رو ببین
کاملا معلومه از تیتری که زده وحشت برش داشته و مثل...پشیمونه.
منتهی میخواد با درخواست های ساختگی از طرف کامنتهای الکی نشون بده که به درخواست خوانندگان تیتر رو عوض خواهد کرد.
احتمالا امروز یا فردا به یه بهانه ای تیتر رو عوض میکنه.
به جون خودم نیگاه کن ببین.
من شیش دفه کتاب توله های شیطان رو خوندم.
پاسخ صالحه : منم معتقدم سوای از محتوا حداقل تیتر رو باید عوض کنه
واقعا شرم آوره که تا حالا کسی از مسئولین برای این تیتر مؤاخذه اش نکرده!
یه دزفولی
دوشنبه 13 دی 1389 02:23 ب.ظ
تفاحه باهوش!!!!
ظاهرا نخواندهای داستان کلکوتی و گاف بقولی رادر این مورد؟
احتمالا شما هم املای تان چون مرادتان ضعیف است.
سوال : اگر گفتی خِردنگ را با کدام خ می نویسند؟
نه اشتباه گفتی!
با خ دسته دار
پاسخ صالحه : به تفاحه: نوش جان کردی؟
یاه یاه یاه
تفاحه
دوشنبه 13 دی 1389 09:06 ق.ظ
تقدیم به : منظره سهراب افشار شكارچی علمی حامی و دست آخر بچه دزپیل و... همه ی باسوادان عزیز !! كه یكنفرند
1ـ تاسف عمیق ما را بپذیرید
2ـ از این كه چوب خدا این قدر باعث خنده است نمی دانیم بخندیم با گریه كنیم
3ـ شاپور بختیار نخست وزیر شاه بود اونی كه اسمش به گوش شما خورده پرویز شاپوره افشار تان هم گاف عمران صلاحی و كلكوتی او راداده بود قبلا
4- به همین چیز ها كه می نویسید خوش باشد خوش بگذرد ما را هم بخندانید ممنون می شویم زیاد
پاسخ صالحه : از قدیم گفتن "کافر همه را به کیش خود پندارد"! نخیر عزیزم، اینا یک نفر نیستند! ما نیازی نداریم از شگردهای آقای بقایی استفاده کنیم!
فی الحال هم می تونید بخندید. از نظر من مانعی نداره! اون ضرب المثل که میگه "خنده بر هر درد بی درمان دواست" دقیقا اینجا و برای درد بی درمان شما مصداق پیدا می کنه!
بعله!
منظره
یکشنبه 12 دی 1389 11:52 ب.ظ
اَاَاَاَ.....چقد کامنت؟؟؟
همشم درباره بقولی؟؟
آره کتابو دادم شکارچی بقولی.
هنور برش نگردونده.
واااااااااای ای معماگو چه با نمکهههههه
راستی بچه ها
بقولی حدثشو برده صفحه 112 الفبا
پاسخ صالحه : به محض اینکه پسش داد بده من
به کسی دیگه ندی ها؟ اگه لازمه زنبیل بذارم؛))
اون کاریکلماتور هم جالب بود ها!
حدث بقایی هم که مدام جابجا میشه! عجیبه والا! یکی نیست بهش بگه انقد به شعور مردم توهین نکن. خب بابا دیدیمش دیگه! هی جابجاش می کنی که چی بشه؟ خدااااااااااااااااااا
شکارچی بقایی
یکشنبه 12 دی 1389 11:30 ب.ظ
به اطلاع کلیه تک تیراندازان سایبری شهر می رساند :
کسی که در سایت الفبا بنام ARA حاظری (ببخشید حاضری) میزند کسی نیست جز همان توله ی شیطان که خودش برای خودش کامنت گذاشته.
راستی صالحه
من کتاب روانشناسی توله های شیطان را از منظره گرفتم و خواندم.
حرف ندارد.
کلی سواتم!! بالاتر رفته.
پاسخ صالحه : با معرفت ها به من هم بدید بخونم!
راستی کامنت های الفبا هم باحال شده ها! جوابهایی که بقایی به فردی به اسم محمد داده واقعا جالبه. دوستان حتما بخونید!
سمیرا
یکشنبه 12 دی 1389 09:59 ب.ظ
باور کن به کامنت معماگو اینقدر خندیدم که اشکم در اومد
انگار این یارو مهران بقه خیلی باحاله نه؟
لینک ادیب شناسو رفتم خوندم فهیدم این مهران بق یه کم نه بلکه خیلی شیرین میزنه.
مطمئنم اونهایی هم که دورش جمع میشن پشت سرش مسخرش میکنن

خیلی جالب بود. نمیدونستم تو شهرمون یه همچین اعجوبه هایی هم هستن دختر

میگم حالا واقعا این یارو خودشو نویسنده میدونه یا دارین دستش میندازین؟

به هر حال از کامنت معماگو خیلی خوشم اومد جون تو
پاسخ صالحه : والا چی بگم سمیرا جون!
آقای بقایی حتی اگه نویسنده هم نباشه مهم اینه که در حد یه علاقه مند به نویسندگی حداقل املا بلد باشه. تازه این فقط یه بعد قضیه است. فکر کن تو دزفول فقط همین یه انجمن قصه رو داشته باشیم. یعنی رقابت بی رقابت! اون وقت اگه کسی بخواد با انجمن دزفول آشنا بشه با چی مواجه میشه؟!
هییییییییییییی
حامی ادیب شناس
یکشنبه 12 دی 1389 08:39 ب.ظ
سلام خواهرم
موضوع این کامنت جدی است و از شما خواهش دارم اقدام بفرمایید لطفا.

حتما و قطعا لفظ «ادبی» را از متن پستتان و جمله ی رعیص عنجمن ... حذف کنید و به جای آن قید بفرمایید خصوصی (یا خسوسی یا خسوثی) زیرا باید تاکید و تفهیم شود که دزفول انجمن فعال قصه ای که منتسب به این موجود باشد ندارد و این شخص، به طور سرخود یک محفل خصوصی برای خودش درست کرده است .
همگان باید بدانند که نتایج و مطالب این انجمن به یک فرد و یه نفر معلوم الحال برمیگردد نه به یک شهر.
پس مرحمت فرموده و متنتان را به طریق زیر اصلاح بفرمایید لطفا:

رعیص عنجمن خسوثی غصه دزفول

سپاسگزارم
پاسخ صالحه : علیک سلام
من به بحث های حقوقی کار ندارم که این انجمن خصوصی هست یا نه. چیزی که مهمه اینه که حتی اگر هم چیزی فراتر از یه انجمن خصوصی بود و به تمام شهر تعمیم پیدا می کرد ما به رسمیت نمی شناختیمش!
حتما اقدام می کنم
یه دزفولی
یکشنبه 12 دی 1389 08:15 ب.ظ
خانم صالحه
بذار بنده خدا دلشو خالی کنه.
مهم نیست.
هرچی گفت بذار همه بیشتر بشناسن این بنده خدا رو.
پاسخ صالحه : من الکی چیز رو حذف نمی کنم دوست گرامی
وقتی میگم دری وری گفته بود یعنی توهین کرده بود. یه چیزی می دونم که میگم!
گفتم به خودش:
اگه مثل آدم حرف بزنه تایید میشه و جوابش رو هم می گیره
بی یه دز فولی
یکشنبه 12 دی 1389 08:05 ب.ظ
یعنی کامنت یه دزفولی توش توهین نیست که منتشرش کرده ای؟
پاسخ صالحه : از نظر شما اگه به قورباغه بگن قورباغه بهش توهین کردن؟
مثال بود و در مثال هم که می دونید جای مناقشه نیست!
مخلص کلوم اینکه یه وقت یه نفر سزاوار یه چیزی هست! در ضمن اینجا وبلاگ منه و من باید تشخیص بدم چی خلاف ادبه و چی نیست.
اگه اصرار دارید کامنتتون حاوی مطالب توهین آمیز نبوده دوباره بفرستید تایید می کنم
به یه دزفولی
یکشنبه 12 دی 1389 07:53 ب.ظ
منظورم همون کامنته که نوشته ای دری وری گفته ای ولی دری وری نیست بلکه واقعیته.
پاسخ صالحه : من کامنت هایی رو پاک می کنم که توش توهین باشه
شما هم مثل آدم حرف بزن تایید میشی!
چیزفهم شد؟
حامی ادیب شناس
یکشنبه 12 دی 1389 07:48 ب.ظ
سلام خواهرم
بنده مشتری وبلاگتان شدم چون عنوان مهران بق آیی را کاملا درست نوشته بودید:

رعیس عنجمن خصوصی غصه دزفول

البته اگر یک مورد دیگر را هم ویرایش کنید خیلی دعایتان می کنم و از این که این موچود هتاک فحاش بی ادب این کامنت های من و اقدامات متعاقب شما را ببیند کیف خواهم کرد. خدا خیرتان بدهد بی زحمت بنویسید:

رعیس عنجمن خسوسی غصه دزفول


این جوری جگرم خنک می شود. می خواهم ببینم آیا « عاغای محران بق آیی » می تواند قلتهای املاعی این جمله را کشف کند یا نه؟
پاسخ صالحه : خسوسی؟
خثوسی بهتر نیست؟
sssss
یکشنبه 12 دی 1389 07:26 ب.ظ
چرا باید از ابراز عقیده ی دیگران ناراحت شوید. همه که مثل شما فکر نمی کنند. هرکس می تواند نظر یا انتقاد خود را بیان کند و نباید او را تهدید و ارعاب کرد. تازه باید از انتقاد استقبال کرد و همه باید ظرفیت شنیدن صدای مخالف را داشته باشیم و گرنه انحصارطلب می شویم. و این تنها صدای شما نیست که باید در وب انتشار یابد.
پاسخ صالحه : من نه انحصارطلب هستم نه از شنیدن صدای بقیه ناراحت میشم
اما این در صورتیه که صرفا از "شنیدن صدا" صحبت بکنیم نه "شنیدن هتاکی"
راستی چقدر نوع ادبیاتتون برام آشناست
برم آی پی رو چک کنم ببینم
به یه دزفولی
یکشنبه 12 دی 1389 07:16 ب.ظ
چرا حذفش کردی؟ بذار ببینم( یه دزفولی) جوابش چیه؟ از حرف حق می ترسی؟ میترسی حناتون بیرنگ بشه که شده؟
پاسخ صالحه : چی رو حذف کردم؟
چی میگی تو؟
آبجی زهرا
یکشنبه 12 دی 1389 03:05 ب.ظ

سلاااااااااااام.
خوبی آبجییییییییییییییییی؟؟؟
ما فعلاً از دست امتحانات فلج شدیم.
شما که ماشالله کولاک میکنی هر روز.
نمیرسیم سر بزنیم.انشاالله بعد امتحانا می آییم میخونیم.
میگم این طرف رو بیخیال نمیشی شما؟؟
پاسخ صالحه : علیک سلااااااااااااااام
ممنون عزیز. شما خوبی؟
بعد از امتحاناتت بیا عزیزم. هیچ چی واجب تر از درس و مقش! نیست.
این طرف که میگی رو هم بی خیال نمی شیم! بحثمون از سر دلخوشی که نیست! ما حرفمون اینه که اگه نخوایم کسی به اسم رعیس عنجمن ادبی غصه ی دزفول!!! تو فضای مجازی آبروی دزفول رو ببره کی رو باید ببینیم؟!
همین!
بووَه
یکشنبه 12 دی 1389 02:56 ب.ظ
صالحَه بووَه بین چه بگُمت :
ایسون فموم ادیب شناس که به بقویی گُف :
پول های مجهول المنبع!!
یعنی چِ ؟
جون خودوم ای یان اَ تِرون پیل بِ اُسوونه.
پیل دِهِنِش که ایطوری نویسه.
ندونوم اَچه نمگرنش؟؟؟
پاسخ صالحه : آ بووه راسِ بگویی
انا اچه تا دوشکه پـــِـه ایلوییون بپرس ایسون اومسه پـــِــه اولوییون؟؟؟؟
تو نمیری ای افشار یه چه دونه!
هنا بین!
بصیرت صادق
یکشنبه 12 دی 1389 02:48 ب.ظ
سلام خدا قوت
چه خبره مثل اینکه دعواست ما که در رفبیم ولی منتظریم
پاسخ صالحه : علیک سلام
دعوا نیست، داریم از آبرو و شرف شهرمون دفاع می کنیم.
حتما خدمت می رسیم
مخصوصا که عنوان انتخابی خیلی جالب به نظر می رسه.
شکارچی بقایی
یکشنبه 12 دی 1389 02:40 ب.ظ
چوب خدای عزیز
تهمتی که بقایی به نظام زده است بسیار بسیار بیشتر و بزرگتر از تهمتی است که کروبی ملعون به نظام زده است.
تهمت تجاوز به اندیشه یک ملت خیلی خیل سنگین تر از تهمت تجاوز جنسی به چند نفر است.
بسیار متاسفم برای دزفول مظلوم.
کجایند دلیران خفته به خون در شهید آباد و بهشت علی.؟
وای برما....وای بر ما.

پاسخ صالحه : آقا یا خانم شکارچی بقایی
اولا که اسم باحالی داری
دوما این آقا تازه داره خودش رو نشون میده. حیف که بحث ما تو ادیب شناس یه چیز دیگه است وگرنه حرف زیاد داشتیم برای گفتن...
فقط می خواستم یه سوال از بسیجیان "کارت گم کرده"ی دور و بر بقایی بپرسم که اون رو هم بی خیال شدم. حالا دیگه مطمئنم خیلی مسائل تا الآن حفظ ظاهر بوده! اگه چیزی بگن ممکنه مهران جان!! ناراحت بشه. ناراحتی مهران بقایی هم خیلی عواقب داره!!!!!!!!!!
عبدالرحیم
یکشنبه 12 دی 1389 11:43 ق.ظ
انحرافات فرقه صوفی گنابادیه
حامی ادیب شناس
یکشنبه 12 دی 1389 07:39 ق.ظ
سلام خدا قوت
خیلی می بخشید خواهر محترم
شما به چه حقی لقب نچسبِ «رئیس انجمن ادبی قصه دزفول» را به این آقا چسبانده اید؟
ایشان خودش به طور شخصی یک محفل خصوصی برای خودش درست کرده که هیچ ربطی به دزفول و دزفولی ندارد. امثال شما خواهر محترم با چسباندن این لقب به این موجود، کار بسیار اشتباهی می کنید. این آقا حاضر است بدترین فحش ها را به او بدهید اما در لا به لای فحش ها یتان این لقب را نیز به او بچسبانید.
خیلی عذر می خواهم اما اگر تا فردا این کلمه را به صورتی که برایتان می نویسم ویرایش نکنید دیگر هیچ گاه به وبلاگتان سر نخواهم زد:
لطفا متن پستتان را ویرایش کنید و به جای عنوان دروغین «رئیس انجمن ادبی قصه دزفول»جمله ی زیر را بنویسید:
«رعیس عنجمن خصوصی غصه دزفول»
منتظر دیدن این تغییر هستم و از امروز تا فردا وبلاگتان را رصد می کنم.
ممنون و یا علی
پاسخ صالحه : علیک سلام
ممنون از تذکر شما دوست گرامی!
به نکته ی بجا و دقیقی اشاره کردید. من هم اگر تا الآن نوشتم "رئیس انجمن قصه ی دزفول" به خاطر این بوده که بعضی دوستان!! به خودشون بیان.
آخه بعضی ها اونقدر به فکر آبروی مهران جان!! هستند که آبروی دزفول رو فراموش کردند.
کافیه یه فرد کنجکاو از یه جای کشور یا دنیا بخواد درباره ی وضعیت قصه نویسی در دزفول چیزی بدونه. اونوقته که با یه پرس و جوی ساده سر از الفبا در میاره
فکر می کنید با چی مواجه میشه؟
می بینه یاللعجب! رئیس این انجمن فخیمه حتی یه املای ساده رو هم بلد نیست؟!! فکر کردید می گه "یک نفر "دزفولی املای صحیح کلمه ی حاضر رو نمی دونه؟ نخیر؛ میگه دزفولی "ها" چه و چه...
اونوقته که خیلی دلم می خواد ببینم خیل عشاق سینه چاک مهران جان! که تو الفبا برای بی سوادی بقایی کف و سوت می زنند و هورا می کشند چه جوابی دارند!
ــــــــ
حتما درستش می کنم که با سطح سواد املایی آقای بقایی هم جور دربیاد.
چوب خدا
شنبه 11 دی 1389 11:22 ب.ظ
خطاب به اونی که در ادامه ی کامنت یه دزفولی دری وری نوشته:
خودتی!
zeinab
شنبه 11 دی 1389 09:46 ب.ظ
سلاااااااااااااااااااااام
خوبی گلم؟
من در گیره امتحانام
خیلی درس هام سخته
برام دعا کن حتما
پاسخ صالحه : علیک سلام
ممنون. بد نیستم.
انشاءالله همه رو خوب میدی و با معدل عالی قبول میشی
تو هم برای من دعا کن
شنبه 11 دی 1389 07:49 ب.ظ
خطاب به بی حیایی که اسم قشنگ "یدالله" رو رو خودش گذاشته:
حقیرتر از اونی هستی که ارزش جواب رو داشته باشی؛ ولی برای اینکه چشم تو امثال تو دربیاد:
به دوستان که جفا میکنند میگویم
اگر چه گفته ام اکنون بلند میگویم
که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست
تمام بود و نبودم فدای خامنه ایست
ــــــــــــ
تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
روزی میرسه که دست خدا طوری بزنه پس کله ات که نفهمی از کجا خوردی!
پاسخ صالحه : این کامنت رو در جواب فردی به اسم یدالله نوشتم
یادم رفت اسمم رو بنویسم.
یه دزفولی
شنبه 11 دی 1389 07:22 ب.ظ
داشتم عرض میکردم که :
زیاد غصه پارادوکسیکال بودن حال و روز میثم خالدیان رو نخورید.شاید پارادوکس خالدیان بقایی توی یه قندون جا بشه.
ولی توی این ممکلت پارادوکس های خیلی بزرگتر هم هست که توی هیچ شودادونی جاش نمیشه.
مثلا :
چطور ممکنه اونی که باجناق هویدای ملعون بوده یه روز بشه نخست وزیر جمهوری اسلامی.
چطور ممکنه اونی که معاون اول یه کاندیدای رییس جمهوری باشه درست لحظه رای دادن نشون بده و اعلام کنه که داره به ریش بی ریشه ی کروبی میخنده و به موسوی رای میده؟
چطور ممکنه که شما عین عبدالجبار کاکایی سالهای سال ؛ نون بسیج و شهدا رو بخوری ولی تا سر بزنگاه میشه ، رو کنی که هیچ نسبتی با ارزشهایی که شهدا براش شهید شدن نداری؟
چطور ممکنه همین الان هم؛ قلمت نونخور شهدا و دفاع مقدس باشه ولی دلت برای امثال بقایی بسوزه و دنبال این باشی که خطر افشاگری رو ازش دور کنی؟
آره خانم چوب خدا!
خیلی مشکل نیست که هم از بقایی دفاع کنی و بخاطرش آب دهان قلمت رو به دیگران بندازی و از طرفی موذیانه بخوای بگی که قبلن قبلنا...خودتم بسیجی بودی و حالا کارتتو گم کردی.
اتفاقا بنظر من پارادوکس میثم خالدیان خیلی راحت قابل حله.
دقت کن:
ننویسید : کارت بسیج
بنویسید : غیرت ...مردونگی...انسانیت...شرف....انصاف.
.
.
خب خواهر
حالا کسی که کارت بسیجشو گم کرده باشه .....
.
.
البته با احترام به تمام کسانی که هیچوقت عضو بسیج نبودن.
چون عضویت در بسیج اجباری نیست و فی نفسه عضو نشدن در این شجره طیبه گناه هم نیست.
بلکه سخن برسر اوناییه که با ادعای گم کردن کارت بسیج میخوان بگن که جزو فتنه گرایی هستن که پارسال داد میزدن : بسیجی واقعی....
پاسخ صالحه : جایی برای حرف نذاشتید.
دلم برای اونهایی میسوزه که فریب اسامی و عناوین رو می خورن:
بسیجی، فرمانده ی جنگ، شاعر اهل بیت، ادیب...
البته بلانسبت بسیجیان و فرماندهان و شاعران و ادبای "واقعی"!!!
رحمت خدا
شنبه 11 دی 1389 07:18 ب.ظ
سلام آبجی. اگه چند روز غیبت داشته باشیم حسابی عقب می یفتیم ها!
برای بعضیها واقعا متاسفم که ندانسته از کسی حمایت میکنن. واقعا که...!
پست محتضر عالی بود. مو به تنم سیخ شد!
التماس دعای فراوان... 
پاسخ صالحه : علیک سلام
البته این وسط هستند افرادی که اتفاقا "دانسته" از بعضی ها حمایت می کنند!!
ممنون بابت نظرتون.
محتاجیم به دعا
یه دزفولی
شنبه 11 دی 1389 07:04 ب.ظ
خواهرجان تو این مملکت خیلی چیزا پارادوکسیکاله.
میثم بقایی (ببخشید : میثم خالدیان) که سهله...
به من بگو معنی اینکه کروبی کاندید بود ولی معاون اولش جلوی دوربین ها به موسوی رای داد پارادوکس نبود؟
به من بگو : باجناق هویدای ملعون باشی و بعد نخست وزیر جمهوری سالامی هم بشی و بعد بخوای رئیس جمهور هم بشی پارادوکس نیست؟
به من بگو : شبی که هنوز مردم دارن رای میدن بیای جلوی دوربینا و بگی : به گزارش ناظرین ام ؛ من پیروزم.
وبعدش فردا صب بگی که تقلب شده چون ناظرین منو بیرون کردن. پارادوکس نیست؟
آخرش ناظرینت روی صندوقا بودن یا نبودن؟؟؟؟؟

خانم چوب خدا...مملکت ما پُره پارادوکسه.
غصه نخور.
به من بگو : چه جوری میشه که اسم شناسنامه ات زهره کاظمی باشه ولی سالهای سال بانام مستعار و غیر قانونی زهرا رهنورد رئیس دانشگاه الزهرا باشی و خاتمی بهت حقوق بده؟؟
چه میشه هم قلمت نونخور شهدا باشه هم بزنی زیر دنبه فتنه گرا؟؟
مثل : عبدالجبار کاکایی
مثل ....
پاسخ صالحه : هییییییییییی
حالم دیگه از واژه ی پارادوکس به هم می خوره
هییییییییی
ولی اون چند تا نقطه ی آخر رو خوب اومدی!
روان شناسی شیطان
شنبه 11 دی 1389 06:56 ب.ظ
سلام
فکر می کنم آقای بقایی یه دور دیگه باید نهضت سواد آموزی رو بگذرونند تا دیگه از این غلط املاییها نداشته باشند
یا علی
پاسخ صالحه : تکراری بود ولی چون حق گفتید تایید می کنم
روان شناسی شیطان
شنبه 11 دی 1389 06:55 ب.ظ
سلام
فکر می کنم آقای بقایی یه دور دیگه باید نهضت سواد آموزی رو بگذرونند تا دیگه از این غلط املاییها نداشته باشند
یا علی
پاسخ صالحه : علیک سلام
درد اینه که ایشون رییس انجمن قصه ی شهر ادیب پرور دزفول هستند. خدااااااااا.......
سهراب
شنبه 11 دی 1389 06:36 ب.ظ
تقدیم به سرکار خانم صالحه ( غیورترین بانوی سایبری دزفول)

(( دلت برای ادب تنگ میشود گاهی؟))

http://adibshenas.wordpress.com
پاسخ صالحه : نمی دونم چی بگم
معنی بسیجی رو نمی دونستم که امروز فهمیدم:
بسیجی یعنی پیرو امام باشی و در عین حال هتاک به اندیشه های امام را دوست خود بدانی!
به نظر شما یکم پارادوکسیکال نیست؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30