تبلیغات
چوب خدا صدا نداره... - موسوی را کمی بیشتر بشناسیم

موسوی را کمی بیشتر بشناسیم

 

نوشته شده توسط:صالحه

بسم الله

   وقتی کاندیداتوری میرحسین موسوی به طور غیر رسمی اعلام شد هیچ شناختی ازش نداشتم. فقط یادم میاد به محض اینکه این خبر رو شنیدم یاد یکی از سخنرانی های چند سال پیش دکتر عباسی افتادم که در برابر کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی موضع گرفته بود. مطلب جالبی رو به کنایه بیان کرد به این مضمون که وای به حال ما که بعد از حدود یک ربع قرن هنوز نتونستیم نیروی جدید سیاسی ارائه بدیم و باید از ذخایر!! استفاده کنیم...
بگذریم.
   "نخست وزیر امام" چیزی بود که اون روزها زیاد می شنیدم(البته استحضار دارید که اون موقع هنوز از طرف طرفداران موسوی، در رد اندیشه های امام راحل و پاره کردن عکس و توهین به ایشون اقدامی صورت نگرفته بود). خیلی برام عجیب بود! چرا نخست وزیر امام؟؟ چرا نمی گفتند نخست وزیر مقام معظم رهبری؟؟؟
البته طولی نکشید که دلیلش رو متوجه شدم....

اجازه بدید یکم تو تاریخ سیر کنیم:

{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" 1/3/1388:}
پنجشنبه 7 آبان1360، فردای روز رای اعتماد مجلس به "میر حسین"، جلسه ای در دفتر ریاست جمهوری میان سران قوا و نخست وزیر برگزار و مقرّر می گردد
همان کابینه شهید "باهنر" با حدّاقل تغییر معرفی گردد.
"میرحسین" که با آرای شکننده ی 115 رای از 202 نفر صاحب رای، به نخست وزیری رسیده بود، به این پیشنهاد روی خوش نشان داد...

{ به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 20/3/1389:}
یکی از وقایع تاریخی که در سال گذشته با زوایای مختلف مورد بازخوانی قرار گرفت، استعفای "میرحسین موسوی" در یکی از حسّاس‌ترین برهه‌های تاریخی و به صورت رسانه‌ای بود. روز 15 شهریور سال 1367 در شرایطی که ایران به تازگی قطعنامه آتش‌بس یا به تعبیر "امام خمینی" جام زهر را پذیرفته بود، روزنامه جمهوری اسلامی که در اختیار "مسیح مهاجری" یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به "میرحسین" قرار داشت، در حالی منتشر شد که خبر استعفای "میرحسین موسوی" از نخست وزیری را به عنوان تیتر یک انتخاب کرده بود. استعفایی که بدون هماهنگی رئیس جمهور و رهبر انقلاب نگاشته شده بود...



{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در۱۳۸۸/۳/۱:}

این استعفا پس از پذیرش قطعنامه و پایان یافتن عملیات مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش‌بس بین ایران و عراق بود و در واقع استعفای "میرحسین موسوی" با صبح اوّلین روز مذاکرات دکتر "ولایتی" در ژنو همراه ‌شد و جالب تر آنکه از رادیو نیز اعلام گشت.
{ به نقل از سایت محمّد مهدی اسلامی منتشره در 20/3/1389:}
امّا این استعفا ابعاد دیگری نیز داشت که در بازخوانی تاریخی ماجرا، مورد غفلت قرار گرفته است. "موسوی" همزمان با نگارش نسخه مطبوعاتی استعفایش،‌ در همان 14 شهریور‌ماه، نسخه دوّم استعفایش را با دستخط خویش در سربرگ نخست‌وزیری خطاب به رییس‌جمهور منتخب مردم با تعابیری تند و موهن نگاشت.
وی در نامه خویش که خطاب به مقام محترم ریاست جمهوری بدون ذکر نام ایشان و بدون سلام و احترامات معمول آغاز شده است، به بیان نکاتی در توضیح علّت استعفای خویش می‌پردازد که در نسخه ارسال شده به مطبوعات موجود نبوده است. وی علّت بیان این موارد را اینگونه توضیح داده است: "با این نیّت که ذکر آنها انشاء‌الله در آینده کشورمان و دولت‌های بعدی مفید باشد"...
وی در خاتمه ادّعا می‌کند که این استعفا به معنای قهر از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست و تاکید نموده است "این استعفا بدلیل ناتوانی اینجانب برای کار با این شرایط است و درست برای همین ناتوانی است که اینجانب تکلیف را از خود ساقط می‌بینم." اگرچه وی توضیح نداده است که اگر این استعفا به معنای قهر نبود، چرا بعد از تحویل نامه استعفا به روزنامه مخفی شده است...
امّا امام راحل نیز در واکنش به این استعفا، مرقومه عتاب‌آمیزی صادر فرمودند که در نهایت منجر به پس گرفتن استعفا از سوی "موسوی" شد...

متن نامه ی امام خمینی در پاسخ به استعفای موسوی

زمان: 15 شهریور 1367، مطابق با 24 محرم 1409
مکان: تهران، جماران
موضوع: مخالفت با استعفای نخست وزیر
مخاطب: موسوی، میرحسین(نخست وزیر)

   بسم الله الرحمن الرحیم

   جناب آقای موسوی، نخست وزیر محترم
   نامه ی استعفای شما باعث تعجب شد.
  حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید.
   در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزیری، در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید. در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید، چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.
   تعزیرات از این پس در اختیار مجمع است تشخیص مصلحت است، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد.
   همه باید به خدا پناه بریم؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند.
   مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.
   از آنجا که من به شما علاقه مندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم. والسلام.
15/6/67
روح الله الموسوی الخمینی
"اختیارات ولایت فقیه در نامه ها و فرمان های امام خمینی(قدس سره)"
انتشارات تسنیم، قم
چاپ اول، 1385

نکته های زیادی توی این استعفا و جوابیه ی امام هست. به قسمت های رنگی دقت کنید! فکر نکنم حرفی برای گفتن مونده باشه. همه چیز واضح و گویا است.
اگر موسوی نخست وزیر امام بود(که نبود!) آقا هم رئیس جمهور امام بود! آی خوشم میاد از این منطق جلبکی!
اما ادامه:

{ به نقل از سایت محمّد مهدی اسلامی منتشره در 20/3/1389:}
در خصوص فاصله زمانی انتشار استعفای "میرحسین" تا زمان پاسخگویی وی به دفتر امام، نقل قول‌های گوناگونی مطرح است.
"جلال‌الدین فارسی" به تازگی در مصاحبه‌ای به ماجرای پس از استعفای موسوی از نخست وزیری اینگونه اشاره کرده است که "در دوران نخست وزیری "موسوی" هم زمانیکه امام راحل قطعنامه را پذیرفتند، "میرحسین" با دادن استعفا مخفی شد تا این‎گونه در جامعه القا کند که من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد. امام هم روسای قوه قضاییه و مقنّنه و اگر اشتباه نکنم یک یا دو نفر دیگر را احضار کردند و بدون بحث در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه "موسوی" به‎دنبال فرد جایگزین بودند که آقا وارد جلسه میشوند و امام شرح جلسه را میفرمایند و نظر آقا را میخواهند که آقا از تصمیم شوم "میرحسین" پرده‎برداری میکنند و به امام می‎گویند با استعفا موافقت نکنید، چراکه او به دنبال قهرمان سازی از خودش است. امام در این زمان دستش را بلند میکند و با اشاره به آقا میفرمایند این درست است..."
بر اساس نقل‌های موجود گویا "میرحسین موسوی" در فاصله زمانی تنظیم استعفا نامه در 14 شهریور تا 17 شهریور که به محضر امام می‌رسد، در منزل "آلادپوش" که از دوستانش بود به سر می‌برده است.
روز سوّم که حاج "سید احمد خمینی" با تماس با مراکز مختلف از یافتن او نا امید شده بود، به افراد مختلف می سپرد که امام فرموده اند به "میرحسین" بگویید بیاید که اگر نیاید نامه‌ای تنظیم کرده‌ام و در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهم که اگر پخش شود برای او دیگر دنیا و آخرت نمی‌ماند.
روز سوّم "میرحسین" تا ساعت 11 به محضر امام می رسد، آنگونه که منابع آگاه بر اساس یادداشت‌های آن زمان ... : امام راحل نکاتی را بدین شرح به وی فرموده‌اند "من یک گله دارم و یک اعتراض،‌ گله دارم از اینکه شما اگر مشکلی داشتید، مثل گذشته مراجعه می‌کردید و حل می‌کردیم،‌ اگر می‌خواستید بروید، بی سرو صدا می‌رفتید. چرا سر و صدا کردید؟ اعتراض دارم به اینکه این مطالب را چرا به پای نظام نوشتید و نسبت به دولت دادید؟ ... اگر نبود کار این چند سال شما، به ملت اعلام می‌کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده‌اید. و بعد از این چه توقعی است که از مجلس دارید؟ این حق مجلس است که به هر وزیری که می‌خواهد رای بدهد یا ندهد. شما می‌بایست از نظر مجلس تبعیت کنید. دیگران هم قبل از شما از این قبیل حرفها می‌زدند که مجلس باید هماهنگ با ما باشد. شما مجلس هرچه گفت به مجلس اخترام بگذارید. اگر مسئله‌ای بود شورای مصلحت حل خواهد کرد."
آنچه مسلم است، پس از یک وقفه معنادار، امام بار دیگر حمایت علنی خویش را از دولت تکرار نمودند تا آثار استعفای نابجای "میرحسین"، به عملکرد دولت بیش از این آسیب نرساند. هرچند به نظر ناظران سیاسی جنس این دفاع آشکارا متفاوت بود.

همونطور که در ایام تبلیغات انتخاباتی دیدید موسوی که سابقه ی درخواست های فراقانونی رو تو کارنامه اش داشت به خودش اجازه می داد دولت خدمتگذار و خدوم دکتر احمدی نژاد رو به بی قانونی متهم کنه. الحمدالله که ماه پشت ابر نموند!

زهرا
شنبه 25 دی 1389 12:40 ق.ظ
سلام.مطلب زیبایی بود والبته وبتون هم جالبه
موفق باشید.با اجازه برای کلوب داغ کردم
پاسخ صالحه : علیک سلام
ممنون از لطفتون
صاحب اجازه اید
آقا سعید
شنبه 25 دی 1389 12:31 ق.ظ
سلام وبلاگ پر محتوایی دارید
لینک کردم یا علی ...
پاسخ صالحه : علیک سلام
دیر شده برادر
من رو رفتنی کردند...
میم عین میم
سه شنبه 14 دی 1389 10:20 ق.ظ
ممنون که آمدید

باز هم بیائید که آمدن گل زیباست

یاعلی
پاسخ صالحه : خواهش می کنم
واقعا از خوندن وبلاگتون لذت بردم
دعا می کنم خداوند روز به روز به سربازانی مثل شما اضافه کنه
موید باشید
علی
دوشنبه 13 دی 1389 04:00 ب.ظ
خدمت شهروند عرض کنیم که اینطور نیست که نیروهای حزب اللهی شهر در برابر حرکات بقایی ساکت نشسته اند بلکه از طریق قانونی و از طریق نهادهای مسئول پی گیر هستند البته این شخص علاقه خاصی جهت مطرح شدن دارد. در ضمن از مطالب سنگکوب متشکریم
پاسخ صالحه : ممنون از احساس وظیفه ی شما
در ضمن می تونید از طریق ایمیل آقای افشار مستقیما خودشون خسته نباشید بگید
من هم ازشون متشکرم
شهروند
دوشنبه 13 دی 1389 01:32 ب.ظ
سلام متاسفم برای دزفول که شخصی مثل مهران بقایی آزادانه به ارزشها توهین می کند وکسی صدایش در نمی آید. این حزب اللهی ها کجایند ؟ راستی رابطه شما با انصارحزب الله چیست؟
پاسخ صالحه : علیک سلام
ناراحت نباشید همشهری. بالاخره یه نفر پیدا شد و صداش رو بلند کرد؛ بگذریم که چه هجمه هایی از چپ و راست و بالا و پایین شروع شدند که این تنها صدا رو هم خاموش کنند...
من هیچ رابطه ای با هیچ جا ندارم.
رحمت خدا
دوشنبه 13 دی 1389 01:04 ب.ظ
سلام.
به روزم آبجی صالحه...
یا علی...
پاسخ صالحه : علیک سلام
چشم
آمدیم
ن.خ
دوشنبه 13 دی 1389 06:51 ق.ظ
سلام دوباره
صرفا جهت اطلاع:تمامی نظرات دوستداران جناب افشار و جناب بقولی مطالعه می شود.پیگیر هستم ولی بی صدا
گاهی میام و حاظری میزنم و هدس میزنم چه خبره.یعنی که یعنی!
موفق باشی
پاسخ صالحه : علیک سلام آبجی خوبم
ممنون که پیگیر هستید. علبطه باید عملا کلهمه ها رو درثط بنویصیم که ایشون بلت باشن بخونن.
یعنی که یعنی!
مهاجر
دوشنبه 13 دی 1389 01:54 ق.ظ
سلام
خیلی عالی بود . گرچه قبلا هم دیده بودم ولی الان بخشهای جدید تری هم بود كه اتقان بحث رو بیشتر كرد.
یادم هست از برخی ها شنیده بودم كه آن روزها جناب متوهم با حضرت آقا زیاد جور نبود.فقط همین. وقتی شنیدم كاندیدا شده، ودیدم كه خاتمی پشتش درومده فهمیدم قضیه از چه قراره!
ممنون كه این پست رو گذاشتی. چشم بعضیا درآد.
پاسخ صالحه : علیک سلام
مهاجر عزیز این پست قرار بود چرب و چیلی تر از این هم باشه اما سردرد و سرگیجه مانع شد همین رو هم خوب بنویسم. کلی تحلیل داشتم براش.
ممنون که خوندی. منم میگم تا چشم بعضیا درآد
رحمت خدا
دوشنبه 13 دی 1389 12:02 ق.ظ
بازم سلام.
الهی شکر که به دست خودش رسوا شد.
مرتیکه بی شعور بی حیا...
ببخشید بی ادبی کردم. دلم پره ازش.
ممنون آبجی صالحه.
امتحانا شروع شده و حسابی سرمون شلوغ با درسای تلمبار شده!
التماس دعا
یا علی...
پاسخ صالحه : علیک سلام
دل همه ازش پره. مصیبت اینه که هنوز یه عده هستن که طرفداری می کنند!
هییییییییی
انشاءالله که امتحاناتت رو خوب میدی و با معدل عالی قبول میشی. نگران تلمبار شدگی درسها هم نباش! دانشجو جماعت کلا از شب امتحان بیشتر از طول ترم استفاده می بره. چیز عجیبی که نیست؛)
والا!
منظره
یکشنبه 12 دی 1389 11:33 ب.ظ
سلام صالی جونم
امشب اینجا چه سوتو کوره؟؟؟
بدون بقولی هرگز نمی چسبه.
راستی خبر داری؟
بقولی خان بازم صفحه حدثشو جابجا کرده.
عین آتیش شده کف دستش نمیدونه طفلک کجا قایمش کنه؟؟؟
پاسخ صالحه : علیک سلااااااااااااام منظره عزیز
بچه ها تو پست قبلی هستند. راستی ناقلا شنیدم یه کتاب دادی به "شکارچی بقایی"!
به من نمیدی؟ نامرد!
ن.خ
یکشنبه 12 دی 1389 10:19 ب.ظ
سلام
تا دار و دسته ی بقایی پیدا نشدند یه سلام و عرض ادب و خداقوت خدمت صالحه عزیز
پاسخ صالحه : علیک سلام
همشهری هام تو پست قبلی هستن
اگه دلت می خواد می تونی به کامنت های پست قبل یه سری بزنی عزیزم:))
رحمت خدا
یکشنبه 12 دی 1389 09:17 ب.ظ
سلام.
نخست وزیر امام!
عالی گفتی آبجی. تا حالا به این کلمه دقت نکرده بودم!
منتظر ادامه اش هم هستیم.
یا علی...
پاسخ صالحه : علیک سلام
ببخشید که معطل شدید
الان می نویسمش
صابر عجم
یکشنبه 12 دی 1389 08:12 ب.ظ
سلام بر شما
موج سایبری حمایت از کاوه اشتهاردی

http://www.598.ir/fa/pages/?cid=7885
پاسخ صالحه : علیک سلام
ما هم هستیم
تک خوری ممنوع!
بصیرت صادق
یکشنبه 12 دی 1389 07:09 ب.ظ
سلام خداقوت ممنون از حضورتون و بازه منتظریم
به مطلب جالبی اشاره کردید
موفق و سربلتد باشید
پاسخ صالحه : علیک سلام
ادامه اش رو هم بخونید ها!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.